اثربخشی مداخله شناختی- رفتاری بر تبعیت از رفتارهای ارتقا سلامت و انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در بیماران خودایمنی (پسوریازیس)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه روان شناسی سلامت، واحد بین المللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، جزیره کیش، ایران

2 استادتمام دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران.

3 استادیار، گروه روانشناسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

چکیده

چکیده
زمینه و هدف: بروز بیماری‌های جسمانی مزمن همچون پسوریازیس موجب ایجاد آسیب‌های روان‌شناختی و جسمانی در بیماران می‌شود. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله شناختی- رفتاری بر رفتارهای ارتقا سلامت و انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در بیماران خودایمنی (پسوریازیس) انجام گرفت.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر نیمه­آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل بیماران خودایمنی (پسوریازیس) شهر تهران در شش ماهه پاییز و زمستان سال 1398 بود. در این پژوهش تعداد 30 بیمار خودایمنی (پسوریازیس) با روش نمونه‌گیری غیرتصادفی داوطلبانه و هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه­های آزمایش و گواه گمارده شدند (15 بیمار در گروه آزمایش و 15 بیمار در گروه گواه). گروه آزمایش مداخله شناختی- رفتاری را طی دو ماه و نیم در 10 جلسه 90 دقیقه‌ای دریافت نمودند. پرسشنامه‌های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه رفتارهای ارتقا سلامت (واکر و همکاران، 1987) و پرسشنامه انعطاف‌پذیری روان‌شناختی (دنیس و وندروال، 2010) بود. داده‌های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد مداخله شناختی- رفتاری بر رفتارهای ارتقا سلامت و انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در بیماران خودایمنی (پسوریازیس) موثر بوده­ است. چنانکه این درمان توانسته منجر به بهبود رفتارهای ارتقا سلامت و انعطاف‌پذیری روان‌شناختی این بیماران شود.
نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های پژوهش حاضر می‌توان نتیجه گرفت که درمان شناختی- رفتاری با تکیه بر پیگیری افکار خودکار برای شناسایی باورهای بنیادی، آموزش شیوه‌های رفتاری و خطاهای شناختی و افکارناکارآمد می‌تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت بهبود رفتارهای ارتقا سلامت و انعطاف‌پذیری روان‌شناختی بیماران خودایمنی (پسوریازیس) مورد استفاده گیرد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Effectiveness of Cognitive-Behavioral Intervention on Adherence to Health Promotion Behaviors and Psychological Flexibility in Autoimmune (Psoriasis) Patients

نویسندگان [English]

  • Marmareh Sehati 1
  • Hasan Ashayeri 2
  • Shiva Doulatabadi 3
1 Department of Health Psychology, Kish International Branch, Islamic Azad University, Kish Island, Iran
2 Professor, Faculty of Rehabilitation Sciences, Iran University of Medical Sciences, Tehran, Iran.
3 Assistant Professor, Department of Psychology, Allameh Tabatabai University, Tehran, Iran
چکیده [English]

Abstract
Background and purpose: The incidence of chronic physical diseases such as Psoriasis causes psychological and physical traumas in the patients. Therefore the present study was conducted aiming to investigate the effectiveness of cognitive-behavioral intervention on health promotion behaviors and psychological flexibility in autoimmune (psoriasis) patients.
Materials and methods: The present study was quasi-experimental with pretest, posttest, control group and two-month follow-up design. The statistical population of the study included autoimmune (psoriasis) patients in Tehran in autumn and winter of 2019-20. 30 autoimmune (psoriasis) patients were selected through non-random volunteer and purposeful sampling method and they were randomly accommodated into experimental and control groups (15 patients in the experimental and 15 in the control groups). The experimental group received ten ninety-minute sessions of cognitive-behavioral intervention during two and a-half months. The applied questionnaires in the current study included the questionnaire of health promotion behaviors (Walker et.al, 1987) and psychological flexibility questionnaire (Denis and Wanderwall, 2010). The data from the study were analyzed through repeated measurement ANOVA.
Findings: The results showed that the cognitive-behavioral intervention has been effective on health promotion behaviors and psychological flexibility of autoimmune (psoriasis) patients, as this therapy has succeeded in the improvement of health promotion behaviors and psychological flexibility in these patients.
Conclusion: According to the findings of the present study it can be concluded that the cognitive-behavioral therapy can be used as an efficient therapy to improve health promotion behaviors and psychological flexibility in autoimmune (psoriasis) patients relying on following automatic thoughts to identify fundamental beliefs, training behavioral methods and cognitive errors and inefficient thoughts.

کلیدواژه‌ها [English]

  • psychological flexibility
  • Health promotion behaviors
  • psoriasis autoimmune disease
  • cognitive-behavioral intervention