ویژگی های جمعیتی ، اجتماعی و بالینی بیماران سندرم روده تحریک پذیر

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه پزشکی اجتماعی / دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران

2 دانشیار گروه گوارش/ دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران

3 دانشیار گروه گوارش / دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران

4 دانشیار گروه گوارش/ دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران

5 استادیار گروه گوارش/ دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران

6 استادیار گروه گوارش/ دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران

7 دستیار گروه پزشکی اجتماعی/ دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران

چکیده

مقدمه:اختلالات مزمن گوارشی، بار اقتصادی و فشار روانی زیادی را به جامعه و سیستم بهداشتی و درمانی تحمیل می کنند. از جمله این اختلالات مزمن می توان به سندرم روده تحریک پذیر اشاره کرد. هدف از انجام این تحقیق بررسی وضعیت اپیدمیولوژی سندرم روده تحریک پذیر در مشهد می باشد.
روش کار: این مطالعه توصیفی مقطعی در سال 1392 بر 323 بیمار مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر در مشهد انجام شد . روش نمونه گیری مبتنی بر هدف بود. داده های ثبت شده به نرم افزار آماری SPSS وارد و تجزیه و تحلیل شد .جهت توصیف آزمودنی ها از روش های آمار توصیفی و جهت مقایسه متغیر ها در زیرگروه ها، از آزمون های آنالیز واریانس و کروسکال والیس استفاده شد .میزان P کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد .
نتایج: زیر گروه مختلط بیشترین فراوانی و زیر گروه یبوست کمترین فراوانی را داشتند . نسبت زنان به مردان 5/1 به 1 بود و توزیع جنسیت در چهار زیر گروه تفاوت معناداری نداشت(1/0=p ) . طول مدت بیماری حدود 5/4 سال بود که در چهار زیر گروه به طور معناداری متفاوت بود(03/0= p). بیماران حداقل یکبار در ماه به پزشک مراجعه می کنند .
نتیجه گیری:  ویژگی های الگوی بالینی و اجتماعی در زیر گروه ها تفاوت معناداری ندارد.تعدد مراجعات بیماران به پزشک ، 12 نوبت مراجعه در سال به ازای هر بیمار است و همین روزهای از کار افتادگی، هزینه اقتصادی قابل توجهی را برای افراد ، جامعه و نظام سلامت ایجاد می کند .

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Demographic, social and clinical characteristics in patients with irritable bowel syndrome in Mashhad in 2013

نویسندگان [English]

  • Mohamad Khajedaluee 1
  • Hasan Vosooghinia 2
  • Ali Bahari 3
  • Ahmad Khosravi 4
  • Abbas Esmaillzadeh 5
  • Azita Ganji 6
  • Kambiz Akhavan Rezayat 6
  • Rahil Mahmoudi 7
1 Social medicine associate professor/ School of medicine , Mashhad University Of Medical Sciences , Mashhad , Iran
2 Gastroenterology associate professor/School of medicine , Mashhad University Of Medical Sciences , Mashhad , Iran
3 Gastroenterology associate professor/School of medicine , Mashhad University Of Medical Sciences , Mashhad , Iran
4 Gastroenterology associate professor/ School of medicine , Mashhad University Of Medical Sciences , Mashhad , Iran
5 Gastroenterology assistant professor/ School of medicine , Mashhad University Of Medical Sciences , Mashhad , Iran
6 Gastroenterology assistant professor/ School of medicine , Mashhad University Of Medical Sciences , Mashhad , Iran
7 Social medicine resident/ School of medicine , Mashhad University Of Medical Sciences , Mashhad , Iran
چکیده [English]

Introduction: Chronic gastrointestinal disorders, imposes stress and large economic burden on society and the health care system. Including chronic disorders, irritable bowel syndrome can be noted. The purpose of this study was to investigate the epidemiology of irritable bowel syndrome in Mashhad for further recognition of the disease in Iranian society.
Subjects and Methods: This cross-sectional study in 2013 was conducted on 323 patients with irritable bowel syndrome. Sampling method was based on purposive. For the purposes of this study, the recorded data entered into SPSS software were analyzed. The descriptive statistical methods were used for description of the subjects, and to compare variables in subgroups of patients, parametric (analysis of variance) and nonparametric ( Kruskal-wallis) tests were used. P value of less than 0.05 was considered significant.
Results: The subtype of mixed had the highest frequency and subtype of constipation had the lowest frequency. Female to male ratio was 1.5 to 1 and gender distribution had not significant differences in four subtypes (P=0.1). Duration of disease was approximately 4.5 years that was significantly different in four subtypes (P=0.03). The patients had at least one visit to doctor every month.
Conclusion: Clinical characteristics and social patterns were not significantly different in subgroups of IBS. Frequency of patient visiting the doctor was 12 times in a year for every patient, and these days of disability are a significant economic costs to individuals, society and the health system.

کلیدواژه‌ها [English]

  • gastrointestinal disorder
  • Irritable Bowel Syndrome
  • Epidemiology
  • Frequency

مقدمه

بسیاری از جوامع به سبب بهبود وضعیت بهداشت محیط ، بهداشت فردی و سایر معیارهای بهداشتی مثل واکسیناسیون ، شاهد ریشه کنی ، حذف و کاهش چشمگیر در وقوع بیماری های واگیر بوده اند . ولی از طرفی به دلیل تغییرات در الگوی زندگی ، الگوی تغذیه ، الگو های رفتاری ، پیدایش عوامل خطر فیزیکی و شیمیایی ، گسترش زیاد بیماری های غیر واگیر رخ داده است (1). بیماری های گوارشی یکی از مهم ترین و شایع ترین بیماری های مزمن غیرواگیر است.

اختلالات گوارشی بار اقتصادی و فشار روانی زیادی را به جامعه و سیستم بهداشتی و درمانی تحمیل می کنند . از بین انواع اختلالات گوارشی ، دردهای راجعه شکم وسندرم روده تحریک پذیر بیشتر مورد توجه  قرار گرفته اند چرا که بر اساس مطالعات مبتنی بر جامعه ، شیوع زیادی داشته اند ( درد های شکمی 10-15 % و سندرم روده تحریک پذیر 13-26 % ) (2) .

اختلالات گوارشی در کودکان و نوجوانان به میزان زیادی تا بزرگسالی ادامه می یابند و از علل مهم غیبت از مدرسه ، مراجعات متعدد به پزشک و بستری در بیمارستان می باشند(2).

از جمله این اختلالات مزمن می توان به سندرم روده تحریک پذیر اشاره کرد . این سندرم یک اختلال عملکردی روده است که با تغییر در اجابت مزاج و درد شکمی در غیاب ناهنجاری قابل شناسایی ساختاری مشخص می شود(3).

سندرم روده تحریک پذیر جزو اختلالات تهدید کننده حیات نیست و نه نیاز به جراحی دارد و نه باعث کاهش بقای بیماران می شود . این ویژگی ممکن است  منجر به دست کم گرفتن تاثیر بالقوه این سندرم به عنوان مشکل سلامت واقعی شود که می تواند تاثیر جدی بر فعالیت های روزانه و کیفیت زندگی بیمار بگذارد (4) .

علائم سندرم روده تحریک پذیر تمایل دارند در طول زمان تغییر کنند . شدت علائم هم تفاوت دارند و به طور واضح می تواند کیفیت زندگی این افراد را مختل کند و منجر به هزینه های مراقبتی بالا شود (3). این سندرم در همه جهان شایع است (5). حدود 20% از بزرگسالان در ایران به 1IBS مبتلا هستند و بیش از 3 میلیون از مراجعات سالانه به متخصصین گوارش مربوط به علائم و نشانه های سندرم روده تحریک پذیر است (6).

شیوع این بیماری در افراد جوان بیشتر است . هر چند که مطالعات مبتنی بر جامعه نشان داده است که شیوع IBS با افزایش سن بیشتر می شود . به نظر می رسد که این بیماری در افراد مسن اغلب تشخیص داده نمی شود یا کمتر تشخیص داده می شود و به عنوان بیماری دیگری تقسیم بندی می شود misclassification)). در بیشتر مطالعات نسبت ابتلا  زنان به مردان ، 2 به 1 است. شیوع این سندرم درنژاد سفید و سیاه برابر است (5).

در ایران هزینه های سالانه IBS فقط در مطالعه ای که توسط روشندل و همکارانش انجام شده است ارزیابی شده است . در این مطالعه هزینه کل سالانه IBS 8/2 میلیون دلار برای جمعیت بالغ شهری برآورد شده است که بار سنگینی بر اقتصاد ایران ، به عنوان کشور در حال توسعه محسوب می شود(7).

با توجه به ازمان این سندرم ، شیوع بالای آن در جوانان و بار بیماری آن بر فرد ، خانواده و سیستم بهداشت و درمان کشور ، تعیین وضعیت اپیدمیولوژیک سندرم روده تحریک پذیر در جامعه ایرانی و شناخت بیشتر از بیماری در جامعه ، ضروری به نظر می رسد. هدف از انجام این تحقیق بررسی وضعیت اپیدمیولوژی سندرم روده تحریک پذیر در مشهد می باشد.

 

روش کار

این مطالعه توصیفی مقطعی  در سال 1392  بر 323 بیمار مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر که به کلینیک های گوارش در مشهد مراجعه کرده بودند انجام شد . روش نمونه گیری به روش مبتنی بر هدف انجام شد . بیمارانی که به کلینیک های گوارش مراجعه می کردند و توسط متخصص گوارش بر اساس معیارهای  Rome-3   تشخیص سندرم روده تحریک پذیر برای آنها گذاشته می شد، وارد مطالعه شدند .

ابتدا ضمن هماهنگی با متخصصان گوارش همکار طرح ،بیماران تشخیص داده شده مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر به مجری طرح معرفی شدند. معیار تشخیصی سندرم روده تحریک پذیر بر مبنای معیارهای Rome-3  بود .بیماران بر اساس علائم بیماری و شرح حال توسط متخصص گوارش در چهار زیر گروه سندرم روده تحریک پذیر(  درد ونفخ شکم ، اسهال ، یبوست  و مختلط )تقسیم بندی می شدند. سپس ضمن توجیه بیمار و هدف از انجام مطالعه و کسب رضایت آگاهانه چک لیست اطلاعات دموگرافیک ، اجتماعی اقتصادی ،تاریخچه بیماری و علائم بالینی متناسب با اهداف طرح برای بیمار تکمیل شد. داده های ثبت شده به نرم افزار آماری SPSS وارد و متناسب با اهداف تجزیه و تحلیل شد. معیارهای ورود شامل بیماران تشخیص داده شده بر مبنای کرایتریای Rome-3 توسط متخصص گوارش  ؛ سن 14 سال و بالاتر و داشتن آزمایشات طبیعی (CBC , ESR, TSH, S/E, Anti TTG(Ab 3A), FBS )بود .معیارهای خروج شامل بیماری گوارشی ارگانیک مشخص ؛ سابقه جراحی شکم ؛ وجود علائم هشداردهنده (اسهال شبانه ، اسهال خونی ، کاهش وزن ، آنمی ، دسفاژی ، سابقه خانوادگی بدخیمی ، شروع علائم در 50 سالگی و بالاتر)  و ابتلا به بیماریهای روانی مشخص بود .در تمام تحلیل ها سطح معنی داری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شده است .

نتایج

بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر به چهار زیر گروه تقسیم شدند . فراوانی زیر گروه ها شامل : ( 8/23 %) 77 نفر در زیر گروه درد و نفخ شکم  ، ( 5/28 % ) 92 نفر در زیر گروه اسهال ، (3 /13 % ) 43 نفر در زیر گروه یبوست  و (4/34 % ) 111 نفر در زیر گروه مختلط بود . توزیع زیر گروه ها تفاوت معنی دار داشت (001/0 > p).

ویژگی های دموگرافیک افراد مورد مطالعه به طور کلی و در هر زیر گروه ، در جدول شماره 1 و 2 ارائه شده است .

از نظر سابقه خانوادگی ، (1/44)137 نفر در بستگان درجه اول سابقه این بیماری را داشتند و (9/55)174 نفر سابقه نداشتند که تفاوت معنی دار نبود(4/0= p) و از نظر ابتلا در فامیل درجه دوم ، (6/30)94 نفر در بستگان خانوادگی درجه دوم سابقه این بیماری را داشتند  و (4/69)213 نفر سابقه نداشتند (1/0= p).

در بین بیماران مورد بررسی ، (9/75)245 نفر دخانیات مصرف نمی کردند و (1/24)78 نفر دخانیات مصرف می کردند . قلیان بیشترین نوع دخانیات مصرفی بود( (2/53)42 نفر). بعد از آن سیگار (2/34)27 نفر ، سیگاروقلیان (9/8)7 نفر ، سیگار و قلیان و پیپ (5/2)2 نفر و تنباکو جویدنی یک نفر ، رتبه های دوم تا چهارم را تشکیل می دادند .

در بین بیماران (5/16)53 نفر در معرض دود سیگار دیگران قرار داشتند و (5/83)269 نفر در معرض دود سیگار دیگران قرار نداشتند .

(3/92)298 نفر الکل مصرف نمی کردند و (7/7)25 نفر الکل مصرف می کردند .

(7/94)306 نفر سابقه مصرف مواد مخدر نداشتند و (3/5)17 نفر سابقه مصرف مواد مخدر داشتند که روش مصرف (6/70)12 نفر استنشاقی ، (5/23)4 نفر خوراکی و (9/5)1 نفر خوراکی و استنشاقی بود . هیچ یک از بیماران از روش تزریقی استفاده نمی کردند.

(5/76)13 نفر قبل از شروع علائم سندرم روده تحریک پذیر ،سوء مصرف مواد را شروع کرده بودند و (5/23)4 نفر بعد از شروع علائم بیماری ،سومصرف مواد را شروع کرده بودند .آزمون آماری تفاوت معنی داری را در چهار زیر گروه نشان نداد (7/0= p).

سایر متغیر های مربوط به مصرف دخانیات ، الکل و مواد مخدر در جدول شماره 3 ارائه شده است .

در بیماران مورد بررسی (9/57)187 نفر در طول مدت بیماری نیاز به مراجعه به مراکز پیشرفته تر بهداشتی درمانی داشتند. یعنی یا ابتدا به پزشک عمومی مراجعه کرده و به علت بهبود نیافتن به پزشک فوق تخصص مراجعه کرده اند و یا ابتدا در روستا یا شهرهای کوچکتر به پزشک مراجعه کرده اند و به علت بهبود نیافتن ، به پزشک فوق تخصص در مشهد ارجاع شده بودند و (1/42)136 نفر از ابتدا به پزشک فوق تخصص مراجعه کرده بودند.  از نظر آماری در چهار زیر گروه تفاوت معنی داری وجود نداشت (1/0= p ) .

 (2/1)4 نفر سابقه عمل جراحی(کله سیستکتومی ، آپاندکتومی ) به علت این بیماری داشتند و (8/98)319 نفر سابقه عمل جراحی نداشتند . آزمون آماری تفاوت معنی داری را در چهار زیر گروه نشان نداد (2/0= p ).

سایر ویژگی های مربوط به بیماری در جدول شماره 4 ارائه شده است .

همانگونه که مشاهده می گردد تمامی ویژگی های طول مدت بیماری ، تعداد مراجعات به مراکز پزشکی ، تعداد موارد بستری ، تعداد روزهای از کار افتادگی و تعداد دفعات اسهال و شدت درد در بین چهار زیر گروه بیماری تفاوت معنی داری دارد .

 

بحث

مراکز تحت پوشش این طرح ، شامل بیمارستان قائم(عج) ،بیمارستان امام رضا(ع) و کلینیک گوارش اکثر متخصصین گوارش دانشگاه ، در سطح شهر مشهد بودند .لذاجمعیت مورد مطالعه تقریبا قریب به اتفاق بیماران IBS در شهر را پوشش می دهد. در این مطالعه 323 نفر مورد بررسی قرار گرفتند .

بر اساس نتایج مطالعه حاضر، توزیع زیر گروه ها تفاوت آماری معنا داری داشت ، به گونه ای که زیر گروه مختلط بیشترین فراوانی و زیر گروه یبوست کمترین فراوانی را داشتند . نسبت زنان به مردان 5/1 به 1 بود و توزیع جنسیت در چهار زیر گروه تفاوت معناداری نداشت به طوری که در همه زیر گروه ها زنان بیشتر از مردان بودند . از نظر توزیع سنی ، چهار زیر گروه تفاوت معناداری نداشتند و افراد جوان بیشترین فراوانی را شامل می شدند . وضعیت تاهل نیز در چهار زیرگروه تفاوتی نداشت و افراد متاهل بیشترین فراوانی را تشکیل می دادند . بیشتر بیماران از نظر تحصیلات در سطح دیپلم و بالاتر بودند که بیشترین فراوانی مربوط به درجه لیسانس و بالاتر بود و چهار زیر گروه از نظر تحصیلات نیز تفاوت معناداری نداشتند. از نظر شغل، بیشترین فراوانی مربوط به زنان خانه دار و کارمندان بود که در چهار زیر گروه تفاوت معناداری نداشتند .اکثر بیماران در شهر زندگی می کردند و چهار زیر گروه تفاوتی نداشتند .

 تا کنون مطالعات متعددی در مورد سندرم روده تحریک پذیر در جهان انجام شده است . در یک مرور نظام مند که توسط سیتو1 و همکارانش در شمال آمریکا انجام شده است ، شیوع IBS را 3-20 % برآورد کرده که زیر گروه های اسهال و یبوست بیشترین فراوانی را داشتند. نسبت زنان به مردان 2 به 1 بوده که در همه زیر گروه ها زنان با مردان تقریبا مساوی بودند، بجز زیر گروه یبوست که زنان بیشتر از مردان بودند . در این مطالعه نیز افراد جوان شیوع بالاتری داشتند (8).

در مطالعه ی چند مرکزی اسکمولسون2 و همکاران در مکزیک ،نسبت IBS در زنان به مردان 3/3 به 1 بوده   که در همه زیر گروه ها زنان غالب بودند بجز زیر گروه اسهال که مردان حدودا 2 برابر زنان بودند (9).

مطالعاتی نیز در ایران انجام شده است . در مطالعه ی جمالی و همکاران، بیشتر افراد جوان در گیر این بیماری بودند و در بین زیر گروه ها تفاوتی نبود .از نظر جنسیت بیشتر زنان مبتلا بودند . ولی از نظر تحصیلات بیشتر بیماران سطح تحصیلات پایین داشتند ولی در زیر گروه ها با هم تفاوتی نداشتند . از نظر تاهل ، در همه زیر گروه ها ،  بیشترین فراوانی متعلق به گروه متاهلین بود . در همه زیر گروه ها اکثر بیماران در شهر زندگی می کردند (10).

بر اساس نتایج مطالعه حاضر ،  1/24 % بیمارن دخانیات مصرف می کردند و در چهار زیر گروه تفاوتی وجود نداشت . در مطالعه فارسجو3 و همکاران که IBS را در جمعیت یونانی و سوئدی مقایسه کرده بودند ، 8/17 %  بیماران دخانیات مصرف می کردند (11).

مطالعه حاضر نشان داد که طول مدت بیماری حدود 5/4 سال بود که در چهار زیر گروه به طور معناداری متفاوت بود . به گونه ای که زیر گروه مختلط کمترین طول مدت را داشتند و سه زیر گروه دیگر تقریبا مساوی بودند. بیماران حداقل یکبار در ماه به پزشک مراجعه می کنند که 12 ویزیت متخصص را در هر سال به ازای هر بیمار تشکیل می دهد . بیشترین مراجعه در زیر گروه اسهال است و کمترین مراجعه در زیر گروه درد و نفخ شکم است .

میانگین تعداد روزهای از کارافتادگی در سال حدودا 5روز بود که در چهار زیر گروه تفاوت معنادار بود .با توجه به تعداد دفعات مراجعه به پزشک و همچنین روز های از کار افتادگی هزینه های اقتصادی آن قابل توجه می باشد . از نظر شدت درد شکم چهار زیر گروه تفاوت معناداری داشتند که بیشترین آن متعلق به زیر گروه های درد و نفخ شکم و اسهال بود که شدت درد متوسط به بالا داشتند و کمترین شدت درد در زیر گروه یبوست بود که در حد خفیف بود. از نظر شدت درد تفاوت معناداری بین زنان و مردان وجود نداشت .تعداد دفعات اسهال نیز به طور متوسط 3 بار در روز بود که در زیر گروه ها متفاوت بود.

در مطالعه ای که توسط هایمس4 و همکاران  بر دانش آموزان دبیرستانی انجام شده است، 8% بیماران حداقل یکبار در سال گذشته به پزشک مراجعه کرده بودند (12). مطالعه تانگ5 و همکاران که علائم وابسته به سن بیماری را در زنان می سنجید،  نشان داد که شدت درد در گروه های سنی مختلف متفاوت بود و شدت درد در گروه سنی 48-75 سال کمتر از گروه سنی جوان بود (13). در مطالعه هانگین6و همکاران که در سال 2003 انجام شده بود ، 90% بیماران به سطح اول مراقبت ها مراجعه کرده بودند ، 17% به بیمارستان مراجعه کرده بودند و 69% از دارو استفاده می کردند(14)  . مطالعه دیگری از تانگ و همکاران نشان داد که شدت درد و طول مدت علائم در زنان و مردان تفاوت داشته است(15) .

 

نتیجه گیری

 این مطالعه نشان داد که ویژگی های الگوی بالینی و اجتماعی در زیر گروه های بیماری IBS تفاوت معناداری ندارد . مصرف دخانیات در بیماران مورد بررسی نسبت به مطالعات دیگر به طور قابل توجهی بالاتر است ، ولی  مواد مخدر و الکل در بین زیر گروه ها ی بیماری تفاوتی نداشت . نکته قابل توجه ، تعدد مراجعات بیماران به پزشک می باشد که 12 نوبت مراجعه در سال به ازای هر بیمار است و همچنین تعداد روزهای از کار افتادگی که هزینه اقتصادی قابل توجهی را برای افراد ، جامعه و نظام سلامت ایجاد می کند .