The effect of eight weeks aerobic training and moderate and high doses green tea consumption on body composition and lipid profile in overweight and obese women

Document Type : Research Paper

Authors

1 Associate Professor of Exercise Physiology, Faculty of Physical Education and Sport Sciences, Hakim Sabzevari University, Sabzevar, Iran

2 MSc of Exercise Physiology, Faculty of Physical Education and Sport Sciences, Hakim Sabzevari University, Sabzevar, Iran.

3 3. Professor of Exercise Physiology, Faculty of Physical Education and Sport Sciences, Hakim Sabzevari University, Sabzevar, Iran.

Abstract

   Introduction: Regular consumption of green tea may influence energy metabolism, body weight and body fat content. The purpose of this study was to investigate the effect of eight weeks aerobic training and moderate and high doses ofgreen tea consumption on body composition and lipid profile in overweight and obese women.
   Materials & Methods: A total of 36 overweight and obese women selected and randomly divided into three groups, aerobic training with moderate doses of  green tea (500 mg), aerobic training with high doses of  green tea (750 mg), and placebo (starch). Both training groups  performed aerobic training (3 sessions per week, each session 45 minutes) and consumed green tea for eight weeks. Placebo groups had no training during this period. Blood sample were taken in the fast state. Data were analyzed using one-way ANOVA and LSD post-hoc tests (α≤0.05).
  Results: Overall eight weeks aerobic training combined with moderate and high doses of  green tea supplementation significantly decreased weight, BMI, body fat percent age and increased VO2max, however, there were no significant differences between the two groups in these variables. Also, there were no significant differences in WHR, LDL-C, HDL-C, Tchol and TG, between the three groups.
  Conclusion: Overweight and obese women probably could modify body composition via aerobic training in combination with green tea supplementation. Also, it was suggested to use high doses of green tea with aerobic training on relation to lipid profile.

Keywords


مقدمه

    چاقی علت اصلی بسیاری از بیماری­های مزمن است، لذا بررسی علل آن از اهمیت بالایی برخوردار است. در افراد چاق، چربی­های مضری همچون لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL-C)، کلسترول تام (Tchol) و تری­گلیسرید (TG) بیش از دامنه طبیعی است و از آنجا که افزایش این چربی­ها و همچنین کاهش لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL-C)، جزو عوامل خطرزای اصلی برای بیماری­های کرونری قلب در زنان محسوب می­شود، لذا بهبود نیم رخ لیپیدی حائز اهمیت است (1). در بحث چاقی، علاوه بر بهبود نیم رخ لیپیدی که به دنبال درمان چاقی صورت می­پذیرد، کاهش درصد چربی بدن نیز اهمیت می­یابد. در واقع کاهش وزن منطقی زمانی صورت می­گیرد که با کاهش توده چربی و درصد چربی بدن همراه باشد.

    تغییر روش زندگی همچون افزایش فعالیت بدنی و استفاده از رژیم کم کالری، از اولین مداخلات در زمینه کاهش چربی اضافی بدن و مقابله با چاقی محسوب می­شود(2). به علاوه، امروزه استفاده از مواد گیاهی و مکمل­های مختلف نیز برای کاهش وزن و چربی بدن مورد استفاده قرار می­گیرد. یکی از این مکمل­ها چای سبز است که اثرات مفید بسیاری بر سلامت فرد می­گذارد. یکی از این اثرات، نقش ضد چاقی چای سبز است (3).

     چای بر اساس فرآیند تهیه، به سه نوع اصلی تقسیم می شود: 1- چای سبز[1] 2- چای اولانگ[2]   3- چای سیاه و قرمز (4). هر یک از این چای ها حاوی منبع قابل توجهی کاتچین[3] ، تیافلاوین[4]  و تیاروبیجین[5]  می باشند. این مواد ظرفیت آنتی اکسیدانی بالایی دارند (5). در این میان چای سبز که یک چای غیر تخمیری است نسبت به چای سیاه و چای اولانگ، کاتچین بیشتری دارد (4). کاتچین های چای سبز ترکیبات پلی فنلی موجود در برگ خشک چای می­باشند. فرضیه غالب این است که این کاتچین ها بر فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک[6] (SNS)، افزایش هزینه انرژی و افزایش اکسیداسیون چربی موثر است (6). فراوان ترین کاتچین چای سبز اپی گالو کاتچین گالات[7] (EGCG)، است، که بیشتر در رابطه با اثرات پیشگیری کننده از سرطان و بیماریهای قلبی عروقی مطالعه شده است. اگر چه شواهدی وجود دارد که نشان می­دهد EGCG نقش متابولیک هم داشته و می­تواند در کاهش چربی بدن موثر باشد (2). همچنین EGCG موجب کاهش دریافت غذا می­شود و سطوح تری­گلیسرید، کلسترول و لپتین خون را پایین می­آورد و از طرفی سوخت و ساز انرژی را تحریک کرده و میزان HDL خون را افزایش می­دهد (7).

    با بررسی تحقیقات قبلی مشخص گردید که بعضی تحقیقات از مکمل چای سبز به همراه تمرین (هوازی یا مقاومتی) استفاده کرده اند، و درصدد بررسی تاثیر تعاملی این دو متغیر بوده­اند اما ضمن اینکه این تحقیقات معدود بودند، نتایج آنها نیز متناقض بود (8-11). در همین رابطه، کاردوسو1 و همکاران، اثر مصرف چای سبز و تمرین مقاومتی را بر ترکیب بدن و میزان سوخت و ساز استراحت در زنان دارای اضافه وزن و چاق بررسی کردند. 36 آزمودنی بعد از یک دوره 4 هفته­ای رژیم غذایی، به چهار گروه چای سبز، دارونما، چای سبز و تمرین مقاومتی، دارونما و تمرین مقاومتی، تقسیم شدند. افراد در یک برنامه تمرین مقاومتی و یک دوره رژیم غذایی به مدت 8 هفته شرکت کردند. نتایج نشان داد که در مقایسه با گروه­های دیگر، مصرف چای سبز به همراه تمرین مقاومتی باعث افزایش میزان متابولیسم استراحت، افزایش وزن خالص بدن، افزایش قدرت و کاهش درصد چربی بدن، محیط کمر و ذخایر تری­گلیسرید می­گردد (11). ایچینوز2  و همکاران، تاثیر تمرین هوازی و مصرف عصاره چای سبز را بر متابولیسم سوبسترا حین ورزش در آزمودنی­های مرد سالم بررسی کردند. آزمودنی­ها ورزش رکاب زدن بر روی دوچرخه کارسنج را با شدت 60 %  اوج اکسیژن مصرفی به مدت 60 دقیقه و به تعداد 3 بار در هفته برای 10 هفته انجام دادند. در طول این مدت گروه تجربی روزانه مقدار 8/572 میلی­گرم کاتچین مصرف می­کردند. نتایج نشان داد که خوردن کاتچین همراه با تمرین هوازی باعث کاهش نسبت تبادل تنفسی و افزایش استفاده از چربی­ها حین تمرین می­شود (9). هیل3 و همکاران، در مطالعه خود بر 38 زن چاق و دارای اضافه وزن دریافتند که انجام تمرین ورزشی با شدت متوسط همراه با مصرف روزانه 300 میلی­گرم EGCG یا پلاسیبو به شکل کپسول، تغییر معناداری در وزن بدن و ترکیب بدن آزمودنی­ها در طول 12 هفته ایجاد نمی­کند (2). حقیقی و همکاران، تاثیر تمرینات هوازی و مکمل چای سبز را بر برخی عوامل خطرزای قلبی- عروقی، در مردان دارای اضافه وزن مورد بررسی قرار دادند. آزمودنی­ها تمرینات خود را به مدت 10 هفته (3 بار در هفته) با شدت 65 % تا 75 % حداکثر ضربان قلب انجام دادند و روزانه 3 عدد چای سبز کیسه­ای، محتوی 2 گرم چای خشک مصرف کردند. نتایج نشان داد که ترکیب تمرین و مصرف چای سبز سبب کاهش معنادار وزن، شاخص توده بدن، درصد چربی و افزایش معنادار VO2maxشد، اما تغییر معناداری در میزان پروتئین واکنشیC و چربی های خون ایجاد نکرد (12). همین محقق در تحقیق دیگری، اثر 8 هفته ترکیب تمرین هوازی و مصرف مکمل چای سبز را بر درصد چربی بدن و نیم رخ لیپیدی زنان چاق و دارای اضافه وزن بررسی نمود. آزمودنی ها، به اجرای تمرینات هوازی (3 بار در هفته، با شدت 65% تا 80% حداکثر ضربان قلب) و مصرف مکمل چای سبز (3 گرم چای سبز خشک در 200 میلی­لیتر آب جوش) پرداختند. در پایان مشاهده شد، ترکیب تمرین هوازی و مکمل چای سبز باعث کاهش معنادار وزن و درصد چربی بدن شد اما بر نیم رخ لیپیدی (HDL-C، LDL-C، Tchol و TG) تاثیر معناداری نداشت (13). همچنین، مارون4 و همکاران، از مکمل چای سبز بدون تمرین استفاده نمودند. آنها 240 زن و مرد دارای چربی خون را به مدت12 هفته تحت نظر قرار دادند. مکمل مصرفی شامل 375 میلی­گرم عصاره چای سبز غنی از تیوفلاوین بود. نتایج آنها، 3/11 % کاهش در کلسترول تام و 4/16 کاهش در LDL-C را نشان داد (14). نادری و همکاران، نیز پس از 2 هفته مصرف مکمل چای سبز بر 20 موش صحرایی، به این نتیجه رسیدند که کاتچین های چای سبز سبب کاهش سطوح تری گلیسرید و کلسترول سرمی و افزایش HDL-C می شود (15).

    در یک جمع بندی می توان گفت که مطالعات مختلف نتایج متفاوتی را نشان دادند که علل آن را می توان به تفاوت در نوع آزمودنی ها (سالم یا بیمار، انسان یا موش)، سن آزمودنی ها، نوع مکمل مصرفی (با کافئین یا بدون کافئین)، شکل مصرف مکمل (دم نوش،کپسول یا قرص چای سبز)، دوز مکمل مصرفی، وجود تمرین و یا عدم آن و غیره دانست. با این حال نکته ای که وجود دارد و در همه این تحقیقات مشترک است استفاده از چای سبز به عنوان مکمل است. اما در خصوص دوز مصرفی چای سبز، این نکته قابل ذکر است که مطالعات مختلف تاکنون دوزهای متفاوتی از چای سبز را جهت کاهش وزن به کار برده اند که بعضی از این تحقیقات حتی بدون اعمال تمرینات ورزشی بوده است (14- 17) . با این وجود، هنوز دوز مشخصی از چای سبز که بتواند به همراه تمرینات ورزشی برای بهبود ترکیب بدن و نیم رخ لیپیدی، مبنا قرار گیرد به دست نیامده است. ضمن این که نوع چای سبز و نحوه مصرف آن موضوع دیگری است که نیاز به تحقیقات بیشتری دارد. لذا هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر یک دوره تمرین هوازی و مصرف چای سبز با دوزهای متوسط و بالا بر ترکیب بدن و نیمرخ لیپیدی زنان دارای اضافه وزن و چاق است.

روش کار

    این مطالعه مورد شاهدی و نیمه تجربی در تابستان سال 92 در دانشگاه حکیم سبزواری  انجام شد. روش تحقیق کاربردی با طرح پیش آزمون- پس آزمون می باشد. از طریق نصب آگهی در دانشگاه و با حضور در باشگاه­ها و پارک­ها از بین زنان چاق و دارای اضافه وزن (BMI≥25 [8] کیلوگرم بر متر مربع) (18) که مایل به شرکت در این طرح بودند، تعداد 36 نفر انتخاب شدند. آزمودنی­ها قبل از شروع کار رضایت نامه کتبی را پر کردند. هیچ یک از آزمودنی­ها دارای سابقه ورزشی، سابقه مصرف دارو، سیگار و الکل نبودند (این موارد توسط پرسشنامه کنترل گردید).

جامعه آماری شامل زنان چاق و دارای اضافه وزن شهرستان سبزوار بودند که در دامنه سنی 19 تا 57 سال قرار داشتند. از این میان تعداد 36 نفر داوطلب شدند و به طور تصادفی در سه گروه مساوی زیر قرار گرفتند.

    1) گروه تمرین هوازی+ دوز متوسط چای سبز (500 میلی­گرم چای سبز حاوی 300میلی­گرم کاتچین در روزهای تمرین) (سن 40/11±31 سال، قد 92/4±41/160 سانتیمتر، وزن 71/9±69/75 کیلوگرم و شاخص توده بدن 56/3±42/29 کیلوگرم بر مترمربع)

    2) گروه تمرین هوازی + دوز بالای چای سبز (750 میلی­گرم چای سبز حاوی 450 میلی­گرم کاتچین در روزهای تمرین) (سن 18/9±31 سال، قد 06/6±91/158 سانتیمتر، وزن 54/8±34/74 کیلوگرم و شاخص توده بدن 14/3 ±45/29 کیلوگرم بر متر مربع) 3) گروه دارونما (پودر نشاسته) (سن 12/11±91/34 سال، قد 26/5±41/159 سانتیمتر، وزن 12±29/76 کیلوگرم و شاخص توده بدن 26/4 ±98/29 کیلوگرم بر مترمربع)

    قبل از شروع برنامه تمرینات و تقسیم تصادفی آزمودنی­ها، سلامت عمومی، سلامت قلبی تنفسی، کنترل عدم مصرف دارو، نداشتن بیماری­های خاص، عدم مشکل حرکتی و عدم استعمال سیگار توسط آزمودنی­ها، از طریق پرسشنامه و پزشک معتمد بررسی شد. سپس از آنان خواسته شد برای ثبت اطلاعات مربوط به سن، قد، وزن، دور کمر، دور لگن و ترکیب بدن به آزمایشگاه دانشکده تربیت بدنی و برای اندازه­گیری نیم رخ لیپیدی به آزمایشگاه پاتولوژی علوم پزشکی مراجعه نمایند. پس از این مرحله، آزمودنی­ها به طور تصادفی در گروه­های مورد نظر قرار گرفتند.  برنامه تمرینی کاملا تحت نظارت محقق انجام شد. مدت برنامه 8 هفته بود. تمرین به تعداد 3 جلسه در هفته و هر جلسه 45 دقیقه شامل 10 دقیقه گرم کردن، 30 دقیقه راه رفتن و دویدن و 5 دقیقه سرد کردن بود. شدت تمرین به صورت تدریجی هر دو هفته افزایش می­یافت، به طوری­که از شدت 65% ضربان قلب حداکثر در دو هفته اول شروع و هر دو هفته 5% به شدت فعالیت افزوده می­شد به نحوی­که در دو هفته پایانی شدت تمرین، به 80% ضربان قلب حداکثر رسید. از فرمول (سن -220) برای محاسبه ضربان قلب حداکثر استفاده شد.

    در این تحقیق برای بالا بردن دقت کار و اطمینان از مصرف دوز تعیین شده، به جای دم کردن چای سبز از قرص­های گیاهی آن با میزان مشخص کاتچین، بهره گرفته شد. هر قرص 500 میلی­گرمی چای سبز حاوی 300 میلی­گرم کاتچین بود. این قرص­ها از شرکت حسان دارو با کد محصول 24231929 تهیه شد. برای گروه دوز متوسط 1 عدد قرص (در یک کپسول)، برای گروه دوز بالا 5/1 عدد قرص (در یک کپسول) و برای گروه دارونما نیز از نشاسته (در یک کپسول) استفاده گردید (4، 19، 20). برای یکسان سازی کار و از بین بردن تفاوت ها، تمامی مقادیر به صورت پودر در کپسول­های یک شکل به آزمودنی­ها داده شد که باید در روزهای تمرین، بعد از صرف نهار، توسط آزمودنی­ها مصرف می­شد.    عمل خون­گیری در دو مرحله، قبل از آغاز تمرینات و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین از همه آزمودنی­ها در حالت ناشتایی به میزان 5 سی سی انجام شد. تری­گلیسرید پلاسما با روش کالری­متریک آنزیماتیک و کیت شرکت پارس آزمون ایران با حساسیت یک میلی­گرم در دسی لیتر­ (mg/dl1) و ضریب تغییر 4/1% اندازه­گیری شد. کلسترول پلاسما با روش آنزیماتیک فتومتریک و کیت شرکت پارس آزمون ایران با حساسیت سه میلی­گرم در دسی لیتر­ (mg/dl3) و ضریب تغییر 4/1% اندازه­گیری شد. HDL-C و LDL-C پلاسما با روش فتومتریک آنزیماتیک و کیت­های شرکت پارس آزمون ایران با حساسیت یک میلی­گرم در دسی لیتر­ (mg/dl1) و ضریب تغییر 5/1% انداز­ه­گیری شدند.

    کنترل رژیم غذایی، توسط پرسشنامه یاد آمد غذایی 24 ساعته انجام گرفت. آزمودنی­ها پرسشنامه غذایی را در 3 روز ابتدایی و 3 روز انتهایی برنامه پر نمودند. 3 روز به طور غیرمتوالی (1 روز تعطیل و 2 روز غیر تعطیل) و در طی یک هفته بود. آلبوم مواد غذایی نیز در اختیار آنها قرار گرفت تا بر اساس آن نوع و حجم غذای مصرفی خود را مشخص نمایند. سپس داده­ها برای تجزیه و تحلیل به گروه تغذیه دانشکده بهداشت و تغذیه دانشگاه تهران فرستاده شد تا با نرم افزار مربوطه تجزیه و تحلیل شود.

    اطلاعات مربوط به ترکیب بدن آزمودنی­ها، توسط دستگاه تجزیه و تحلیل ترکیب بدن ساخت کشور کره، اندازه­گیری شد. برای اندازه‌گیری دور کمر و لگن از متر نواری استفاده شد. حداکثر اکسیژن مصرفی از طریق آزمون شاتل ران و استفاده از فرمول زیر محاسبه شد (21).  (سن × سرعت × 1526/0) + (سن × 248/3) – (سرعت ×238/3) + 025/31= حداکثر اکسیژن مصرفی برای اندازه­گیری هزینه انرژی تمرین نیز از فرمول زیر استفاده شد. ابتدا MET هر فعالیت را که بر اساس سرعت دویدن بر حسب کیلومتر بر ساعت بود، از جداول مربوط به دست آمد (سرعت دویدن در تحقیق حاضر حدود 7 کیلومتر بر ساعت در نظر گرفته شد). سپس اعداد را در فرمول زیر قرار داده و نتیجه را در مدت زمان تمرین که 30 دقیقه بود، ضرب کردیم (22). Energy expenditure (kcal/min) = (METs × 3/5 × body mass)/200

   

 

از آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای تعیین طبیعی بودن توزیع متغیر­های تحقیق و آزمون آنالیز واریانس یکطرفه و تست تعقیبی کمترین تفاوت معنی دار (LSD)1 برای تعیین تفاوت­های بین گروهی استفاده شد. برای تعیین تفاوت­های درون گروهی نیز از تی همبسته استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات توسط نرم­افزار SPSS انجام شد و سطح معنی­داری آزمون­ها 05/0 pدر نظر گرفته شد.

نتایج

با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف مشخص شد که توزیع همه متغیرهای موجود در پژوهش طبیعی است، بنابراین از آزمون­های پارامتریک برای انجام محاسبات آماری استفاده شد.

استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه بر مقادیر پیش آزمون شاخص­های موجود در جداول 1، 2 و 3  نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه­ها وجود ندارد.

همچنین آزمودنی­های سه گروه از نظر شاخص­های سن (58/0=p) و قد (79/0=p) نیز که در جداول ذکر نشده است، تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند.

    انجام عملیات آماری بر تفاوت نمرات شاخص­های موجود در جداول 1، 2 و 3،  و P به دست آمده نشان داد که تفاوت معناداری در نسبت دور کمر به دور لگن (251/0p= و 442/1=F)، LDL-C (075/0p= و 805/2=F)، HDL-C (967/0p= و 034/0=F)، Tchol (389/0p= و 971/0=F)، TG (614/0p= و 496/0=F)، نسبت Tchol به HDL-C (301/0p= و 245/1=F)، نسبت LDL-C به HDL-C (919/0p= و 085/0=F)، کالری غذایی (985/0=p و 015/0=F)، چربی غذایی (392/0=p و 101/1=F)، کربوهیدرات غذایی (637/0=p و 487/0=F) و پروتئین غذایی (867/0=p و 147/0=F) بین سه گروه وجود ندارد، اما در وزن بدن (022/0p= و 307/4=F)، شاخص توده بدن (019/0p= و 452/4=F)، درصد چربی بدن (008/0p= و 656/5=F)، دور کمر (033/0p= و 798/3=F) و حداکثر اکسیژن مصرفی (001/0p= و 223/9=F) تفاوت ها بین سه گروه معنادار بود.

    با استفاده از آزمون تعقیبی LSD مشخص شد که این تفاوت در مورد شاخص وزن بدن، بین گروه 1 با گروه 3 (015/0p=) و بین گروه 2 با گروه 3 (17/0p=)، در مورد شاخص توده بدن، بین گروه 1 با گروه 3 (17/0p=) و بین گروه 2 با گروه 3 (012/0p=)، در مورد شاخص درصد چربی بدن، بین گروه 1 با گروه 3 (002/0p=)، در مورد شاخص دور کمر، بین گروه 1 با گروه 3 (012/0p=) و در مورد شاخص حداکثراکسیژن مصرفی، بین گروه 1 با گروه 3(001/0p=) و بین گروه 2 با گروه 3 (0001/0=p) می­باشد. در کل بین گروه تمرین هوازی + دوزمتوسط چای سبز با گروه تمرین هوازی + دوز بالای چای سبز، در هیچ یک از شاخص ها تفاوت معناداری مشاهده نشد.

 

بحث

تحقیق حاضر نشان داد انجام هشت هفته تمرینات هوازی همراه با مصرف چای سبز در دوزهای متوسط و بالا، سبب کاهش معنادار وزن بدن، شاخص توده بدن، درصد چربی بدن، دور کمر و افزایش معنادار حداکثر اکسیژن مصرفی شد، اما بین دو دوز مصرفی در شاخص های فوق تفاوت معناداری مشاهده نشد. این نتیجه را می توان همراستا با مطالعات ایچینوز و همکاران، کبررا1 و همکاران، ماکی2 و همکاران و حقیقی و همکاران، دانست که از تمرین هوازی و چای سبز، تواما بهره برده­اند (4، 8، 9، 12، 13). کبررا و همکاران، طی 2 هفته دویدن و 12 هفته درمان با مکمل چای سبز با کاتچین بالا در مقایسه با گروه کنترل در 270 زن و مرد 25 تا 55 سال، مشاهده نمودند که متغیرهای وزن بدن، شاخص توده بدن، توده چربی بدن، دور کمر و دور لگن در گروه مکمل کاهش بیشتری داشته و این کاهش معنادار بوده است. ایچینوز و همکاران، نیز پس از 10 هفته تمرین روی دوچرخه کارسنج با شدت 60% VO2Peak در 12 مرد سالم که در دو گروه مکمل (روزانه 8/572 میلی گرم کاتچین و 7/76 میلی گرم کافئین) و دارونما قرار داشتند، دریافتند که مصرف عادتی این میزان مکمل در ترکیب با تمرین، سبب افزایش معناداری در برداشت چربی در این مردان شده است (9). حقیقی و همکاران نیز در دو تحقیق خود که بر مردان دارای اضافه وزن و زنان چاق انجام دادند، مشاهده کردند که ترکیب تمرین و مصرف چای سبز سبب کاهش معنادار وزن، شاخص توده بدن، درصد چربی بدن و افزایش معنادار VO2max در این افراد می­شود (12، 13). همچنین ماکی و همکاران، کاهش معنادار چربی بدنی را در 128 زن و مرد کم تحرک نشان دادند. میزان مکمل مصرفی این آزمودنی­ها، روزانه 625 میلی گرم EGCG و 39 میلی­گرم کافئین به همراه 12 هفته تمرین هوازی بود. محققین علت کسب این نتایج را به کاتچین­های چای سبز نسبت دادند (8). کاچین چای سبز از طریق چندین مکانیسم بر ترکیب بدن تاثیر می­گذارد که یکی از آنها جلوگیری از فعالیت کاتکول اُ متیل ترانسفراز3 (COMT ) است. COMT آنزیمی است که فعالیت نوراپینفرین را کند کرده و باعث می­شود که نوراپینفرین برای مدت طولانی­تری فعالیت نماید. به نظر می رسد سیستم عصبی سمپاتیک در بسیج چربی از انبارهای چربی در نقاط مختلف بدن نقش دارد. بنابراین ممکن است کاتچین ها با افزایش اثرات سمپاتیکی، تاثیر متفاوتی بر جمع آوری چربی از انبارهای مختلف آن داشته باشند. به علاوه، در تحقیقاتی هم که از ترکیب کافئین و چای سبز به عنوان مکمل بهره برده اند، اثر جلوگیری کننده کافئین از تحریک فسفو دی استراز را مکانیسم افزایش اکسیداسیون چربی عنوان نموده اند؛ زیرا که تحریک فسفو دی استراز باعث می­شود AMP حلقوی درون سلولی کاهش یابد. هر دوی این مکانیسم­ها منجر به تحریک طولانی­تر گیرنده­های آدرنرژیک (بویژه گیرنده­های β آدرنرژیک) شده و غلظت AMP حلقوی درون سلولی را افزایش می­دهد، در نتیجه هزینه انرژی و اکسیداسیون چربی افزایش می­یابد (23، 24). احتمالا چای سبز از طریق این مکانیسم باعث کاهش شاخص­های فوق در تحقیق حاضر شده است.

   تحقیق حاضر نشان داد که انجام هشت هفته تمرین هوازی همراه با مصرف چای سبز در دوزهای متوسط و بالا بر شاخص­های نسبت دور کمر به دور لگن، LDL-C، HDL-C،کلسترول تام، تری­گلیسرید، نسبت LDL-C به HDL-C و نسبت Tchol به HDL-C تاثیر معناداری نداشت. نتیجه به دست آمده در خصوص عدم کاهش نسبت دور کمر به دور لگن را می­توان همسو با مطالعات کبررا و ناگائو1، دانست (4، 24). کبررا و همکاران، در تحقیق خود که شامل 2 هفته دویدن و 12 هفته درمان با مکمل چای سبز در زنان و مردان 25 تا 55 سال بود، مشاهده کردند که هر دو متغیر دور کمر و دور لگن در آزمودنی­های گروه 1 که عصاره چای سبز با کاتچین بالا مصرف می­کردند نسبت به گروه 2 که کنترل بودند، کاهش بیشتری داشته و این کاهش معنادار بوده است. علت آن نیز مصرف کاتچین بالا گزارش شد (4). ناگائو  و همکاران، اثر مصرف عصاره چای سبز غنی از کاتچین (583 میلی گرم کاتچین) را بدون تمرین بر چربی بدن و خطرات قلبی- عروقی در آزمودنی­هایی که دارای چاقی احشایی بودند، مورد بررسی قرار دادند. آزمودنی­های این مطالعه، 240 زن و مرد ژاپنی با دامنه سنی 25 تا 50 سال و شاخص توده بدن 24 تا 30 کیلوگرم بر مترمربع بودند. نتایج آنها کاهش در متغیرهای دور کمر و دور لگن را نشان داد که این کاهش، در گروه کاتچین چای سبز در مقایسه با گروه کنترل بیشتر بود (24). اما در مطالعه حاضر، علت عدم کاهش معنادار در نسبت دور کمر به دور لگن را می­توان به کاهش همزمان در هر دو متغیر دور کمر و دور لگن نسبت داد که سبب شد نسبت این دو متغیر همچنان ثابت باقی بماند.

    در خصوص نیمرخ لیپیدی نیز مطالعات محدودی انجام شده است که برخی از این مطالعات همسو با نتایج تحقیق حاضر است. برای مثال، ماکی، در کار خود از آزمودنی­های کم تحرک زن و مرد استفاده کرد. آزمودنی­ها در دو گروه چای سبز (625 میلی­گرم کاتچین همراه با 39 میلی­گرم کافئین) و کنترل قرار گرفتند. تمرین هوازی آنها 3 جلسه در هفته و با شدت متوسط و به مدت 12 هفته بود. در پایان هیچ تغییر معناداری در LDL-C، HDL-C و کلسترول تام رخ نداد و تنها کاهش معناداری در مقادیر تری­گلیسرید سرمی دیده شد (8). حقیقی و همکاران، نیز هیچ تاثیری از مصرف مکمل چای سبز به همراه تمرینات هوازی بر نیم رخ لیپیدی زنان و مردان چاق و دارای اضافه وزن مشاهده نکردند (12، 13). علت عدم تغییرات معنادار در این مطالعات، دوز کم چای سبز، مدت مطالعه و شدت کم تمرینات اعلام گردید. البته، نوع چای سبز به کار رفته در تحقیقات مختلف نیز می تواند عامل مهمی در کسب نتایج متفاوت باشد. به طوری که در مطالعات قبلی از چای سبز کیسه­ای و یا دمنوش چای سبز استفاده شده بود اما در تحقیق حاضر از قرص­های چای سبز استفاده گردید (12، 13). با این حال، اگر ما می­توانستیم از دوزهای دیگر چای سبز برای مدت زمانی طولانی­تر از 8 هفته استفاده کنیم و یا اگر شاخص­های دیگر مرتبط با چاقی همچون شاخص­های آنتی اکسیدانی، التهابی و یا متابولیکی را در کنار شاخص­های فوق اندازه­گیری نماییم، شاید نتایج دیگری قابل مشاهده بود و بررسی دقیق­تر صورت می­گرفت. هر چند، این محدودیتها می­تواند در مطالعات آینده مورد توجه قرار گیرد.  

     بعضی مطالعات نیز تنها به بررسی اثر مکمل چای سبز بدون وجود تمرین بر نیم رخ لیپیدی پرداخته­اند (14- 17). مارون  و همکاران، 240 زن و مرد دارای چربی خون را به مدت 12 هفته تحت نظر قرار دادند. مکمل مصرفی شامل 375 میلی گرم عصاره چای سبز غنی از تیوفلاوین بود. نتیجه حاصل، 3/11 % کاهش در کلسترول تام و 4/16 کاهش در LDL-C بود. محققین، علت نتایج به دست آمده را به تیوفلاوین نسبت دادند (14). هسو1 و همکاران، به منظور بررسی چای سبز در زنان چاق و کشف رابطه بین چای سبز و هورمون مرتبط با چاقی، مطالعه­ای انجام دادند و از 78 زن چاق در سنین 16 تا 60 سال با شاخص توده بدن بالای 27 کیلوگرم بر مترمربع استفاده کردند. افراد به طور تصادفی در 2 گروه چای سبز (491 میلی­گرم کاتچین شامل 302 میلی­گرم EGCG) و گروه دارونما (یک کپسول 400 میلی­گرمی سلولز را 3 بار در روز) قرار گرفتند. گروه چای سبز کاهش معنادار در LDL-C و TG و افزایش در HDL-C، آدیپونکتین و گرلین را پس از 12 هفته نشان داد. آنها دلیل کاهش در شاخص­های ذکر شده را طولانی بودن مدت زمان مصرف چای سبز عنوان نمودند (16). در مطالعه توکوناگا2 و همکاران، بر مردان و زنانی که روزانه حداقل یک فنجان چای سبز مصرف می­کردند، تغییر معناداری در LDL-C و TG مشاهده نشد ولی میزان Tchol سرمی به طور معناداری کاهش یافت. محققین، علت کسب این نتایج را ناکافی بودن مدت زمان دوره مکمل دهی بیان کردند (17). نادری و همکاران، نیز پس از 2 هفته مصرف مکمل چای سبز بر 20 موش صحرایی، به این نتیجه رسیدند که کاتچین های چای سبز سبب کاهش در سطوح تری­گلیسرید و کلسترول سرمی و افزایش HDL-C می­شود (15). زنگ3 و همکاران، نیز کاهش در LDL-C و کلسترول تام را به دنبال مصرف چای سبز (در حدود mg/d625) در بزرگسالان مشاهده نمودند. آنها علت عدم تغییر در شاخص HDL-C را در مطالعه خود این­گونه عنوان نمودند که میزان HDL-C سرمی تحت تاثیر تغییر در شیوه زندگی افراد است و به این دلیل از فعالیت بدنی به عنوان یکی از عوامل اثرگذار بر این شاخص نام بردند (25). به علاوه، کوداما4 و همکاران، عنوان نمودند که برای ایجاد تغییرات در نیمرخ لیپیدی باید هزینه انرژی تمرین در هفته بالاتر از 900 کیلوکالری باشد (26). در مطالعه حاضر این هزینه حدود kcal 728 محاسبه شد. با این حال، ذکر این نکته لازم است که با وجودی که تغییرات بین گروهی در شاخص­های لیپیدی معنادار نشد اما در داخل گروه­ها شاهد بهبود برخی از این شاخص­ها بودیم. در مورد شاخص تری­گلیسرید 75/14% کاهش در گروه دوز متوسط و 32/15% کاهش در گروه دوز بالا، در مورد شاخص کلسترول تام 51/10% کاهش در گروه دوز متوسط و 53/13% کاهش در گروه دوز بالا و در مورد شاخص نسبت Tchol به HDL-C 80/8% کاهش در گروه دوز متوسط و 72/14% کاهش در گروه دوز بالا مشاهده شد که می­تواند مورد توجه قرار گیرد.

    از دیگر نتایج مهم این مطالعه این بود که انجام تمرینات هوازی همراه با مصرف چای سبز در دوزهای متوسط و بالا به مدت هشت هفته، سبب افزایش معنادار حداکثر اکسیژن مصرفی شد. این نتیجه همسو با مطالعه ریچاردز1 و همکاران بود. در این مطالعه آزمودنی ها به مدت 14 روز تمرین دوچرخه کارسنج را تا رسیدن به حالت واماندگی انجام می­دادند و روزانه 3 کپسول حاوی 135 میلی گرم EGCG مصرف می­کردند. نتیجه به دست آمده افزایش در حداکثر اکسیژن مصرفی آنها را نشان داد. محققین عنوان کردند که دلیل این افزایش، نقش کاتچین­های چای سبز از جمله EGCG در بالا بردن اختلاف اکسیژن خون سرخرگی- سیاهرگی و همچنین تاثیر همزمان تمرینات هوازی می باشد، که سبب افزایش جریان خون در بدن شده و اکسیژن رسانی به عضلات را افزایش می دهد (27، 28). این شاخص تحت تاثیر کاهش وزن و افزایش وزن بدون چربی بدن قرار می­گیرد. همچنین مصرف کاتچین­های چای سبز می­تواند سنتز نیتریک اکساید را افزایش داده و از این طریق باعث افزایش جریان خون و VO2maxمی­گردد (29).

 

نتیجه‌گیری

    با توجه به نتایج می توان گفت که زنان چاق و دارای اضافه وزن، احتمالا می توانند برای بهبود ترکیب بدن (وزن بدن، شاخص توده بدن، درصد چربی بدن، دور کمر) و افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی از مکمل چای سبز با دوزهای متوسط (500 میلی­گرم چای سبز) و بالا (750میلی­گرم چای سبز) به همراه تمرینات هوازی بهره ببرند. همچنین در رابطه با نیم رخ لیپیدی پیشنهاد می شود با توجه به درصد تغییرات، از دوز بالای چای سبز به همراه تمرینات هوازی استفاده شود.