مقایسه اثربخشی درمان مثبت نگر و معنادرمانی بر دشواری تنظیم هیجان زنان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی مقطع دکتری، گروه مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران.

2 استادیار گروه مشاوره، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

3 استادیار گروه مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

4 دانشیار گروه مشاوره، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

چکیده

چکیده
مقدمه: دشواری تنظیم هیجانی یکی از مسائل زنان است که اثربخشی رویکردهای مختلف بر آن نشان داده شده است؛ اما بین رویکرد مثبت­نگر و معنادرمانی بر آن چه تفاوتی وجود دارد؟ هدف پژوهش حاضر مقایسه میزان تاثیر درمان مثبت نگر و معنادرمانی بر تنظیم هیجانی در زنان متأهل بود.
روش کار: پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل اجرا شد.جامعه آماری شامل والدین مونث و متأهل مدارس ابتدایی منطقه 8 شهر تهران در سال 1398 بود که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، تعداد 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفری جای داده شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (گرتز  و روئمر، 2004) بود. جلسات درمان مثبت نگر شامل 8 جلسه 90 دقیقه ای مبتنی بر پروتکل چان (2018) و کافمن و سیلبرمن (2009) بود و جلسات معنادرمانی شامل 8 جلسه 90 دقیقه ای مبتنی بر پروتکل اسچلنبرگ و همکاران (2010) بود. داده­های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس و مقایسه زوجی بن­فرونی تحلیل گردید.
یافته­ها: نتایج نشان داد که درمان مثبت نگر بر تمامی مولفه های تنظیم هیجانی تاثیر معناداری دارد (05/0>sig) ولی معنادرمانی فقط بر مولفه های عدم پذیرش پاسخ هیجانی، دشواری در انجام رفتار هدفمند، دشواری در کنترل تکانه و عدم وضوح هیجانی تاثیر معناداری داشت (05/0>sig) ولی بر فقدان آگاهی هیجانی و  دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان تاثر معناداری نداشت (05/0<sig)، با این حال تفاوت بین گروهی دو درمان در هیچ کدام از موارد معنادار نبود (05/0<sig).
نتیجه­گیری: در مجموعه نتایج نشان داد هر دو درمان گزینه مناسبی برای بهبود تنظیم هیجانی در زنان متأهل می­باشد که می تواند مورد توجه و استفاده مشاوران و روان شناسان گردد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Compare Effectiveness Positive Therapy and Logo Therapy on women's Emotional Regulation

نویسندگان [English]

  • Raziyeh Didani 1
  • Mostafa Tabrizi 2
  • Mozhgan MardaniRad 3
  • Abolfazl Karami 4
1 PhD student, Department of Counselling, Islamic Azad University, Central Tehran Branch, Tehran, Iran.
2 Assistant Professor, Department of Counselling, Allameh Tabatabaei University, Tehran, Iran.
3 Assistant Professor, Department of Counselling, Islamic Azad University, Central Tehran Branch, Tehran, Iran
4 Associate Professor, Department of Counselling, Allameh Tabatabaei University, Tehran, Iran.
چکیده [English]

Abstract
Introduction: Decreased emotional regulation is one of the issues of women and the effectiveness of different approaches has been shown on it; But what is the difference between a positive and Logo Therapy approach to it? The aim of the present study was to compare the effect of positive and Logo Therapy on emotional regulation in married women.
Methods: The research was conducted on a quasi-experimental basis with pre-test, post-test and follow-up with the control group. The statistical population included all female and married parents of primary schools in District 8 of Tehran in 2019. Using multi-stage cluster sampling, 60 people were selected as a sample and randomly assigned to three groups of 20 Subjects. The research instruments included Difficulty Emotion Regulation scale (Gartz and Roemer, 2004. Positive therapy intervention included 8 sessions 90-minute were based on positive therapy presented by Chan (2018), Kaufman, and Silberman (2009), and meaningful therapy included 8 sessions 90 minute sessions based on the Schellenberg et al. (2010) protocol. The control group did not receive any intervention during the research. In addition to descriptive statistics, covariance analysis and Ben Ferroni pair were used to analyze the data using SPSS statistical software version 25.
Findings: The results showed that positive therapy had a significant effect on all components of emotional regulation (sig> 0.05), but Logo therapy had a significant effect only on the components of lack accepting emotional response, difficulty in purposeful behavior, difficulty in controlling impulse and lack of emotional clarity (sig< 0.05) but not significant effect on lack of emotional awareness and limited access to emotion regulation strategies (sig >0.05), However, the difference between the two treatment groups was not significant in any of the cases (sig >0.05).
Conclusion: The results showed that both treatments are a good option for improving emotional regulation in married women, which can be considered and used by counselors and psychologists.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Positive Therapy
  • Logo Therapy
  • Emotional regulation
  • married women