تدوین برنامه آموزش اخلاق بر تصمیم گیری اخلاقی و مسئولیت پذیری دانش آموزان دختر و مقایسه اثربخشی آن با روش آموزش معماهای فرضی کلبرگ و معماهای زندگی واقعی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه روانشناسی تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران،ایران.

2 دانشیار گروه روانشناسی تربیتی،دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران،ایران.

3 استاد گروه روانشناسی تربیتی،دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

4 دانشجوی دکتری تخصصی روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران(نویسنده مسئول)

چکیده

مقدمه: مطالعه پیش رو، به منظور تدوین برنامه آموزش اخلاق با رویکرد هیجان محور و مقایسه اثربخشی آن با روش آموزش معماهای فرضی کلبرگ و معماهای زندگی واقعی  بر تصمیم گیری اخلاقی و مسئولیت پذیری دانش آموزان صورت گرفت.
روش کار: روش این مطالعه از نوع طرح‎های شبه آزمایشی بود. نمونه پژوهش شامل 100 نفر از دانش آموزان دختر رشته‎های مختلف دبیرستانی شهرستان بجنورد بود که به صورت نمونه گیری خوشه‎ای دو مرحله‎ای در سه گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 25 نفر) جای گذاری شدند. در هر چهار گروه  به عنوان پیش آزمون پرسشنامه آزمون قضاوت اخلاقی (DIT) و پرسشنامه روانشناختی کالیفرنیا(CPI)اجرا گردید. سپس گروه اول با روش معماهای فرضی کلبرگ، گروه دوم با روش معماهای زندگی واقعی و گروه سوم با استفاده از رویکرد هیجان محور تحت آموزش قرار گرفتند. گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکرد. در پایان پس آزمون در هر چهار گروه اجرا شد.
نتایج: نتایج آزمون تحلیل کواریانس نشان داد اختلاف بین چهار گروه معنادار بود(5%>p) و بین گروه معماهای فرضی کلبرگ، گروه معماهای زندگی واقعی و گروه رویکرد هیجان محور با گروه گواه(05/0>p) در تصمیم گیری اخلاقی و مسئولیت پذیری تفاوت معنی دار وجود دارد. اما بین گروه‎های آزمایش با یکدیگر تفاوت معنی داری وجود ندارد.
نتیجه گیری: به طور کلی نتایج این مطالعه نشان می‎دهد که آموزش اخلاق با رویکرد هیجان محور در رشد تصمیم گیری اخلاقی و مسئولیت پذیری دانش آموزان مؤثر است؛ اما نسبت به روش معماهای فرضی کلبرگ و روش معماهای زندگی واقعی که روش‎هایی ‎صرفاً شناختی هستند، اثربخشی بیشتری ندارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Developing an Ethics Education Program on the Ethical Decision Making and Accountability of Female Students and Comparing Its Effectiveness with the Teaching of Robert Kleberg's Riddles and Real Life Riddles

نویسندگان [English]

  • Smaeil Sadi Pour 1
  • Hassan Asadzadeh 2
  • Fariborz Dortaj 3
  • Maryam Shojaee 4
1 Professor, Department of Educational Psychology, Faculty of Psychology and Educational Sciences, Allameh Tabataba'i University, Tehran, Iran
2 Associate Professor, Department of Educational Psychology, Faculty of Psychology and Educational Sciences, Allameh Tabataba'i University, Tehran, Iran
3 Department of Educational Psychology, Faculty of Psychology and Educational Sciences, Allameh Tabataba'i University, Tehran, Iran.
4 PhD Student of Psychology, School of Psychology and Educational Sciences, Allameh Tabataba'i University, Tehran, Iran (Corresponding Author)
چکیده [English]

Abstract
Introduction: The present study was designed to develop an ethics education program with an emotion-based approach and to compare its effectiveness with the teaching of hypothetical Kleberg riddles and real-life riddles on students' ethical decision making and responsibility.
Methods: This study was a quasi-experimental design. The sample consisted of 100 female high school students in Bojnourd who were divided into two experimental cluster sampling into three experimental groups and one control group (25 students each). In all four groups, pre-test was administered moral judgment test (DIT) and California psychological questionnaire (CPI). Then the first group was trained with the hypothesis of Kalberg, the second group with the real-life riddles and the third group with the emotion-centered approach. The control group received no training. At the end, post-test was performed in all four groups.
Results: The results of the analysis of covariance showed that there was a significant difference between the four groups (p <5%) and between the Kleberg hypothetical puzzles group, the real life puzzles group and the emotion-focused approach group with the control group (p-value <0.05). And there is a significant difference in accountability. But there was no significant difference between the experimental groups.
Conclusion: Overall, the results of this study show that emotion-focused ethics training is effective in enhancing students' ethical decision making and responsibility, but rather than the hypothetical Kleberg Riddles and Real Life Riddles, which are purely cognitive. , No more effectiveness.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Emotion-centered approach
  • Ethical decision making
  • responsibility