مدلیابی روابط ساختاری سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت بر اساس حس انسجام، انعطاف پذیری روانشناختی و تکانشگری با میانجیگری نارضایتی از بدن در بیماران قلبی عروقی مبتلا به چاقی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه روانشناسی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران

2 گروه روانشناسی، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول، ایران

3 استادیار، گروه روان‌شناسی، واحد نجف‌آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.

چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مدلیابی روابط ساختاری سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت بر اساس حس انسجام، انعطاف پذیری روانشناختی و تکانشگری با میانجیگری نارضایتی از بدن در بیماران قلبی عروقی مبتلا به چاقی انجام شد.
روش کار: روش تحقیق همبستگی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه بیماران قلبی عروقی مبتلا به چاقی شهر تهران در سال 1397 تشکیل دادند، که از میان آنها، تعداد 220 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت والکر و همکاران (1987)، حس انسجام کیمیایی و همکاران (1392)، انعطاف پذیری روانشناختی بوند و همکاران (2011)، تکانشگری بارت (1995) و نارضایتی از بدن لیتلتون (2005) که همگی از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته­ها: نتایج نشان داد که حس انسجام، انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و تکانشگری بر سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت با میانجی‌گری نارضایتی از بدن در بیماران قلبی عروقی مبتلا به چاقی تاثیر دارد (05/0>P). در بخش مدل ساختاری نیز نتایج نشان داد تاثیر انعطاف‌پذیری روان‌شناختی بر سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت با نقش میانجی نارضایتی بدن در بیماران قلبی عروقی مبتلا به چاقی به میزان 1.14 است. تاثیر تکانشگری بر سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت با نقش میانجی نارضایتی بدن در بیماران قلبی عروقی مبتلا به چاقی به میزان 1.07- است. تاثیر حس انسجام بر سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت با نقش میانجی نارضایتی بدن در بیماران قلبی عروقی مبتلا به چاقی به میزان 0.91 است.
بحث و نتیجه­گیری: بنابراین می توان با استفاده از تشکیل کارگاه های آموزشی و تغییر در سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت در افراد در معرض بیماری قلبی عروقی مبتلا به چاقی موجبات افزایش حس انسجام و انعطاف پذیری رواشناختی را فراهم کرد. لذا توجه به متغیرهای مذکور در پیشگیری و طراحی درمان های مناسب تر به پژوهشگران و درمانگران یاری می رساند. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Modeling Structural Relations of Health Promoting Lifestyle Based on Sense of Coherence, Psychological Flexibility and Impulsivity with the Mediating Role of Body Dissatisfaction in Cardiovascular Disease patients with Obesity

نویسندگان [English]

  • Sepideh Raisi Nasehi 1
  • Akram Dehghani 1
  • Fardin Moradi Manesh 2
  • Seyyed Abbas Haghayegh 3
1 Department of Psychology, Najafabad Branch, Islamic Azad University, Najafabad, Iran
2 A: Department of psychology, Najafabad Branch, Islamic Azad University, Najafabad, Iran. B: Department of psychology, Dezful Branch, Islamic Azad University, Dezful, Iran
3 Assistant Professor, Department of Psychology, Najafabad Branch, Islamic Azad University, Najafabad, Iran.
چکیده [English]

Abstract
Introduction: Modeling Structural Relations of Health Promoting Lifestyle Based on Sense of Coherence, Psychological Flexibility and Impulsivity with the Mediating Role of Body Dissatisfaction in Cardiovascular Disease patients with Obesity
Methods: The research method is correlation using structural equation modeling. The statistical population of this study consisted of all cardiovascular patients with obesity in Tehran in 2018, out of whom, 220 were selected through stratified cluster sampling and available as the sample. Research tools were: Health Promoting Lifestyle Walker et al. (1987), Sense of Coherence Kimiai et al. (2013), Psychological Flexibility Bund et al. (2011), Impulsiveness Bart (1995), and Body Dissatisfaction Littleton (2005) all of them had acceptable validity and reliability. The evaluation of the proposed model was analyzed using the path analysis method.
findings: The results showed that Sense of Coherence, psychological flexibility and impulsivity influence health promoting lifestyle by mediating body dissatisfaction in cardiovascular patients with obesity (P <0.05). In the structural model section, the results showed that the effect of psychological flexibility on health promoting lifestyle with mediator role of body dissatisfaction in cardiovascular patients with obesity is 1.14. Impact of impulsivity on health-promoting lifestyle with mediating role of body dissatisfaction in cardiovascular patients with obesity is -1.07. The effect of sense of cohesion on health promoting lifestyle with mediator role of body dissatisfaction in cardiovascular patients with obesity is 0.91.
Conclusion:  Therefore, it is possible to increase the Sense of Coherence and psychological flexibility through the establishment of workshops and changes in the health-promoting lifestyle of people at risk for obesity-related cardiovascular disease. Therefore, considering these variables helps prevent researchers and therapists designing more appropriate treatments.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Health promoting lifestyle
  • Sense of coherence
  • psychological flexibility
  • Impulsivity
  • Body Dissatisfaction
  • Cardiovascular Disease patients
  • Obesity