بررسی ارتباط وضعیت امنیت غذایی خانوار و برخی عوامل اقتصادی- اجتماعی با ضریب هوشی کودکان در سال 1395درمشهد

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد تغذیه، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ایران

2 دانشیار گروه تغذیه،دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ایران

3 دانشیار روانپزشکی، مرکز تحقیقات روان‌پزشکی و علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران

4 دکترای تخصصی تغذیه، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ایران

5 استادیار گروه تغذیه، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ایران

6 دانشیار روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران

7 دانشیار گروه آمار زیستی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ایران

چکیده

مقدمه
 ناامنی غذایی از مقوله­هایی است که تاثیر جدی بر وضعیت تغذیه افراد جامعه برجای می­گذارد. ضریب هوشی از شاخصه­های ارزیابی میزان کارایی افراد است. تاکنون درباره وضعیت امنیت غذایی و عوامل اجتماعی- اقتصادی خانوار مرتبط با ضریب هوشی کودکان، مطالعات محدودی صورت گرفته است. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط وضعیت امنیت غذایی خانوار و برخی عوامل اقتصادی- اجتماعی با ضریب هوشی در کودکان پیش دبستانی شهر مشهد انجام شده است.
روش کار
 در این مطالعه مقطعی _ توصیفی که از ابتدای شهریور 1394 تا پایان مهر 1395 در پیش دبستانی­های شهر مشهد انجام شد و براساس پرسشنامه امنیت غذایی 18 گویه­ای USDA، 200 کودک در گروه امن غذایی و 200 کودک در گروه ناامن غذایی قرار گرفتند. اعضای هر گروه به صورت 1 به 1 از نظر سن و جنس همسان سازی شدند. گروه سنی کودکان مورد مطالعه بین 6-4 سال قرار داشت. پرسشنامه امنیت غذایی 18 گویه­ای USDA و پرسشنامه اطلاعات عمومی، از طریق مصاحبه با مادر تکمیل شد. ارتباط بین متغیرهای کیفی و کمی با ضریب هوشی با آزمون کای مربع (Chi-Square)، تی مستقل(T-Independent) و تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) تعیین­شد.
نتایج
میانگین ضریب هوشی کلامی، عملی و کلی در گروه ناامن غذایی بدون گرسنگی به ترتیب 24/13±75/98، 56/12±94/102 و 04/11±84/100 بود که از میانگین ضریب هوشی کودکان در گروه امن غذایی، پایین­تر بود. ضریب هوشی با شغل سرپرست خانوار (کارمند بودن)، شاغل بودن مادر، تحصیلات بالاتر سرپرست و مادر، شخصی بودن مسکن و وضعیت اقتصادی خوب ارتباط معنی داری داشت.
نتیجه گیری
 امنیت غذایی از طریق تاثیر بر تغذیه و به عنوان یک فاکتور استرس زایی که کل خانواده را درگیر می­کند، بر ضریب هوشی موثر است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Investigating the relation of Household Food Security Status and some Socio-economic factors with children Intelligence Quotient in 2016 - Mashhad-Iran

نویسندگان [English]

  • fatemeh nejati 1
  • Mohsen Nemati 2
  • Amir Reza Rezaei Ardani 3
  • Davoud Soleimani 4
  • Maryam Khosravi 5
  • Javad Salehi fadardi 6
  • Habibollah Esmaily 7
1 Master of Science in Ntrition, School of Medicine, Mashad University of Medical Sciences. Iran
2 Associate professor Department of Nutrition, School of Medicine, Mashad University of Medical Sciences, Iran.
3 Associate professor of psychiatry, Psychiatry and Behavioral Sciences Research Center, Mashhad University of Medical Sciences, Mashhad, Iran .
4 Ph.D. Nutrition. School of Medicine, Mashad University of Medical Sciences. Iran
5 Assistant Professor Department of Nutrition, School of Medicine, Mashad University of Medical Sciences, Iran.
6 دانشیار روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
7 Associate professor Department of Biostatistics, School of Medicine, Mashad University of Medical Sciences, Iran.
چکیده [English]

Introduction: Food insecurity is one of the categories that has a serious impact on nutritional status. Intelligence quotient is an indicator of one's efficacy. Yet, limited studies have been conducted about food security status and socioeconomic factors associated with children's Intelligence quotient (IQ). The current study aimed to investigate the relationship of household food security status and some socioeconomic factors with children Intelligence quotient (IQ) in Mashhad.
Materials&Methods: In this descriptive cross-sectional study, 18-item USDA food security questionnaire, 200 children in the food secure group and 200 children in the food insecure group were included. The members of each group were matched 1 to 1 in terms of age and gender..Children’s age group was 4-6 years old, 18-item Food Security (USDA) and General information Questionnaires were completed through interview with mothers. The relationship between qualitative and quantitative variables with Intelligence quotient (IQ) was determined by Chi-square, T-independent and one-way ANOVA.
Results: The mean scores of verbal, performance and total IQs in food insecure group without hunger were respectively 98.75±13.24, 102.94±12.96 and 100.84±11.04, which were lower than mean of children's IQ in the food secure group (p<0.05). Also, there were significant differences between two groups in variables of head of household's occupation, mother's occupation, level of father's education, level of mother's education, the status of housing ownership and the economic situation.
Conclusion: Food security is effective on Intelligence quotient (IQ) through its impact on nutrition and as a stress factor that affects the entire family.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Intelligence Quotient
  • Food security
  • Children

مقدمه

امنیت غذایی- دسترسی فیزیکی و اقتصادی تمام مردم در تمام زمان­ها به مواد غذایی کافی برای یک زندگی فعال و سالم- یکی از چندین شرط لازم برای سلامتی و تغذیه سالم جمعیت است (1). فائو بیان می­کند که امنیت غذایی خانواده وقتی تامین می­شود که: خانواده برای حدود یک سال آینده دسترسی به مقدار کـافی و متنوع از مواد غذایی ایمن برای رفع نیازهای اعضـای خـود داشـته باشد؛ در خانواده سرانه سبد غذایی خـانواده بـه صـورت صـحیح انتخاب و تهیه شود؛ بـرای افـراد خـانواده کـافی باشـد؛ و غـذای خانواده به صورت صحیح طبخ شود تا عناصر و مواد غذایی سالم و صحیح به سلول­ها و اندام­های بدن برسد (2).

شـواهد نشان می­دهد که دستیابی نامطمئن به مواد غذایی هنوز یکـی از مشکلات مهم جهـانی اسـت و بـا طیـف گسـترده­ای از پیامدهای سوء تکاملی و بهداشـتی مـرتبط اسـت (3). مفهوم هوش شامل توانایی­های ذهنی لازم برای زنده ماندن و پیشرفت در هر محیط زیستی می­باشد (4). ضریب هوشی یا بهره هوشی یا هوش بهر (IQ)، عددی با میانگین 100 و انحراف معیار 15 می­باشد. ضریب هوشی(IQ) یک نسبت است که از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر 100 به دست می­آید. از این رو در رده بندی و تقسیم هوش، به صورت میانگین نزدیک به 70% مردم دارای هوش میانه، 12% دارای هوش بالاتر از میانه، 2% افراد باهوش و 1% افراد برگزیده را در برمی­گیرند (5).

تعاریفی برای هوش مطرح شده است:

- هوش، نیروی تفکر و استدلال است.

- هوش، توانش رفتار خاص و موثر در اوضاع و موقعیت های تازه است.

- هوش، استعداد شخصی برای درک جهان پیرامون و برآورده ساختن انتظارات آن است (6).

نقش نسبی عوامل ژنتیکی و اقتصادی- اجتماعی در نمو شناختی هنوز ناشناخته باقی مانده است. اگرچه تنوع در هوش افراد ممکن است مربوط به عوامل ژنتیکی باشد، اما فاکتورهای اقتصادی- اجتماعی مهم­ترین تعیین کننده­های ضریب هوشی دوران کودکی است (7). قوی­ترین مدرک برای وراثت پذیری ضریب هوشی مطالعه­ای بود که بر روی دوقلوها انجام شد و مشاهده شد شباهت ضریب هوشی دوقلوهای همسان در مقایسه با دوقلوهای غیرهمسان بیشتر می­باشد. محققان برپایه شواهد حاصل از خویشاوندی تخمین زده­اند تقریبا نیمی از تغییرات در ضریب هوشی می­تواند به ساختار ژنتیکی مرتبط باشد. از سوی دیگر باتوجه به دیگر مطالعات صورت گرفته پیش بینی شده است که جایگاه اقتصادی- اجتماعی، نژاد، محرک­های محیط زیست و همچنین تشویق و توجه پدر و مادر سبب بالاتر بودن ضریب هوشی کلامی افراد  می­شود (8). همچنین کودکان در خانواده­های محروم عملکرد شناختی ضعیف­تری نسبت به کودکانی که در خانواده­های بهتر زندگی می­کردند، نشان می­دهند (7).

به هرحال مطالعات اندکی در این زمینه بخصوص بین امنیت غذایی با ضریب هوشی در ایران وجود دارد. با شناخت این ارتباط می­توان در جهت پیشرفت تحصیلی و کاری اقدامات موثری به کار برد.

روش کار

این مطالعه مقطعی- تحلیلی به منظور ارزیابی ارتباط وضعیت امنیت غذایی خانوار و برخی عوامل اقتصادی- اجتماعی با ضریب هوشی در کودکان پیش دبستانی شهر مشهد صورت گرفت. شرکت کنندگان در این مطالعه به روش طبقه- خوشه­ای از ابتدای شهریور 1394 تا پایان مهر 1395 از بین پیش دبستانی­های شهر مشهد بر اساس معیارهای ورود انتخاب گردیدند. بدین صورت که از میان مناطق 13گانه شهر مشهد، 5 منطقه براساس نمونه گیری طبقه­ای انتخاب شدند. در مرحله بعد اسامی و آدرس پیش دبستانی­های این مناطق از سازمان بهزیستی اخذ شد. پیش دبستانی­های موردنظر نیز از طریق نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب و پس از هماهنگی­های لازم وارد مطالعه شدند. نمونه­گیری در این مطالعه تا زمانی که 200 کودک در گروه ناامن غذایی و 200 کودک در گروه امن غذایی که به لحاظ سنی و جنسیتی با هم همسان شوند، ادامه داشت.

معیارهای ورود به مطالعه شامل: کودکان 4 تا 6 ساله متمایل به شرکت، عدم پیروی از رژیم غذایی خاص، عدم ابتلا به بیماری­های حاد، مزمن یا مشکلاتی که در طول دوران جنینی تا کودکی می توانسته بر روی بهره هوشی کودکان تاثیر بگذارد مثل سیگاری بودن مادر، اختلال عملکرد تیرویید در مادر یا کودک یا مصرف داروها. اطلاعات دموگرافیک  شرکت کنندگان و پرسش امنیت غذایی (USDA) اعتبار سنجی شده در این گروه سنی توسط مصاحبه با والدین شرکت کنندگان تکمیل گردید. 

ارزیابی ویژگی های اقتصادی- اجتماعی: ویژگی­های جمعیتی شامل سن مادر، بعد خانوار، تعداد فرزندان و نیز مشخصات اقتصادی و اجتماعی شامل سطح تحصیلات و جایگاه شغلی سرپرست و مادر، وضعیت تملک مسکن، وضعیت اقتصادی و پرسشنامه اطلاعات عمومی با مصاحبه حضوری با مادر خانوار گردآوری شد. در مورد وضعیت اقتصادی تعداد اقلام موجود از والدین سؤال شدکه از بین این 9 قلم وسایل زندگی (مبل، فرش دست باف، یخچال فریزر، ماشین لباسشویی، ماشین ظرف شویی، مایکروویو، کامپیوتر، اتومبیل شخصی و منزل شخصی) کدام اقلام را دارند. داشتن کمتر یا مساوی 3 عدد از این اقلام به عنوان وضعیت اقتصادی ضعیف، 4 تا 6 عدد از این اقلام به عنوان وضیعت اقتصادی متوسط و داشتن 7 تا 9 عدد به عنوان وضعیت اقتصادی خوب در نظر گرفته شد. در مورد وضعیت تملک مسکن از والدین خواسته شد که یکی از گزینه­های ملک شخصی، اجاره یا رهن و زندگی با بستگان را انتخاب کنند. سطوح تحصیلات به صورت بیسواد، سوادخواندن و نوشتن، سیکل، دیپلم، فوق دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس و دکترا دسته بندی شد. در هنگام تجزیه و تحلیل آماری تحصیلات به دو گروه "سیکل و دیپلم" و "تحصیلات دانشگاهی" تقسیم شد. وضعیت اشتغال سرپرست خانواده به صورت بیکار یا کارگر، کارمند و آزاد دسته بندی شد تقسیم شد. وضعیت اشتغال مادر به دو گروه خانه دار و شاغل تقسیم شد.

تعیین وضعیت امنیت غذایی: برای تعیین وضعیت امنیت غذایی از پرسشنامه 18 گویه­ای امنیت غذایی خانوار USDA استفاده شد که وضعیت امنیت غذایی خانوار را در 12ماه گذشته بررسی می­کند. اعتبار و تکرارپذیری این پرسشنامه در مطالعه­ای که توسط رامش و همکاران در شیراز صورت گرفت، سنجیده شده است (9).

این پرسشنامه دارای 2 بخش است. بخش اول برای همه خانوارها و بخش دوم برای خانوارهای دارای فرزند زیر18 سال تکمیل می­شود. امتیاز دهی به این پرسشنامه شامل 3 مرحله است:

الف -دادن امتیاز مثبت یا منفی‌(نمره 1 و0)‌ به گزینه­ها ‌

براساس جزوه راهنمای امنیت غذایی USDA به گزینه­های " اغلب اوقات درست "،" بعضی اوقات درست "و" تقریبا هر ماه "و" برخی ماه­ها "و" بله" امتیاز مثبت ( نمره 1) و به پاسخ های "تنها 1 یا 2 ماه"، " درست نیست" و "خیر" امتیاز منفی ( نمره 0) تعلق می گیرد. در ابتدا برای فرد پاسخ دهنده، 3 گویه مرحله 1 خانوار خوانده می شود. چنانچه بر اساس گزینه انتخابی حتی دارای یک امتیاز مثبت شد، وارد مرحله 2 بزرگسال شده و کسب 1 امتیاز مثبت در این مرحله، شرط ورود به مرحله 3 بزرگسال می­شود.

ب -حداکثر امتیاز یا نمره ‌

حداکثر امتیاز این پرسشنامه هنگامی که هر دو بخش آن تکمیل گردد، 18 است .

ج - تعیین وضعیت امنیت غذایی ‌

خانوارها بر اساس امتیازات کسب شده به طبقات امن غذایی، ناامن غذایی بدون گرسنگی، ناامن غذایی با گرسنگی متوسط و نا امن غذایی با گرسنگی شدید دسته بندی می­شوند.

تعیین ضریب هوشی: آزمون هوشی وکسلر (WPPSI-R) از رایج­ترین تست­های هوشی است. این آزمون یه صورت فردی و توسط آزمایش کننده متخصص و تعلیم دیده اجرا می­شود. اعتبار این آزمون برای هوشبهر کلی97%، برای هوشبهر کلامی 97% و برای هوشبهر عملی 93% گزارش شده است. اعتبار و تکرارپذیری این آزمون نیز در کودکان ایرانی سنجیده شده است و همبستگی آزمون با پیشرفت تحصیلی 88% و با میزان بازآزمایی 85% گزارش شده است (13-14).

در این مطالعه از نرم افزار  Spss(نسخه16) برای همه آنالیزهای آماری استفاده شد. نمرات به دست آمده از آزمون هوشی در هر دو گروه به وسیله آزمون تی مستقل (T-Independent) و تحلیل واریانس یکطرفه (ANOVA)  مقایسه شدند. با توجه به معنی دار بودن آزمون ANOVA برای مقایسه دو به دوی گروه­ها از آزمون تعقیبی توکی (Turkey) استفاده شد. داده های طبقه بندی شده در گروه­های مختلف سنی و هوشی نیز توسط آزمون مجذور کای (Chi-square)  و  من- ویتنی (Mann-witney)  مورد مقایسه قرار گرفتند. برای بیان همبستگی میان متغیرهای غیرنرمال با ضریب هوشی از آزمون اسپیرمن (Spearman) استفاده گردید. در تمام آزمون­های آماری مقادیر p کمتر از 05/0 به عنوان سطح معناداری در نظر گرفته شد.

نتایج

 در مطالعه حاضر، براساس پرسشنامه امنیت غذایی 18 گویه­ای USDA، 200 کودک در گروه امن غذایی و 200 کودک در گروه ناامن غذایی قرار گرفتند. اعضای هر گروه به صورت 1 به 1 از نظر سن و جنس همسان سازی شدند. جدول شماره1 اطلاعات دموگرافیک شرکت کنندگان در گروه امن غذایی و ناامن غذایی را  نمایش می دهد. میانگین سن کودکان در گروه امن غذایی 67/0±24/5 سال و در گروه ناامن غذایی 71/0±26/5 سال بود که اختلاف معنی داری با هم نداشتند. در گروه ناامن غذایی 106 دختر و 94 پسر قرار داشتند درحالی که در گروه امن 114 دختر و 86 پسر بودند که به لحاظ آماری با هم تفاوت معنی داری نداشتند.

نتایج موجود در جدول 4 نشان می­دهد که میانگین ضریب هوشی در دو جنس تفاوت آماری معنی داری نداشت ( 05/0p<). ضریب هوشی در کودکانی که سرپرست خانوار کارمند و مادر شاغل بود بالاتر بود. از سویی کودکانی که سطح تحصیلات والدینشان در سطح دانشگاهی بود در مقایسه با سایرین ضریب هوشی بالاتری داشتند. همچنین شخصی بودن مسکن و قدرت اقتصادی بالاتر با ضریب هوشی کودکان رابطه مستقیم داشت. افرادی که روغن مایع به جای انواع روغن­های جامد و هیدروژنه مصرف کرده بودند دارای ضریب هوشی بالاتری بودند ( 05/0p<).

بحث

مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین وضعیت امنیت غذایی خانوار و برخی ویژگی­های جمعیت شناختی با ضریب هوشی کودکان پیش دبستانی انجام an.  مهم­ترین یافته در این مطالعه وجود ارتباط معنی دار بین وضعیت امنیت غذایی و ضریب هوشی کودکان پیش دبستانی می­باشد.

در این مطالعه میانگین ضریب هوشی کودکان دارای سرپرست کارمند و همچنین کودکان مادران شاغل در مقایسه با سایر گروه­ها بیشتر بود. همسو با این یافته مطالعات پیشین نیز ارتباط معنی­داری بین جایگاه شغلی والدین و سطح ضریب هوشی مشاهده نمودند (11،8). اگرچه مطالعه­ای که توسط درستی مطلق و همکاران انجام شد، تنها بین شاغل بودن مادر و ضریب هوشی کودک ارتباط معنی دار مشاهده نمود (8). علت این مشاهده را می­توان اینگونه توجیه کرد که فرد کارمند دارای یک درآمد ثابت می­باشد، اما فرد بیکار یا کارگر روز مزد دارای درآمد ثابت و مشخصی نبوده، در نتیجه قدرت خرید غذا از او گرفته می­شود (7).

نتایج مطالعه حاضر ارتباط معنی دار و معکوسی را بین بعد خانوار و تعداد فرزندان با ضریب هوشی نشان داد. همسو با این یافته­ها، شاملو  و همکاران نشان دادند که با افزایش تعداد خانوار، میزان ضریب هوشی در کودکان کاهش می­یابد. مطالعات نشان می­دهد که کودکان در خانواده­های پرجمعیت با فاصله سنی کم در فرزندان، بدلیل نبود فضای کافی و پایین بودن سطح تحصیلات و درآمد والدین، امکان کمتری برای پرورش و شکوفا شدن استعدادها را خواهند داشت (10).

در بررسی حاضر ضریب هوشی کودکان با والدین تحصیل کرده نسبت به والدین کم سواد، بیشتر بود. در راستای این نتایج مطالعات متعدد نیز نتایجی مشابه به دست آوردند (18،14،13،11). به نظر می­رسد تحصیلات والدین از دو راه وراثت و فاکتورهای محیطی می­تواند بر ضریب هوشی کودک تاثیرگذار باشد (14). نتایج مطالعات نشان می­دهد که ضریب هوشی مادران و سطح تحصیلات آنان می­تواند به عنوان فاکتوری مستقل در پیش­بینی ضریب هوشی کودکان 5 ساله باشد (15). Alati R  و همکاران نشان دادند که تحصیلات والدین 19%  تغییرات در ضریب هوشی کودکان را توجیه نماید (16). مشـاهده ایـن ارتبـاط معنـی­دار در مطالعه حاضر و مطالعات فوق می­تواند به این علت باشد کـه در سطوح تحصیلی پایین میزان آگـاهی، نگـرش و عملکـرد والدین در مورد وضعیت تغذیه­ای فرزندان ضعیف بوده و ایـن امر می­تواند منجر به سوء تغذیه و ناامنی غذایی در آن خانوار گردد، کمـا ایـن کـه تحصـیلات بـالا بـه نـوعی بـا وضـعیت اقتصادی- اجتماعی بالاتر و توان بیشتر خـانوار بـرای تـأمین امنیت غذایی و در نتیجه ضریب هوشی بالاتر مرتبط است (3).

نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ضریب هوشی کودکان با قدرت اقتصادی خانوار ارتباط معنی­داری دارد. وضعیت اقتصادی اجتماعی تعیین کننده وضعیت تغذیه­ای، دورسر، تکامل مغز، ضریب هوشی و پیشرفت تحصیلی است (17). مطالعات نشان داده­اند که حتی کودکان دو ساله با پیش زمینه اقتصادی اجتماعی پایین، امتیازات پایین تری در آزمون های استاندارد هوش می­گیرند (18). در توجیه این امر می­توان گفت خانوارهای با وضع اقتصادی بهتر حق انتخاب بیشتری در زمینه تهیه غذا دارند و با افزایش قدرت خرید و دسترسی بیشتر به موادغذایی می­توانند درصد بیشتری از درآمد خود راصرف هزینه خوراککنند و در نهایت با تامین نیازهای تغذیه­ای کودکان باعث ارتقای ضریب هوشی آن­ها شوند (19).

در مطالعه حاضر ضریب هوشی در گروه ناامن غذایی به طور معنی­داری پایین­تر از گروه امن غذایی می­باشد. همسو با این یافته، دَنیل[1] و همکاران نشان دادند کودکانی که ناامنی غذایی را تجربه کرده­اند نسبت به همسالانشان، دارای ضریب هوشی پایین­تری بودند. به طور کلی عدم کفایت غذایی خانوار پیامدهای منفی بر فرآیندهای روانی- اجتماعی و یادگیری دارد (20). غذاهای ارزان­تر، انرژی بیشتر و مواد مغذی کمتری دارند؛ در حالی که غذاهای با موادمغذی بیشتر و انرژی کمتر گران قیمت­تر هستند (21). این رابطه معکوس بین قیمت و کیفیت غذاها علت کمبود موادمغذی در همه سنین پیشنهاد شده است (22).

در تفسیر یافته­های موجود یکی از محدودیت­های مطالعه حاضر، ماهیت مقطعی مطالعه است. بنابراین نمی­توان تشخیص داد که ناامنی غذایی خانوارها موقتی و یا مزمن بوده است. پیشنهاد می­شود در مطالعات بعدی مساله ژنتیک و وراثت نیز در رابطه با ضریب هوشی در نظر گرفته شود. همچنین تغذیه در دوران شیرخوارگی و اوایل زندگی می­تواند نقش موثری در بهره هوشی کودک داشته باشد، به همین دلیل مدت زمان تغذیه با شیر مادر، وزن هنگام تولد و طول دوران بارداری نیز بهتر است در نظر گرفته شود.

 

 

 

نتیجه گیری

امنیت غذایی از طریق تاثیر بر تغذیه و به عنوان یک فاکتور استرس­زایی که کل خانواده را درگیر می­کند، بر ضریب هوشی موثر است.

تشکر و قدردانی

این مقاله برگرفته از پایان نامه دوره کارشناسی ارشد رشته علوم تغذیه می باشد که در دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. از همکاری تمامی اساتید محترم گروه تغذیه دانشگاه علوم پزشکی مشهد قدردانی می­شود.



[1] Daniel W.Belsky 

1. Dastgiri S, Mahboob S, Tutunchi H, Ostadrahimi A. Determinants of food insecurity: a cross–sectional study in Tabriz. J Ardabil Univ Med Sci 2006; 6:233-9 (Persian).
2. Alimoradi Z, Kazemi F, Estaki T, Mirmiran P. Household food security in Iran: systematic review of Iranian articles. Adv Nurs Midwifery 2015; 24:63-76.
3. Radimer KL, Olson CM, Campbell CC. Development of indicators to assess hunger. J Nutr 1990; 120:1544-8.
4. Ganapathy S, Duffy SB, Getz C. A framework for understanding food insecurity. California: The Center for Weight and Health College of Natural Resources University of California at Berkeley; 2005.
5. Karam Soltani Z. The study of association between obesity and food insecurity among primary school students in Yazd. [PhD Dissertation]. Tehran: Tehran University; 2004 (Persian).
6. Neisser U, Boodoo G, Bouchard Jr TJ, Boykin AW, Brody N, Ceci SJ, et al. Intelligence: knowns and unknowns. Am Psychol 1996; 51:77-101.
7. Jensen AR. The g factor. The science of mental ability. London: Praeger; 1998.
8. Ghaffari J, Abbaskhanian A, Jalili M. Evaluation of intelligence quotient of children with moderate asthma compared to healthy children in 2011: Sari-Iran. Med J Mashhad Univ Med Sci 2011; 57:505-11.
9. Karami A. Introduction to testing and psychological tests. Tehran: Psychometrics; 2013 (Persian).
10. Tong S, Baghurst P, Vimpani G, McMichael A. Socioeconomic position, maternal IQ, home environment and cognitive development. J Pediatr 2007; 151:284-8.
11. Motlagh AR, Safarpour M, Hosseini M, Safarpour M, Safarpour H, Maskooni MD. Intelligence Quotients and socioeconomic factors. Intl Res J Appl Basic Sci 2013; 7:704-8.
12. Ramesh T, Dorosty Motlagh A, Abdollahi M. Prevalence of household food insecurity in the city of Shiraz and its association with socio-economic and demographic factors, 2008. Iran J Nutr Sci Food Technol 2010; 4:53-64 (Persian).
13. Groth-Marnat G. Handbook of psychological assessment. New York: John Wiley & Sons; 2009.
14. Shahim S. Adaptation and standardization of the Wechsler intelligence scale for children in Shiraz. J Hum Soc Sci 1993; 7:123-54.
15. Shamloo F, Ghiasvand NM. Assessment of IQ in Ghazvin class 2 primary school students and its association with familial marriage 1996-1997. J Ghazvin Univ Med Sci 1997; 2:1-9 (Persian).
16. Shafiee HA, Seifi M, Badiee M, Aref D. The Intelligence Quotient (IQ) score in patients aged 12-18 yrs. with dent skeletal malocclusion under orthodontic treatment in Shahid Beheshti Dental School during 2008-2009. J Dent Sch 2012; 30:106-12 (Persian).
17. Kamkar A, Akbartabar Touri M, Fararouee M. Assessment of intelligence status and its relationship with educational advance in Yasooj class 5 Primary School Students. J Yasooj Univ Med Sci 2001; 6:34-40 (Persian).
18. Breslau N, Chilcoat HD, Susser ES, Matte T, Liang KY, Peterson EL. Stability and change in children's intelligence quotient scores: a comparison of two socioeconomically disparate communities. Am J Epidemiol 2001; 154:711-7.
19. Webb KE, Horton NJ, Katz DL. Parental IQ and cognitive development of malnourished Indonesian children. Eur J Clin Nutr 2005; 59:618.
20. Eriksen HL, Kesmodel US, Underbjerg M, Kilburn TR, Bertrand J, Mortensen EL. Predictors of intelligence at the age of 5: family, pregnancy and birth characteristics, postnatal influences, and postnatal growth. PloS One 2013; 8:e79200.
21. Alati R, MacLeod J, Hickman M, Sayal K, May M, Smith GD, et al. Intrauterine exposure to alcohol and tobacco use and childhood IQ: findings from a parental-offspring comparison within the Avon Longitudinal Study of Parents and Children. Pediatr Res 2008; 64:659.
22. Choudhary R, Sharma A, Agarwal K, Kumar A, Sreenivas V, Puliyel JM. Building for the future: influence of housing on intelligence quotients of children in an urban slum. Health Policy Plan 2002; 17:420-4.
23. Rose D. Economic determinants and dietary consequences of food insecurity in the United States. J Nutr 1999; 129:517S-20S.

24. Ramey CT, Campbell F. Prevention of developmental retardation in high-risk children. Res Pract Mental Retard 1977; 1:157-64.
25. Ramey CT, Campbell FA. Compensatory education for disadvantaged children. Sch Rev 1979; 87:171-89.
26. Ivanovic DM, Leiva BP, Pérez HT, Olivares MG, Dıaz NS, Urrutia MS, et al. Head size and intelligence, learning, nutritional status and brain development: head, IQ, learning, nutrition and brain. Neuropsychologia 2004; 42:1118-31.
27. Jyoti DF, Frongillo EA, Jones SJ. Food insecurity affects school children's academic performance, weight gain, and social skills. J Nutr 2005; 135:2831-9.
28. Drewnowski A, Specter SE. Poverty and obesity: the role of energy density and energy costs. Am J Clin Nutr 2004; 79:6-16.
29. Cook JT, Frank DA. Food security, poverty, and human development in the United States. Ann N Y Acad Sci 2008; 1136:193-209.