تاثیر مصرف عسل بر فشار خون و قندخون ناشتا (یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد تغذیه، مرکز بهداشت ماکو، دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، ارومیه، ایران

2 دانشیار، مرکز تحقیقات امنیت غذایی و گروه تغذیه بالینی، دانشکده تغذیه و علوم غذایی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

3 استادیار، گروه آمار زیستی، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، کرمانشاه، ایران

4 دانشجوی دکترای عمومی دندانپزشکی، دانشکده دندانپزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران

5 دانشجوی دکترای تخصصی تغذیه بالینی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران

چکیده

مقدمه
با توجه به شیوع بالای بیماری‎های مزمن، یافتن درمان‎های مکمل می‎تواند یکی از راهکارهای مقابله با این بیماری‎ها ‎باشد. مطالعات متعددی نشان داده‎اند ‎که مصرف عسل می‎تواند اثرات مفیدی بر روی عوامل پیش‎گویی کننده بیماری‎های قلبی عروقی داشته باشد. مطالعه‎ی ‎حاضر با هدف بررسی اثر مصرف عسل در مقایسه با سوکروز بر روی فشار خون و قند خون ناشتا در افراد جوان صورت پذیرفت.
روش کار
60 فرد سالم 18 تا 30 سال به مدت یک ماه وارد این کار آزمایی بالینی دوسو کور شدند. شرکت کنندگان به طور تصادفی به دو گروه دریافت کننده‎ی ‎عسل و سوکروز تخصیص داده شدند که گروه عسل 70 گرم عسل را در روز و گروه سوکروز همین مقدار شکر را به صورت روزانه به مدت یک ماه مصرف کردند. فشار خون شرکت کنندگان در ابتدا و انتهای مطالعه اندازه‎گیری شد و قند خون ناشتای تمامی افراد قبل از شروع مطالعه و در پایان مداخله از شرکت کنندگان گرفته شد.
نتایج
در ابتدای این مطالعه، قند خون ناشتا، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک تفاوت معناداری بین افراد شرکت کننده در مطالعه نداشت (3/0> p). در پایان مطالعه، بر خلاف سوکروز، مصرف عسل توانست موجب کاهش قند خون ناشتا در افراد جوان سالم شود (001/0< p). اما دریافت شکر یا سوکروز بر فشار خون سیستولیک یا دیاستولیک اثر معنی‎داری نداشتند (4/0> p). در همه این بررسی‎ها،  اثر متغیر‎های مخدوش‎گر مثل سن، فعالیت فیزیکی و دریافت‎های غذایی تعدیل شدند.
نتیجه­ گیری
دریافت عسل طبیعی می‎تواند باعث کاهش قند خون ناشتا در افراد سالم شود ولی در دوز 70 گرم روزانه تاثیر معنی داری بر فشار خون سیستولیک یا دیاستولیک ندارد. مطالعات بیشتری برای تایید یافته‎های ما مورد نیاز است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Effect of Honey on Blood Pressure and Fasting Blood Glucose (A Randomized Clinical Trial)

نویسندگان [English]

  • Hamid Rasad 1
  • Mohammadhasan Entezari 2
  • Behzad Mahaki 3
  • maryam nurany 4
  • Naseh Pahlavani 5
1 MSc in Nutrition, Health Center of Makoo, Urmia University of Medical Sciences, Urmia, Iran
2 Associated Professor, Food Security Research Center and Department of Clinical Nutrition, School of Nutrition and Food sciences, Isfahan University of Medical Sciences, Isfahan, Iran.
3 Assistant Professor, Department of Biotatistics, School of Health, Kermanshah University of Medical Sciences, Kermanshah, Iran
4 School of Dentistry, Isfahan Branch (Khorasgan), Islamic Azad University, Isfahan, Iran
5 Department of Nutrition, Faculty of Medicine, Mashhad University of Medical Sciences, Mashhad, Iran
چکیده [English]

Introduction: Given the high prevalence of chronic diseases, complementary treatments can be one of the ways to decrease the prevalence of these diseases. It has been shown that honey consumption can have beneficial effects on cardiovascular disease risk factors. The current study aimed to investigate the effect of honey intake compared with sucrose on blood pressure and fasting blood glucose among young healthy subjects.
Subjects & Methods: There were 60 healthy subjects, aged 18 to 30 years that were enrolled in this double blind randomized trial for one month. Participants were assigned randomly into two groups: honey (received 70 gram honey per day) and sucrose (received 70 gram sucrose per day). We measured Systolic and diastolic blood pressure and collected fasting blood glucose from all subjects in the beginning and end of study.
Results: In the present study, there was no difference on the baseline FBS, SBP and DBP between the two groups (P > 0.3). Results showed that honey intake can decrease the FBS in healthy young individuals, but sucrose consumption increased it. In addition, The effect of sucrose on FBS was move significant than honey (P < 0.001). Intake of sucrose and honey cannot significantly decrease the SBP and DBP. Confounding variables including age, physical activity and some nutrient intakes were adjusted in all analyses.
Conclusion: It is our conclusion that honey consumption decreases the FBS, but has no significant effect on SBP and DBP. Further studies are required to confirm these findings.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Honey
  • blood pressure
  • Fasting Blood Glucose

مقدمه

بیماری‎های قلبی عروقی به عنوان گروهی از اختلالات عروق خون و قلب تعریف شده‎اند ‎که علت اصلی مرگ و میر در سراسر جهان به شمار می‎روند (1-2). تقریبا 3/17 میلیون نفر در جهان درسال 2008 به خاطر بیماری‎های قلبی عروقی جان خود را از دست دادند که حدود30% کل مرگ‎ها را در دنیا شامل می‎شود و پیش بینی می‎شود که این تعداد به 6/23  میلیون نفر در سال 2030 برسد (3-4). طبق گفته سازمان بهداشت جهانی، بیش از 45% مرگ‎هایی که در ایران اتفاق می‎افتند، به دلیل بیماری‎های قلبی عروقی است (5). بیماری قلبی عروقی مزمن درمان نشده می‎تواند منجر به بیماری ایسکمی قلبی شود که شایع‎ترین علت مرگ در جهان است. انفارکتوس میوکارد یکی دیگر از نتایج نهایی بیماری‎های قلبی عروقی است که به نوبه خود باعث حمله قلبی می‎شود. به طور کلی، بیماری قلبی عروقی درمان نشده می‎تواند بار فردی و اجتماعی سنگینی را به همراه داشته باشد (6) .

عوامل خطر بیماری‎های قلبی عروقی شامل سیگار کشیدن، کلسترول خون افزایش یافته، چاقی و دیابت هستند که همگی مرتبط با عادات تغذیه‎ای نامناسب می‎باشند (7). در بین این عوامل، فشار خون و قند خون افزایش یافته قرار دارند که هر دو می‎توانند با تغییر رفتارهای غذایی اصلاح گردند (8). ادعا شده که جایگزینی شکر با عسل می‎تواند قند خون ناشتا را بهتر کند (9). نتایج متناقضی در مطالعات پیشین که اثرات مصرف عسل و شکر را بر روی قند خون بررسی کرده‎اند ‎وجود دارد. بعضی مطالعات انجام شده بر روی قند خون اعلام کرده‎اند ‎که مصرف عسل می‎تواند باعث کاهش آن شود (9-10). در مطالعه انجام شده توسط L.CHEPULIS و همکاران نشان داده شد که دریافت عسل باعث کاهش میزان هموگلوبین HbA1c  در موش‎های دریافت کننده‎ی ‎عسل در مقایسه با موش‎های تغذیه شده با سوکروز می‎شود (11). و در مطالعه‎ای دیگر که در بین افراد مبتلا به دیابت انجام شد مصرف عسل به مدت 8 هفته تاثیر معنی‎داری بر قندخون ناشتا نداشت (12). به طور کلی نتایج مطالعات مختلف یافته‎های ضد و نقیضی را در مورد تاثیر مصرف عسل طبیعی بر قندخون ناشتا و فشار خون نشان داده‎اند. و این مطالعات اکثرا بر روی حیوانات و افراد چاق یا بیمار انجام شده‎اند ‎و اطلاعات اندکی درمورد تاثیر مصرف عسل و سوکروز بر روی قند خون و فشار خون افراد سالم وجود دارد. اگر تاثیر مثبت دریافت عسل بر روی قند خون و فشارخون به اثبات برسد، در این صورت می‎توان تا حدود زیادی برخی عوامل خطر بیماری‎های قلبی عروقی را  با مصرف عسل طبیعی کاهش داد و بنابراین بار سنگین ناشی از آن را کم کرد. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر مصرف عسل در مقایسه با سوکروز بر روی قند خون ناشتا و فشار خون سیستولیک و دیاستولیک در افراد سالم جوان بود.

روش کار

شرکت کنندگان

60 دانشجوی 18 تا 30 سال از بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انتخاب شدند. انتخاب شرکت کنندگان با روش نمونه‎گیری خوشه‎ای سیستماتیک انجام شد. دانشجویان در صورتی واجد شرکت در مطالعه بودند که سالم باشند، ورزشکار نباشند یا سابقه بیماری‎های التهابی یا اختلالات کاردیومتابولیک نداشته باشند. شرکت کنندگان به صورت تصادفی و با روش permuted block allocation  به دو گروه عسل و سوکروز تخصیص داده شدند. حجم نمونه شرکت کنندگان با استفاده از فرمول زیر محاسبه شد:

   α=0.05, 1-β=0.8 and d=0.8  ،  n=2Z1+Z2σ2d2   با پیش بینی ریزش 20% برای شرکت کنندگان، 36 نفر در هر گروه انتخاب شدند و در نهایت با توجه به معیارهای ورود به مطالعه در هر گروه 30 نفر وارد مداخله شدند. از شرکت کنندگان خواسته شد که فعالیت فیزیکی یا رژیم غذایی خود را طی دوره مطالعه تغییر ندهند. افرادی که دارو یا هر گونه مکمل غذایی دریافت می‎کردند یا مقدار قابل توجهی عسل روزانه مصرف می‎کردند یا رژیم معمول خود را تغییر دادند و نیز کسانی که 80% دستورالعمل مطالعه را پیروی نکردند، از مطالعه کنار گذاشته شدند. افراد در گروه مداخله 70 گرم عسل را که در 250 میلی لیتر آب معمولی حل شده بود مصرف کردند و افراد گروه شکر نیز همین مقدار شکر را که در همین مقدار آب معمولی حل شده بود یک بار در روز  و 2 ساعت پس از صرف ناهار به مدت یک ماه مصرف کردند. عسل گشنیز طبیعی از شرکت کشتزار سبز تهیه شد و این عسل قبلا توسط معاونت غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مورد آزمایش قرار گرفت و با استاندارد ملی ایران به شماره‎ی ‎92 (عسل، ویژگی‎ها ‎و روش‎های آزمون) مورد مطابقت قرار گرفت. دریافت غذایی افراد توسط ثبت غذایی سه روزه در ابتدا و انتهای مطالعه ارزیابی شد.

نرم افزار NUTRITIONIST IV (Version 7.0; N-squared Computing, Salam, OR, USA) که برای اقلام غذایی ایرانی تعدیل شده بود برای دریافت مواد مغذی افراد مورد مطالعه مورد استفاده قرار گرفت. سطح فعالیت فیزیکی شرکت کنندگان را نیز با استفاده از پرسشنامه‎ی ‎بین المللی فعالیت بدنی (IPAQ) که روایی و پایایی آن در ایران توسط واشقانی و همکاران انجام شده بود (13) به صورت معادل متابولیک دقیقه در هفته (MET-hour/wk) محاسبه کردیم. برای محاسبه (MET-hour/wk)، (MET-hour/wk) برای هرفعالیت محاسبه شد (تعداد روز در هفته × تعداد ساعت فعالیت در هر بار × معادل متابولیک هر فعالیت) و مقدار هر (MET-hour/wk) جمع شدند تا کل (MET-hour/wk) برای هر فرد محاسبه شود. کل شرکت کنندگان موافقت نامه کتبی را که توسط کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تایید شده بود تحویل دادند. این مطالعه در مرکز ثبت کارآزمایی‎های بالینی ایران با کد IRCT2014111519966N1 به ثبت رسید.

ارزیابی بیوشیمیایی و اندازه گیری فشارخون

5 سی سی نمونه خون از همه افراد بعد از یک شب ناشتایی گرفته شد و در لوله‎های آزمایش برای به دست آوردن سرم ریخته شد. سرم با استفاده از سانتریفیوژ 1500 دور در دقیقه به مدت 10 دقیقه به دست آمد. سرم جدا شده و برای ارزیابی قند خون به ناشتا مورد استفاده قرار گرفته شد. غلظت قند خون ناشتای افراد با استفاده از کیت آنزیمی اندازه‎گیری شد (پارس آزمون، تهران، ایران). فشار خون دانشجویان در ابتدا و انتهای مطالعه توسط یک فرد مجرب و با استفاده از اسفیگمومانومتر با یک کاف مناسب اندازه‎گیری شد. اندازه‎گیری‎های فشار خون در یک اتاق ساکت با دمای ثابت 20 تا 25 درجه سلسیوس به انجام رسید. اندازه گیری‎های فشار خون شرکت کنندگان 3 بار در هر ویزیت دریک وضعیت نشسته وبعد از 15 دقیقه استراحت افراد مورد مطالعه صورت گرفت. فشار خون افراد در ابتدا و انتهای مطالعه به صورت میانگین این سه اندازه‎گیری تعریف گردید. همان فرد در انتهای مطالعه اندازه گیری‎ها ‎را انجام داد تا از هر گونه خطا اجتناب شود.

آنالیز آماری

داده‎های کمی به صورت میانگین و انحراف معیار بیان شده‎اند. تفاوت میانگین‎های داده‎های کمی در دو گروه عسل و سوکروز در ابتدای مطالعه با استفاده از آزمون آماری t-test مستقل ارزیابی شدند. t-test زوجی برای مقایسه میانگین‎های قبل و بعد از مداخله در گروه‎ها ‎و t-test مستقل برای مقایسه بین گروه‎ها ‎مورد استفاده قرار گرفت. آنالیز کوواریانس برای ارزیابی تاثیر مداخله با در نظر گرفتن مخدوش گره‎ایی مثل سن و فعالیت فیزیکی وبعضی از دریافت‎های غذایی مورد استفاده قرار گرفت. آنالیزهای آماری با استفاده از نرم افزار SPSS (version 18; SPSS, Chicago, Ill) انجام گرفت05p≤  به عنوان سطح معناداری در نظر گرفته شد.

نتایج

در پایان مطالعه، تمام 60 نفر شرکت کننده (30 نفر در گروه عسل و 30نفر در گروه سوکروز) مطالعه را به پایان رساندند. اطلاعات دموگرافیک افراد مورد مطالعه در دو گروه عسل و سوکروز در جدول 1 آورده شده است. میانگین سن افراد شرکت کننده در هر دو گروه 53/22 سال بود که از لحاظ آماری بین دو گروه تفاوت معنی‎داری نداشت. هیچ تفاوت معناداری از نظر فعالیت فیزیکی، توده بدنی، قند خون ناشتا، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک بین دو گروه یافت نشد 1/0> p). 

دریافت‎های غذایی افراد در دو گروه دریافت کننده‎ی ‎عسل طبیعی و شکر  در جدول 2 نشان داده شده است. دریافت انرژی، پروتئین و چربی در گروه عسل نسبت به گروه سوکروز بالاتر بود (05/0< p) که این اثرات با استفاده از آزمون آنالیز کوواریانس تعدیل گردید.

جدول 3 اثرات مصرف عسل و سوکروز را بر روی قند خون ناشتا، فشار خون سیستولیک و فشارخون دیاستولیک نشان می‎دهد.  در پایان مطالعه در مقایسه با ابتدای مطالعه، قند خون ناشتا در گروه دریافت کننده‎ی ‎عسل طبیعی کاهش و در گروه دریافت کننده‎ی ‎سوکروز افزایش پیدا کرده بود. به علاوه، افزایش قند خون ناشتا در گروه شکر نسبت به کاهش آن در گروه عسل بیشتر بود (13/42:F , 001/0< p). در مقایسه با ابتدای مطالعه، هیچ تفاوت معنا داری در فشار خون سیستولیک(49/0 F:و 4/0> p) و دیاستولیک (52/0:, F 4/0p>) در هر گروه نسبت به ابتدای مطالعه یافت نشد.

در همه این ارزیابی‎ها، متغیرهای مخدوش‎گر نظیر سن، فعالیت فیزیکی و بعضی دریافت‎های غذایی تعدیل شدند.

بحث

در این کار آزمایی بالینی دو سو کور، ما دریافتیم که مصرف عسل می‎تواند باعث کاهش قند خون ناشتا در افراد جوان سالم قبل و بعد از مداخله و همچنین در مقایسه با گروه دریافت کننده‎ی ‎سوکروز شود. اما دریافت عسل طبیعی در مقایسه‎ی ‎با سوکروز و در بین افراد دریافت کننده‎ی ‎عسل قبل و بعد از مطالعه بر سطوح فشارخون سیستولیک و دیاستولیک تاثیر معنی داری نداشت. بر اساس دانش ما، این مطالعه جزو اولین مطالعاتی است که تاثیر مصرف عسل و سوکروز را بر روی فشار خون در یک جمعیت ایرانی  بررسی می‎کند.

 مطالعات پیشین، اغلب تاثیر مصرف عسل را بر روی پروفایل لیپیدی و وزن بدن در افراد چاق و بیماران بررسی کرده‎اند(10،14-15). ‎در مطالعه‎ی ‎حاضر مصرف عسل موجب کاهش قندخون ناشتا شد که یافته‎های این مطالعه مشابه با مطالعه‎ی ‎  Al-Waili بود که مصرف عسل به میزان 2/1 گرم بر کیلوگرم وزن بدن به مدت 2 هفته در مقایسه با گروه کنترل باعث کاهش معنی‎دار قند خون ناشتا شد (16). با این حال، مطالعات دیگر نتایج معکوسی را نشان دادند (17).  در یک مطالعه مصرف 70 گرم عسل روزانه به مدت 4 هفته هرچند باعث کاهش قندخون ناشتا در افراد سالم در مقایسه با گروه دریافت کننده‎ی ‎سوکروز شد اما این اثرات از لحاظ آماری معنی‎دار نبود (18). همچنین در مطالعه‎ی ‎Raatz و همکاران مصرف روزانه‎ی ‎50 گرم عسل به مدت دو هفته در مقایسه با شربت فروکتوز تاثیر معنی‎داری بر سطوح قندخون ناشتا و سطح انسولین پلاسما نداشت (19). این یافته‎های متناقض احتمالا به دلیل تفاوت نوع عسل دریافتی، فقدان استاندارد کردن اندازه گیری‎ها ‎و نیز تفاوت حجم نمونه‎ها ‎و جمعیت‎های مورد مطالعه باشد. در یک بررسی دیگر استفاده از عسل طبیعی موجب کاهش قندخون ناشتا و افزایش انسولین سرم در موش‎های دیابتی در مقایسه با گروه کنترل شد (20). در مطالعه‎ای مشابه با مطالعه‎ی حاضر که در افراد چاق یا دارای اضافه وزن انجام شد مصرف عسل طبیعی به مدت یک ماه موجب کاهش معنی‎داری در قندخون ناشتا، وزن بدن و پروفایل چربی شد (21). همچنین تزریق داخل وریدی عسل موجب کاهش قندخون ناشتا و هیپرگلیسمی شد (22).  در مطالعه‎ای نشان داده شد که مصرف عسل طبیعی به میزان 30 گرم در روز در مقایسه با دکستروز و عسل با دوز 75 گرم می‎تواند موجب کنترل بهتر قندخون در افراد دیابتی شود (23).

در مطالعه حاضر تغییرات فشار خون سیستولیک و دیاستولیک در هر دو گروه از لحاظ آماری تفاوت معناداری نداشت. در یک مطالعه‎ی ‎محلول استنشاقی حاوی 60% عسل طبیعی موجب کاهش معنی داری در سطوح فشارخون سیستولیک و دیاستولیک در بیماران مبتلا به پرفشاری خون شد (24). همچنین در یک مطالعه‎ی ‎حیوانی دادن روزانه 1 گرم بر کیلوگرم وزن بدن عسل طبیعی به مدت 3 هفته موجب کاهش فشارخون سیستولیک در رت‎های مبتلا به دیابت شد (25). تاکنون مطالعه‎ی ‎انسانی به صورت کارآزمایی بالینی تاثیر مصرف عسل بر فشارخون سیستولیک و دیاستولیک را افراد سالم بررسی نکرده است.

مکانیسم دقیق نحوه تاثیر مصرف عسل بر روی قندخون ناشتا  و همچنین فشارخون مشخص نیست؛ با این حال به نظر می‎رسد اثر مصرف عسل طبیعی بر روی قندخون احتمالا به دلیل محتوای ریز مغذی‎های آن مثل آنتی اکسیدان‎ها، روی، مس، محتوای فروکتوز و گلوکز و سایر مواد ناشناخته‎ی ‎موجود در آن باشد (26). همچنین عسل به دلیل داشتن اثر افزایشی بر روی سطوح نیتریک اکسید احتمالا در دوزهای بالاتر موجب کاهش فشارخون شود (27). همچنین مصرف عسل طبیعی موجب افزایش ترشح انسولین می‎شود که می‎تواند باعث افزایش ساخت گلیکوژن و کاهش قند خون سرم شود که از این طریق می‎تواند باعث کاهش قندخون شود (28).

مطالعه حاضر محدودیت‎های زیادی دارد. اول اینکه، بر خلاف تعدیلات گسترده‎ای که برای متغیرهای گسترده‎ای صورت گرفته است، سایر مخدوشگرها نمی‎توانند کنار گذاشته شوند. دوم اینکه، به خاطر برخی محدودیت‎ها، نتوانستیم اثرات مفید عسل را به صورت جداگانه در دو جنس بررسی کنیم و سوم اینکه به دلیل محدودیت مالی امکان اندازه گیری HgA1C وجود نداشت. از نقاط قوت این مطالعه توانایی تعمیم آن به جامعه است، زیرا این بررسی بر روی افراد سالم انجام شد که اکثریت جمعیت جامعه را تشکیل می‎دهند.

نتیجه گیری

با توجه به یافته‎های حاصل از بررسی حاضر و نتایج حاصل از مطالعات قبلی مصرف عسل طبیعی می‎تواند به عنوان یک غذای عملکردی در بهبود قند خون و به دنبال آن کاهش خطر آترواسکلروز و بیماری‎های قلبی موثر باشد و در دوز 50 تا 100 گرم در روز بدون داشتن عارضه‎ی ‎جانبی می‎تواند کمک کننده و موثر باشد.  مطالعات بیشتری به صورت کارآزمایی‎های بالینی با حجم نمونه‎ی ‎بالاتر و در افراد با شرایط سلامتی متفاوت برای تایید یافته‎های ما  و تعمیم آن به جامعه‎ی ‎افراد سالم و همچنین بیماران با بیماری‎های مختلف مورد نیاز است.

 

تشکر و قدردانی

این مقاله حاصل پایان نامه‎ی ‎دانشجویی می‎باشد که با کد 392569 در معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به ثبت رسید. در پایان از تمامی کسانی که در انجام این مطالعه ما را یاری نمودند به خصوص شرکت کنندگان محترم و پرسنل آزمایشگاه دانشکده تغذیه و علوم غذایی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان سپاسگزاری می‎شود.

1. Gordon DJ, Probstfield JL, Garrison RJ, Neaton JD, Castelli WP, Knoke JD, et al. High-density lipoprotein cholesterol and cardiovascular disease. Four prospective American studies. Circulation 1989; 79:8-15.
2. Kelly BB, Fuster V. Promoting cardiovascular health in the developing world: a critical challenge to achieve global health. Washington DC: National Academy of Sciences; 2010.
3. Sarnak MJ, Levey AS, Schoolwerth AC, Coresh J, Culleton B, Hamm LL, et al. Kidney disease as a risk factor for development of cardiovascular disease: a statement from the American Heart Association Councils on Kidney in Cardiovascular Disease, High Blood Pressure Research, Clinical Cardiology, and Epidemiology and Prevention. Circulation 2003; 108:2154-69.
4. Pahlavani N, Jafari M, Sadeghi O, Rezaei M, Rasad H, Rahdar HA, et al. L-arginine supplementation and risk factors of cardiovascular diseases in healthy men: a double-blind randomized clinical trial. F1000Res 2014; 3:306.
5. Gum PA, Kottke-Marchant K, Poggio ED, Gurm H, Welsh PA, Brooks L, et al. Profile and prevalence of aspirin resistance in patients with cardiovascular disease. Am J Cardiol 2001; 88:230-5.
6. Roger VL, Go AS, Lloyd-Jones DM, Benjamin EJ, Berry JD, Borden WB, et al. Heart disease and stroke statistics–2012 update a report from the American Heart Association. Circulation 2012; 125:e2-220.
7. Kivimäki M, Virtanen M, Elovainio M, Kouvonen A, Väänänen A, Vahtera J. Work stress in the etiology of coronary heart disease--a meta-analysis. Scand J Work Environ Health 2006; 32:431-42.
8. Bostom AG, Lathrop L. Hyperhomocysteinemia in end-stage renal disease: prevalence, etiology, and potential relationship to arteriosclerotic outcomes. Kidney Int 1997; 52:10-20.
9. Al-Waili NS. Natural honey lowers plasma glucose, C-reactive protein, homocysteine, and blood lipids in healthy, diabetic, and hyperlipidemic subjects: comparison with dextrose and sucrose. J Med Food 2004; 7:100-7.
10. Yaghoobi N, Al-Waili N, Ghayour-Mobarhan M, Parizadeh SM, Abasalti Z, Yaghoobi Z, et al. Natural honey and cardiovascular risk factors; effects on blood glucose, cholesterol, triacylglycerole, CRP, and body weight compared with sucrose. Sci World J 2008; 8:463-9.
11. Chepulis L, Starkey N. The long-term effects of feeding honey compared with sucrose and a sugar-free diet on weight gain, lipid profiles, and DEXA measurements in rats. J Food Sci 2008; 73:H1-7.
12. Bahrami M, Ataie-Jafari A, Hosseini S, Foruzanfar MH, Rahmani M, Pajouhi M. Effects of natural honey consumption in diabetic patients: an 8-week randomized clinical trial. Int J Food Sci Nutr 2009; 60:618-26.
13. Vasheghani-Farahani A, Tahmasbi M, Asheri H, Ashraf H, Nedjat S, Kordi R. The Persian, last 7-day, long form of the International Physical Activity Questionnaire: translation and validation study. Asian J Sports Med 2011; 2:106-16.

14. Munstedt K, Hoffmann S, Hauenschild A, Bulte M, von Georgi R, Hackethal A. Effect of honey on serum cholesterol and lipid values. J Med Food 2009; 12:624-8.
15. Alagwu EA, Okwara JE, Nneli RO, Osim EE. Effect of honey intake on serum cholesterol, triglycerides and lipoprotein levels in albino rats and potential benefits on risks of coronary heart disease. Niger J Physiol Sci 2011; 26:161-5.
16. Al-Waili NS. Effects of daily consumption of honey solution on hematological indices and blood levels of minerals and enzymes in normal individuals. J Med Food 2003; 6:135-40.
17. Uzun H, Narci H, Tayfur I, Karabulut KU, Karcioglu O. Mad honey intoxication: what is wrong with the blood glucose? a study on 46 patients. Eur Rev Med Pharmacol Sci 2013; 17:2728-31.
18. Majid M, Younis MA, Naveed AK, Shah MU, Azeem Z, Tirmizi SH. Effects of natural honey on blood glucose and lipid profile in young healthy Pakistani males. J Ayub Med Coll Abbottabad 2013; 25:44-7.
19. Raatz SK, Johnson LK, Picklo MJ. Consumption of honey, sucrose, and high-fructose corn syrup produces similar metabolic effects in glucose-tolerant and-intolerant individuals. J Nutr 2015; 145:2265-72.
20. Mousavi SM, Imani S, Haghighi S, Mousavi SE, Karimi A. Effect of Iranian honey bee (Apis mellifera) venom on blood glucose and insulin in diabetic rats. J Arthropod Borne Dis 2012; 6:136-43.
21. Yaghoobi N, Al-Waili N, Ghayour-Mobarhan M, Parizadeh SM, Abasalti Z, Yaghoobi Z, et al. Natural honey and cardiovascular risk factors; effects on blood glucose, cholesterol, triacylglycerole, CRP, and body weight compared with sucrose. Sci World J 2008; 8:463-9.
22. Al-Waili NS. Intravenous and intrapulmonary administration of honey solution to healthy sheep: effects on blood sugar, renal and liver function tests, bone marrow function, lipid profile, and carbon tetrachloride-induced liver injury. J Med Food 2003; 6:231-47.
23. Nazir L, Samad F, Haroon W, Kidwai SS, Siddiqi S, Zehravi M. Comparison of glycaemic response to honey and glucose in type 2 diabetes. J Pak Med Assoc 2014; 64:69-71.
24. Al-Waili N. Intrapulmonary administration of natural honey solution, hyperosmolar dextrose or hypoosmolar distill water to normal individuals and to patients with type-2 diabetes mellitus or hypertension: their effects on blood glucose level, plasma insulin and C-peptide, blood pressure and peaked expiratory flow rate. Eur J Med Res 2003; 8:295-303.
25. Erejuwa OO, Sulaiman SA, Wahab MS, Sirajudeen KN, Salleh MS, Gurtu S. Differential responses to blood pressure and oxidative stress in streptozotocin-induced diabetic wistar-kyoto rats and spontaneously hypertensive rats: effects of antioxidant (Honey) treatment. Int J Mol Sci 2011; 12:1888-907.
26. Sousa JM, de Souza EL, Marques G, Meireles B, de Magalhães Cordeiro ÂT, Gullón B, et al. Polyphenolic profile and antioxidant and antibacterial activities of monofloral honeys produced by Meliponini in the Brazilian semiarid region. Food Res Int 2016; 84:61-8.
27. Owoyele BV, Adenekan OT, Soladoye AO. Effects of honey on inflammation and nitric oxide production in Wistar rats. Zhong Xi Yi Jie He Xue Bao 2011; 9:447-52.
28. Ebbert JO, Jensen MD. Fat depots, free fatty acids, and dyslipidemia. Nutrients 2013; 5(2):498-508.