مرداد1405
تیر 1405
خرداد1405
اردیبهشت1405
فروردین1405

کاربران گرامی جهت دسترسی به شماره های پیش از پاییز 1391 مجله به لینک زیر مراجعه نمایید.

http://www.mums.ac.ir/medical_journal/fa/archive

 

 

 پیگیری مقالات صرفاً از طریق سایت و ایمیل مجله امکان پذیر است.

آدرس ایمیل:  mjms@mums.ac.ir

 

 

 

 

 

 دفتر مجله دانشکده علوم پزشکی مشهد

 

 

 

مقاله پژوهشی

طراحی و اعتباریابی مدل آموزشهای ضمن خدمت کارکنان دانشگاه های علوم پزشکی مبتنی بر رویکرد مهارتی مورد مطالعه دانشگاه علوم پزشکی مشهد

صفحه 633-646

صفیه تقدم کنگی، حسین فکور حاجی یار، محسن مرادی، احمد اکبری، محمود قربانی

چکیده مقدمه : ماهیت خدماتی سیستم های سلامت و وابستگی کامل آنها به نیروی انسانی، کلید توسعه نیروی انسانی سلامت می باشد. لذا هدف این تحقیق طراحی و اعتباریابی مدل آموزشهای ضمن خدمت کارکنان دانشگاه های علوم پزشکی مبتنی بر رویکرد مهارتی بوده است.
روش کار: روش تحقیق، از نوع آمیخته بوده است. استراتژی تحقیق در بخش کیفی از نوع تحلیل محتوا و در بخش کمی از نوع میدانی بوده است. مشارکت کنندگان بخش کیفی، خبرگان حوزه برنامه‌ریزی درسی و طراحی آموزشی، مدیران آموزش و منابع انسانی علوم پزشکی به صورت هدفمند به تعداد 12 تن با توجه به اشباع نظری و با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی، کارکنان ستاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد به تعداد 805 نفر می باشند که به روش تصادفی غیردسترس و با استفاده از جدول مورگان، به تعداد 263 نفر بدست آمده است.
نتایج : طبق یافته های تحقیق، 11 مقوله به نام های اهداف، نیازسنجی، محتوا، مواد و منابع آموزشی ، شیوه آموزش، راهبردها، راهبردها، اجرا، ارزیابی، سطوح ارزشیابی آموزش، پیامدهای آموزش مهارتی و 36 مولفه بدست آمده است.
نتیجه گیری:
اجرای این مدل با تمرکز بر رویکرد مهارتی، ضمن افزایش اثربخشی و کارایی سیستم‌های آموزشی، بستری مناسب برای توسعه توانمندی‌های شغلی و بهبود کیفیت خدمات در دانشگاه‌های علوم پزشکی ایجاد کرده و می‌تواند به عنوان الگویی راهبردی برای سایر سازمان‌های مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
واژه های کلیدی: آموزش ضمن خدمت کارکنان، مهارت شغلی، یادگیری مبتنی بر مهارت

مقاله پژوهشی تربیت بدنی و علوم ورزشی

مقایسه تأثیر تمرین استقامتی با شدت متوسط و مکمل آفرودیت بر افسردگی، عملکرد جنسی، مارکرهای افسردگی، بیان ژن های 1-NRF ، 1-SIRT و NGF در زنان یائسه

صفحه 447-455

فرزانه مستغنی اصفهانی، فرزانه تقیان، خسرو جلالی دهکردی، مهسا السادات موسوی

چکیده مقدمه: افسردگی و اختلالات جنسی از مشکلات شایع در زنان یائسه هستند. هدف تحقیق حاضر مقایسه تأثیر ۱۲ هفته تمرین استقامتی با شدت متوسط، مکمل آفرودیت و ترکیب آن‌ها بر افسردگی، عملکرد جنسی و بیان ژن‌های NRF-1، SIRT1 و NGF در زنان یائسه بود.
روش کار: در این کارآزمایی بالینی تصادفی، ۱۰۰ زن یائسه (۵۰ تا ۶۰ سال) به چهار گروه ۲۵ نفره شامل کنترل، تمرین هوازی، مکمل آفرودیت و ترکیبی تقسیم شدند. مداخله ۱۲ هفته شامل تمرینات هوازی (سه روز در هفته) و مصرف روزانه دو کپسول آفرودیت بود. داده‌ها با پرسشنامه‌های بک و ساباتسبرگ و اندازه‌گیری‌های بیوشیمیایی در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون جمع‌آوری و با تحلیل کوواریانس و تی‌تست زوجی در SPSS نسخه ۲۴ تحلیل شدند (P≤0.05).
نتایج: مداخله ترکیبی تأثیر معناداری بر کاهش افسردگی (P<0.001) و بهبود عملکرد جنسی (P<0.001) داشت. میانگین وزن (P=0.001) و درصد چربی بدن (P=0.022) در گروه ترکیبی کاهش معناداری نشان داد. همچنین بیان ژن‌های NRF-1، SIRT1 و NGF و سطح دوپامین و نوراپی‌نفرین در گروه ترکیبی افزایش معناداری داشت (P<0.001).
نتیجه‌گیری: ترکیب تمرین هوازی و مکمل آفرودیت با افزایش بیان ژن‌های SIRT1، NGF و NRF-1 و بهبود تعادل نوروترنسمیترها، می‌تواند راهکاری مؤثر برای بهبود سلامت روان و شاخص‌های بیوشیمیایی در زنان یائسه باشد.

مقاله پژوهشی

تدوین مدل ارتباطی رفتارهای بهداشتی با ویژگی‎های ‎شخصیتی دانش آموزان با نقش میانجی فعالیت بدنی

صفحه 447-455

سمیه شاد، محمدحسین قزوینه، زهرا چهارباغی، سپیده قطنیان، زهره افشارمند

چکیده مقدمه: رفتار بهداشتی دانش‌آموزان از اهمیت بالایی برخوردار است، چرا که تأثیر مستقیمی‎بر سلامت جسمی‎و روانی، عملکرد تحصیلی و تعاملات اجتماعی آنها دارد. ﻫﺪف اﺻﻠﻲ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺣﺎﺿـﺮ تدوین مدل ارتباطی رفتارهای بهداشتی با ویژگی‎های ‎شخصیتی دانش آموزان با نقش میانجی فعالیت بدنی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه در شهر تهران ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. روش کار:  ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻫﺪف، ﻛـﺎرﺑﺮدى و ﺑـﺮ اﺳـﺎس ﮔﺮدآورى دادهﻫﺎ از ﻧﻮع ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ ﭘﻴﻤﺎﻳﺸﻲ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ، ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻴﻮه ﻣﻴـﺪاﻧﻲ اﻧﺠـﺎم ﮔﺮﻓﺘـﻪ اﺳـﺖ. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎرى اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﻛﻠﻴﻪ دانش آموزان دختر مقطع متوسطه (حدود 6 میلیون نفر) در ﺳﺎل ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ 1403-1402 ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. این پژوهش یک مطالعه کاربردیِ میدانی با روش همبستگی و مدل‌یابی معادلات ساختاری (PLS-SEM) است که با نمونه‌گیری خوشه‌ای از 345 دانش‌آموز انجام شده و داده‌ها با آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و استنباطی شامل تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر در نرم‌افزارهای SPSS و SmartPLS تحلیل شده‌اند. نتایج: رفتارهای بهداشتی ﺑـﺮ ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎى ویژگی‎های ‎شخصیتی ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﻨﻔﻲ و ﻣﻌﻨﻲ دارى دارد (05/0>p).  ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎى ﺗﺤﻘﻴﻖ ﻧﺸـﺎن داد ﻛـﻪ رفتارهای بهداشتی ﺑـﺮ فعالیت بدنی ﺗﺄﺛﻴﺮ مثبت و ﻣﻌﻨﻲ دارى دارد(05/0>p).   نتیجه گیری: فعالیت بدنی داراى ﻧﻘﺶ واﺳﻄﻪاى ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ اﻓﺰاﻳﺶ آن ﺑﺎﻋﺚ افزایش ﺷﺪت راﺑﻄﻪ ﺑـﻴﻦ رفتارهای بهداشتی ﺑـﺮ ﭘﻴﺎﻣـﺪﻫﺎى ویژگی‎های ‎شخصیتی ﻣﻲﺷﻮد.

مقاله پژوهشی

پیش‌بینی گرایش به خودکشی براساس حساسیت به طرد و خودسرزنش‌گری با نقش میانجی پذیرش خود در نوجوانان دختر

صفحه 456-469

نسرین کدخدا، نوشیروان خضری مقدم، داود شجاعی‌زاده

چکیده هدف این پژوهش پیش‌بینی گرایش به خودکشی بر اساس حساسیت به طرد و خودسرزنش‌گری با نقش میانجی پذیرش خود در نوجوانان دختر انجام شد.
روش: پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی و با رویکرد تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر ۱۳ تا ۱۸ ساله متوسطه اول و دوم مناطق ۲، ۷ و ۹ شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود. نمونه‌ای به حجم ۲۲۵ نفر با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شد. ابزارها شامل پرسشنامه‌های حساسیت به طرد داونی و فلدمن (1996)، مقیاس سطوح خودانتقادی تامپسون و زوروف (2004)، پرسشنامه پذیرش بی‌قیدوشرط خود چمبرلین و هاگا (2001) و مقیاس احتمال خودکشی کال و گیل (1982) بود. داده‌ها با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) به شیوه تحلیل مسیر و برآورد پارامترها به روش بیشینه درستنمایی در نرم‌افزار AMOS تحلیل شد.
یافته‌ها: شاخص‌های برازش مدل ساختاری اصلاح‌شده، همگی در دامنه قابل‌قبول قرار داشتند. بین حساسیت به طرد (305/0=β) و خودسرزنش‌گری (330/0=β) با گرایش به خودکشی، بین حساسیت به طرد (226/0-=β) و خودسرزنش‌گری (345/0-=β) با پذیرش خود، و بین پذیرش خود و گرایش به خودکشی (274/0-=β) رابطه معناداری مشاهده شد. همچنین بین حساسیت به طرد نوجوانان دختر و گرایش به خودکشی با نقش میانجی پذیرش خود (062/0=β)، و بین خودسرزنش‌گری نوجوانان دختر و گرایش به خودکشی با نقش میانجی پذیرش خود (094/0=β) ، رابطه برقرار بود.
بحث و نتیجه‌گیری: نتایج آزمون فرضیه‌ها نشان داد که مدل پیش‌بینی گرایش به خودکشی بر اساس حساسیت به طرد و خودسرزنش‌گری با نقش میانجی پذیرش خود در نوجوانان دختر با داده‌های تجربی برازش مطلوبی دارد.

مقاله پژوهشی

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و درمان هفت مرحله‌ای فورتین بری و موری بر اختلال خواب و رضایت زناشویی در زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان

صفحه 555-577

مهدیه محمدی گیسکی، سوفیا خانقاهی، محمد علی فردین

چکیده مقدمه: اختلال خواب و کاهش رضایت زناشویی از مشکلات مهم و رایج در زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان است که می‌تواند سلامت روان و کیفیت زندگی آنها را به طور چشمگیری کاهش دهد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی دو روش مداخلۀ روان‌شناختی شامل طرحواره درمانی هیجانی و درمان هفت مرحله‌ای فورتین بری و موری بر اختلال خواب و رضایت زناشویی انجام شده است.
روش کار: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری بود. جامعه پژوهش شامل زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان بود که با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، ۶۰ نفر از آنان انتخاب و به دو گروه درمان طرحواره هیجانی و درمان هفت مرحله‌ای تقسیم شدند. مداخلات درمانی در طول چند جلسه برگزار و داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد مرتبط از جمله پرسشنامه اختلال خواب پیتسبرگ و مقیاس رضایت زناشویی جمع‌آوری گردید. تحلیل داده‌ها با روش آماری آنالیز واریانس اندازه‌های مکرر انجام شد.
نتایج: نتایج نشان داد که هر دو روش درمانی باعث بهبود معنی‌دار کیفیت خواب و افزایش رضایت زناشویی در زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان شدند (p < 0.01). با این حال، طرحواره درمانی هیجانی در بهبود رضایت زناشویی اثر پایدارتری نسبت به درمان هفت مرحله‌ای داشت؛ همچنین در پیگیری، تفاوت معناداری بین دو گروه در زمینه کیفیت خواب یافت نشد.
نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر تأکید می‌کند که هر دو روش درمانی طرحواره درمانی هیجانی و درمان هفت مرحله‌ای فورتین بری و موری می‌توانند به طور مؤثری اختلال خواب و رضایت زناشویی را در زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان بهبود دهند، اما ترکیب و استفاده متناسب از آن‌ها می‌تواند اثربخشی بالاتری به دنبال داشته باشد. توصیه می‌شود مداخلات روان‌شناختی تلفیقی و حمایت‌های خانواده‌محور در مراقبت‌های پس از زایمان گنجانده شود

مقاله پژوهشی تربیت بدنی و علوم ورزشی

تأثیر یک دوره تمرین استقامتی همراه با دریافت مکمل سماق بر سطوح سرمی سیرتوئین‌های میتوکندریایی (سیرتوئین ۳ و ۴) و آدنوزین مونوفسفات کیناز موش‌های ویستار نر آلزایمری

صفحه 470-481

رضا امینی، عباس صارمی، محمدرضا آفرینش

چکیده مقدمه: هدف این مطالعه بررسی تأثیر ۱۲ هفته تمرین استقامتی همراه با دریافت سماق بر سطح سرمی SIR3، SIR4 و AMPK در موش‌های نر آلزایمری بود.
روش‌ کار: در این مطالعه تجربی، ۳۵ سر رت نژاد ویستار بـا سـن ۱۰-۸ هفته و میـانگین وزنـی ۳۰±۲۳۰ گرم به‌صورت تصادفی به پنج گروه کنترل، آلزایمری، آلزایمری همراه با دریافت مکمل سماق، آلزایمری همراه با تمرین استقامتی و آلزایمری همراه با تمرین استقامتی و دریافت مکمل سماق تقسیم شدند. برای القای آلزایمر، ۸ میلی‌گرم/کیلوگرم تری متیل تین کلراید به همراه ۲۰۰ میکرولیتر نرمال سالین به موش‌ها تزریق شد. تمرین استقامتی به مدت ۱۲ هفته و ۵ روز در هفته در استخر ویژه موش انجام گرفت. ۴۸ ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین، نمونه خونی گرفته شد. سطح سرمی SIR3، SIR4 و AMPK به روش الایزا مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده‌ها با روش آنوای یک‌سویه به همراه آزمون تعقیبی توکی در سطح معنی‌داری ۰۵/۰P< بررسی شد.
نتایج: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که ۱۲ هفته تمرین استقامتی موجب افزایش میزان SIR3(002/0P<)، SIR4 (001/0P<) و AMPK (031/0P<) نسبت به گروه آلزایمری شد. بعلاوه، اضافه‌کردن سماق به برنامه تمرین استقامتی اثر معنی‌داری بر میزان SIR3(001/0P<)، SIR4 (001/0P<) و AMPK (0001/0P<) داشت.
نتیجه‌گیری: نتایج ما پیشنهاد می‌کند که تمرین استقامتی با بهبود سطح سیرتوئین ۳، سیرتوئین ۴ و آدنوزین مونوفسفات کیناز در موش‌های آلزایمری همراه است و دریافت ترکیب آنتی‌اکسیدانی سماق منجر به مضاعف شدن این پاسخ‌ها می شود.

گزارش مورد

بی اشتهایی عصبی تظاهری از یک بیماری جدی در نوجوانان: گزارش یک مورد بالینی

صفحه 482-494

سمیرا مودودی، پرستو اصغری، حمیدرضا کیانی فر، سعیده طالبی

چکیده چکیده
ایدز در نوجوانان یک چالش جدی بهداشتی است که نیازمند آگاهی، تشخیص زودهنگام و درمان مناسب است. با شناخت علائم و انجام آزمایش‌های لازم، می‌توان از پیشرفت بیماری جلوگیری کرد و کیفیت زندگی نوجوانان مبتلا را بهبود بخشید. در این گزارش موردی به بررسی یک مرود ایدز در نوجوان پرداخته شده است. بیمار پسر 17 ساله بدون سابقه بیماری زمینه ای قبلی، به دنبال اعتصاب غذا با کاهش وزن شدید، آنورکسیا نروزا، اسهال خونی و استفراغ به بیمارستان مراجعه کرد. بیمار تحت تغذیه درمانی پزشکی و اندو-کولونوسکوپی قرار گرفت و با توجه به کولیت فعال روده ابتدا با شک به IBD ودرنهایت با تشخیص HIV به بخش مربوطه منتقل شد. اقدامات تیمی درمان منجر به بهبودی نسبی علائم از جمله کاهش اشتها، اسهال، درد عضلانی شد. تغذیه بهینه می‌تواند به حفظ توده بدون چربی بدن، کاهش شدت علائم مرتبط با HIV، افزایش پشتیبانی از درمان ضد رتروویروسی و بهبود کیفیت زندگی کمک کند. دستورالعمل‌های ESPEN بیان می‌کند که نیازهای انرژی باید در طول مرحله بهبودی پس از عفونت‌های فرصت‌طلب 20 تا 30 درصد افزایش یابد. این دستورالعمل‌ها مصرف پروتئین 1.2-1.5 گرم بر کیلوگرم را به ترتیب در فاز فعال و فاز غیر فعال این بیماری توصیه می‌کند.همچنین مواد ریزمغذی از جمله ویتامین ها C و D نقش مهمی در بهبود سلامت سیستم ایمنی در این بیماران دارد و در کنترل علائم بیماری ایدز از جمله التهاب و کاهش علائم گوارشی از جمله اسهال میتواند اثر بخش باشد.

مقاله پژوهشی روانپزشکی

اثربخشی آموزش مهارت‌های مقابله ای معنوی بر اضطراب سلامت و عاطفه منفی زنان مبتلا به فشار خون بالا

صفحه 553-564

مریم زمردی، آزیتا کشاورز، سعید تیموری

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌های مقابله‌ای معنوی بر اضطراب سلامت و عاطفه منفی زنان مبتلا به فشار خون بالا انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به فشار خون بالا مراجعه کننده به بیمارستان اقبال تهران در فصل تابستان سال 1403 بودند. در این پژوهش تعداد 35 زن مبتلا به فشار خون بالا با روش نمونه‌گیری داوطلبانه انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه جایدهی شدند (18 زن در گروه آزمایش و 17 زن در گروه گواه). زنان حاضر در گروه آزمایش آموزش مهارت‌های مقابله‌ای معنوی را طی هشت هفته در هشت جلسه 90 دقیقه‌ای دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه اضطراب سلامت (HAQ) و پرسشنامه عواطف مثبت و منفی (PNAQ) استفاده شد. داده‌های با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت‌های مقابله‌ای معنوی بر اضطراب سلامت (0001/0>P) و عاطفه منفی (0001/0>P) زنان مبتلا به فشار خون بالا تأثیر معنادار دارد. بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان چنین نتیجه گرفت که آموزش مهارت‌های مقابله‌ای معنوی با تأکید بر ایمان قلبی به خدا، آموزش فرایند حل مسئله و برنامه‌ریزی بر اساس مهارت مقابله‌ای مسئله مدار می‌تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش اضطراب سلامت و عاطفه منفی زنان مبتلا به فشار خون بالا مورد استفاده قرار گیرد.

مقاله پژوهشی

تأثیر ویتامین C بر شاخصهای پلاکتی (CBC) در اهداکنندگان پلاکت: مطالعه مقایسه ای بین گروه مداخله و کنترل

صفحه 495-513

شهریار سعیدیان، مهری تفقدی، الهام قاسمی فر، الیکا سعیدیان

چکیده مقدمه: ویتامین Cبه‌عنوان آنتی‌اکسیدان قوی میتواند از طریق استرس اکسیداتیو و فعال‌سازی پلاکتی بر کمیت و کیفیت پلاکت‌ها در اهداکنندگان مکرر پلاکت تأثیرگذار باشد و نقش حمایتی در بهبود شاخص‌های پلاکتی داشته باشد. این مطالعه با هدف بررسی اثر مصرف روزانه ویتامین C بر شاخص‌های پلاکتی در اهداکنندگان پلاکت طراحی شد.
روش کار : این مطالعه نیمه‌تجربی با طراحی پیش‌آزمون–پس‌آزمون و گروه کنترل بر ۶۰ داوطلب سالم انجام شد. گروه مداخله روزانه ۱۰۰۰ میلی‌گرم ویتامین C به مدت ۳۰ روز دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. شاخص‌های پلاکتی شامل شمارش پلاکت، حجم متوسط پلاکت،، پهنای توزیع پلاکت و هماتوکریت پلاکتی پیش از مداخله و پس از پایان دوره اندازه‌گیری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون زوجی t-test برای مقایسه درون‌گروهی و t-test مستقل برای مقایسه بین‌گروهی انجام شد و سطح معنی‌داری 05/0 در نظر گرفته شد.
نتایج: با مصرف ویتامین C، در گروه مداخله، افزایش معنی‌دار در PLT ΔPLT = 12.4 ± 3.21 ×10³ µL)، p = 0.021 و اندازه اثر (d = 0.84 و کاهش معنی‌دار درΔMPV = 0.32 ± 0.58 fL) MPV ، p = 0.045 و (d = 0.63نسبت به مقادیر پایه مشاهده شد. الگوی مشاهده‌شده با بهبود کیفیت و بلوغ پلاکت‌ها و تقویت ترومبوپویزیس سازگار بود.
نتیجه‌گیری: مصرف ویتامین C در اهداکنندگان مکرر پلاکت موجب افزایش معنی‌دار تعداد پلاکت‌ها، کاهش حجم متوسط پلاکت و افزایش هماتوکریت پلاکتی شد. درنتیجه ویتامین C می‌تواند با کاهش استرس اکسیداتیو و حمایت از ترومبوپویزیس، نقش حفاظتی و بهبوددهنده در شاخص‌های پلاکتی ایفا کند.

مقاله مروری تربیت بدنی و علوم ورزشی

تاثیر دوکوزاهگزانوئیک اسید همراه با تمرینات ورزشی بر روی بافت قلب بیماران دیابتی: (مقاله مروری)

صفحه 514-552

افشین رهبرقاضی، امید مقدمی، ابراهیم اسفندار

چکیده مقدمه
امروزه دوکوزاهگزانوئیک اسید به عنوان یک ماده موثره در پیشگیری و بهبود وضعیت دیابت مورد توجه قرار گرفته است. لذا هدف ما بررسی برخی از کارآزمایی‌های قبلی مربوط به استفاده از دوکوزاهگزانوئیک اسید همراه با ورزش بر بافت قلب بیماران دیابتی بود.
روش کار
تحقیق حاضر یک مطالعه مروری توصیفی است و با استفاده از چندین پایگاه اطلاعاتی مشتمل Google Scholar، Web of Science، Science Direct، Pupmed، Scopus و با استفاده از عناوین دیابت و نام انواع آنها و اسامی مرتبط برای کلید واژه های قلب دیابت و نیز دوکوزاهگزانوئیک اسید و فعالیت های ورزشی تا پایان سال 2024 جستجو صورت گرفت.
نتایج
با تمرکز بر روی تاثیرات دوکوزاهگزانوئیک اسید که در مطالعات مختلف مورد استفاده قرار گرفته است می توان گفت که بسیاری از مطالعات در مورد نقش مثبت دوکوزاهگزانوئیک اسید در بافت قلب بیماران دیابتی شامل روش‌ها و معیارهای پیامد متفاوتی است، اکثریت قریب به اتفاق مطالعات ظرفیت مثبت این مکمل را برای افراد دیابتیک نشان می‌دهد. چندین مکانیسم پاتوفیزیولوژیک پیشنهادی وجود دارد که مسئول اثرات کاهش فعالیت بر روی عملکرد بافت های مختلف در بیماران دیابتیک با ضایعات مختلف است.
نتیجه‌گیری
براساس بررسی مطالعات مختلف در این پژوهش می توان به نقش مهم و اساسی دوکوزاهگزانوئیک اسید در ضایعات دیابتیک در بافت قلب تاکید کرد که باید مورد توجه قرار گیرد.

مقاله پژوهشی تربیت بدنی و علوم ورزشی

اثرتعاملی تمرینات تناوبی شدید و مصرف گرده گل بر برخی از فاکتورهای التهابی و استانه تحمل درد در هایپوکمپ موش های صحرایی در معرض کادمیوم

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 شهریور 1405

مسعود کردی خندابی، فیروز شرفی دهرحم، وحید ولی پور دهنو، مهدی روزبهانی

چکیده مقدمه: کادمیوم سمی بصورت مزمن علاوه برتاثیر روی سیستم ایمنی و نشانگرهای التهابی می تواند بر مسیر انتقال و تکوین تحمل درد تاثیرگذارباشد. در مقابل فعالیت ورزشی و گرده گل دارای اثرات حفاظتی بر دستگاه های ایمنی، التهابی و عصبی است. هدف از مطالعه حاضراثرتعاملی تمرینات تناوبی شدیدو مصرف گرده گل بر برخی از فاکتورهای التهابی و استانه تحمل درد درهایپوکمپ موش های صحرایی در معرض کادمیوم بود.
روش کار: دراین مطالعه تجربی 25سر موش صحرایی نر بطور تصادفی به 5 گروه ،کنترل سالم، کادمیوم، گرده گل، تمرین تناوبی شدید و گرده گل-تمرین تناوبی شدید تقسیم شدند. تمرین تناوبی شدید به مدت 8 هفته3 روز درهفته را انجام دادند همزمان کادمیوم کلراید(محلول درآب آشامیدنیmg/kg/w/d۴۰)وگرده گل (mg200حل شده درcc2/4 نرمال سالین) راروزانه مصرف کردند. آستانه تحمل درد باآزمون هات پلیت و اینترلوکین۱بتا و فاکتورنکروز تومور الفا به روش الایزا اندازه گیری شد. برای تحلیل داده ها از آنالیز واریانس دو طرفه، t مستقل درسطح معناداری 05/0>P استفاده شد.
نتایج: اثر اصلی تمرین تناوبی شدید وگرده گل برای فاکتورهای التهابی معنادارنیست(05/0< p). اثر تعاملی تمرین و گرده گل برای مقادیر IL-1β
(227/0p =)و TNF-α(846/0p =) معنادار نبود. اثراصلی تمرین (067/0=P) و اثر تعاملی تمرین و گرده گل برای آستانه تحمل دردافزایش معناداری را نشان نداد(095/0 =P) امااثر اصلی گرده گل معنی داربود(001/0= P).
نتیجه گیری: انجام تمرینات تناوبی شدید همراه مصرف گرده گل قادربه بهبود فاکتورهای التهابی و آستانه تحمل درد در موش های صحرایی درمعرض کادمیوم نمی باشد. اما احتمالا گرده گل بتواند موجب افزایش تحمل درد گردد.

مقاله پژوهشی روانپزشکی

مقایسه اثرات متادون و بوپرونورفین بر مشکلات جنسی مردان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 بهمن 1404

علی نظری

چکیده وابستگی به مواد مخدر یکی از مشکلات بهداشتی است که می‌تواند تأثیرات گسترده‌ای بر جنبه‌های مختلف سلامتی فرد داشته باشد. متادون و بوپرنورفین به‌عنوان درمان‌های رایج در این زمینه استفاده می‌شوند، اما تأثیرات این داروها بر عملکرد جنسی و سطح هورمون‌ها همچنان مورد بحث و تحقیق است. این مطالعه به بررسی تفاوت‌های تأثیر این دو دارو بر عملکرد جنسی و سطح تستوسترون در مردان می‌پردازد. در این مطالعه، مطالعات مزتبط از پایگاه های مرتبط مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مصرف متادون به‌طور قابل‌توجهی سطح تستوسترون را کاهش داده و مشکلات جنسی همچون کاهش میل جنسی، اختلال در نعوظ و کیفیت ارگاسم را ایجاد می‌کند. در مقابل، بوپرنورفین تأثیرات کمتری بر عملکرد جنسی و سطح تستوسترون داشت. با این حال، مصرف طولانی‌مدت هر دو دارو می‌تواند باعث مشکلاتی در این زمینه شود، اما شدت این مشکلات در بوپرنورفین نسبت به متادون کمتر است. در حالی که هر دو دارو می‌توانند مشکلات جنسی را ایجاد کنند، شدت این مشکلات در مصرف‌کنندگان متادون بیشتر از بوپرنورفین است.

مقاله پژوهشی روانپزشکی

ارائه مدل عملکرد شناختی بر اساس کیفیت زندگی با میانجی گری هیجان ابراز شده خانواده در افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 مهر 1404

سیدعلی طباطبایی مدنی، صمد فریدونی، محبوبه چین آوه

چکیده هدف پژوهش حاضر، الگویابی ساختاری ارائه مدل عملکرد شناختی بر اساس کیفیت زندگی و آشفتگی روان‌شناختی با میانجی‌گری هیجان ابراز شده‌ خانواده در افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش همبستگی به شیوه‌ مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی مراجعه کننده به مراکز بازتوانی شفا و پرهام شهر اصفهان در فصل بهار سال 1403 بود. از بین جامعه آماری 240 نفر به شیوه نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی (QLQ)، پرسشنامه ارزیابی عملکرد شناختی (CPEQ)، پرسشنامه آشفتگی روان‌شناختی (PDQ) و پرسشنامه هیجان ابراز شده (EEQ) بود. نتایج نشان داد که کیفیت زندگی بر عملکرد شناختی (05/0‌p<، 512/0=‌β) و هیجان ابراز شده خانواده (05/0‌p<، 566/0=‌β) افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی دارای اثر مستقیم معنادار بوده و توانسته به ترتیب 2/26 و 32 درصد از واریانس این متغیرها را تبیین کند. همچنین هیجان ابراز شده‌ خانواده دارای اثر مستقیم معنادار بر عملکرد شناختی (05/0‌p<، 457/0- =‌β) افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی دارای اثر مستقیم معنادار بوده و 9/20 درصد از واریانس این متغیر را تبییین کرده و در رابطه بین کیفیت زندگی با عملکرد شناختی افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی نیز نقش میانجی معنادار ایفا کند (05/0‌p<). با توجه به نقش میانجی معنادار هیجان ابراز شده‌، می‌توان با بکارگیری مداخلات موثر همانند آموزش مدیریت و تنظیم هیجانی که منجر به بهبود تعاملات اعضای خانواده می‌شود، عملکرد شناختی افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی را بهبود بخشید.

مقاله پژوهشی

اعتبارسنجی بسته آموزشی درمانی مبتنی بر عرفان اسلامی ویژه مشاوران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 تیر 1405

ساره هاشمی میمند، محمدحسین فلاح، کاظم برزگر بفروئی، ابوالقاسم عاصی مذنب

چکیده زمینه و هدف: بسته‌های آموزشی درمانی مبتنی بر عرفان اسلامی می‌توانند به عنوان رویکردی بومی و مکمل، توانمندسازی مشاوران و ارتقای سلامت روان مراجعان را تسهیل کنند. پژوهش حاضر با هدف اعتبارسنجی بسته آموزشی درمانی مبتنی بر عرفان اسلامی ویژه روانشناسان و مشاوران انجام شد.
روش کار: این مطالعه، مرحله دوم پژوهش گسترده‌تری است که پس از طراحی بسته در مرحله کیفی انجام شد. برای اعتبارسنجی، از ۲۰ متخصص شامل عارفان، روانشناسان اسلامی، مشاوران و دانشجویان دکتری روانشناسی استفاده شد. روایی محتوایی بسته با شاخص‌های CVI و CVR سنجیده شد. همچنین، آزمون t تک‌گروهی برای ارزیابی معنیداری شاخص‌ها، ضریب توافق بین ارزیابان با استفاده از کندال 0.86 و پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 0.97 بررسی گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تمامی جلسات بسته آموزشی از نظر مرتبط بودن با اهداف روانشناسی و روان‌درمانی دارای روایی محتوایی قابل قبول (CVI ≥ 0.79) بودند. آزمون t تک‌گروهی نیز نشان داد که میانگین نمرات تخصصی داوران برای هر جلسه به طور معناداری بالاتر از حد معیار است (p < 0.01). ضریب توافق کندال و ضریب آلفای کرونباخ، نشان‌دهنده پایداری و قابلیت اعتماد بالای بسته آموزشی هستند.
نتیجه‌گیری : یافته‌ها نشان می‌دهند که بسته آموزشی درمانی طراحی شده، از نظر محتوایی، کاربردی و علمی برای استفاده توسط مشاوران قابل اتکا است و می‌تواند به عنوان یک ابزار اثربخش در مراکز مشاوره و روان‌درمانی مورد استفاده قرار گیرد.

مقاله پژوهشی روانپزشکی

مقایسه حمایت اجتماعی و اضطراب مرگ سالمندان بر اساس جنسیت، طبقه و وضعیت تاهل

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 تیر 1405

حجت حق نظری، مالک میرهاشمی، نرگس باباخانی

چکیده هدف اساسی این مطالعه بررسی سالمندان از لحاظ برخی پدیده های روان شناختی و کمک به آنها برای زندگی بهتر در این دوره از زندگی است. روش کار براساس توصیف‌های روش غیرآزمایشی از نوع علی-مقایسه‌ای بود. جامعه آماری متشکل از سالمندان زن و مرد بالای 65 سال ساکن شهرستان خرم آباد در سال 1401 بود. براساس نمونه گیری تصادفی نظامدار، با توجه به دسترسی به لیست اسامی آنان در سامانه سیب دانشگاه علوم پزشکی استان لرستان، 200 نفر از سالمندان در مدت زمان نزدیک به دو ماه از فهرست مشخصات به طور نظامدار انتخاب و پس از تعیین زمانی خاص برای اجرای ابزار به طور حضوری به پرسشنامه های حمایت اجتماعی ادراک شده و اضطراب مرگ پاسخ دادند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری حاکی از این است که تفاوت حمایت اجتماعی و اضطراب مرگ در متغیر جنسیت مشاهده شده است. مقایسه بیانگر مردها به حمایت اجتماعی گرایش داشته و در مورد اضطراب مرگ نیز مردان سالمند نمره های بیشتری را نشان می دهند. همچنین، در مورد وضعیت تاهل نیز تفاوت بین آنها در مورد حمایت اجتماعی مشاهده شد. مقایسه آنها نشان داد که سالمندانی که دارای همسر هستند بیشتر به این حمایت گرایش دارند. در مورد تعامل سه متغیر جنسیت، تاهل و طبقه اجتماعی، شواهد در مورد اضطراب مرگ مبین وجود تعامل بین این سه متغیر است در حالی که در مورد متغیر حمایت اجتماعی ادراک شده تعامل مشاهده نگردید.

مقاله پژوهشی تربیت بدنی و علوم ورزشی

مقایسه اثر تمرینات هوازی تداومی و هوازی تناوبی بر مسیرهای مولکولی آپوپتوز در بافت پروستات موش‌های ویستار مبتلا به سرطان پروستات

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 تیر 1405

محمد مومنی خراجی، سعید کشاورز، مهناز مروی اصفهانی، الهام افتخاری قینانی

چکیده سرطان پروستات با اختلال در تعادل میان بقا و مرگ سلولی، یکی از چالش‌های مهم در فیزیولوژی سرطان محسوب می‌شود و تمرین ورزشی می‌تواند به‌عنوان یک مداخله غیردارویی بر مسیرهای مولکولی آن اثرگذار باشد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثر تمرینات هوازی تداومی و هوازی تناوبی بر مسیرهای مولکولی آپوپتوز در بافت پروستات موش‌های ویستار مبتلا به سرطان پروستات بود. در این مطالعه تجربی، 50 موش نر ویستار به‌صورت تصادفی در پنج گروه 10 تایی شامل کنترل سالم، Sham، سرطان بدون تمرین، سرطان + تمرین هوازی تداومی و سرطان + تمرین هوازی تناوبی قرار گرفتند. پس از القای سرطان پروستات، گروه‌های تمرینی به مدت 8 هفته و 5 جلسه در هفته روی تردمیل تمرین کردند. تمرین تداومی با شدت حدود 60 درصد ظرفیت بیشینه و تمرین تناوبی با وهله‌های شدید 85 تا 90 درصد ظرفیت بیشینه و بازیافت فعال 50 تا 60 درصد اجرا شد. پس از پایان مداخله، بیان ژن‌های p53، Caspase-3، Bax، Bcl-2 و NF-κB در بافت پروستات با روش Real-Time PCR بررسی شد و نسبت Bax/Bcl-2 محاسبه گردید. داده‌ها با استفاده از MANOVA، ANOVA یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی در نرم‌افزار SPSS نسخه 27 تحلیل شدند. یافته‌ها نشان دادند که سرطان پروستات موجب کاهش p53، Caspase-3 و نسبت Bax/Bcl-2 و افزایش NF-κB شد. هر دو نوع تمرین هوازی این تغییرات را تعدیل کردند، اما تمرین تناوبی نسبت به تمرین تداومی اثر قوی‌تری در افزایش p53، Caspase-3 و Bax/Bcl-2 و کاهش NF-κB نشان داد.

مقاله پژوهشی

استفاده از سلول‌های بنیادی در تسریع استخوان‌سازی در ایمپلنت‌های دندانی:یک مرور سیستماتیک

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 تیر 1405

محمد سواره نجم، مسعود حاتمی، لینا ظریف پور

چکیده مقدمه: موفقیت بلندمدت ایمپلنت‌های دندانی به پدیده استخوان‌سازی (Osseointegration) بستگی خواهد داشت. استفاده از سلول‌های بنیادی (Stem Cells) به عنوان یک رویکرد نوین در مهندسی بافت، پتانسیل بالایی در تسریع و بهبود این فرآیند نشان داده است. هدف از این مطالعه، مرور سیستماتیک شواهد موجود پیرامون اثربخشی سلول‌های بنیادی در تسریع استخوان‌سازی اطراف ایمپلنت است.
روش‌ها: جستجوی نظام‌مند در پایگاه‌های داده PubMed، Scopus و Cochrane Central تا سال ۲۰۲۶ انجام شد. مطالعات مداخله‌ای (in vivo و کارآزمایی‌های بالینی) که به بررسی تأثیر انواع سلول‌های بنیادی بر تراکم استخوان اطراف ایمپلنت پرداخته بودند، وارد مطالعه شدند. کیفیت مطالعات با ابزارهای استاندارد ارزیابی ریسک سوگیری (Cochrane/SYRCLE) سنجیده شد.
یافته‌ها: از میان مقالات یافت شده، ۱5 مطالعه واجد شرایط شناخته شدند. نتایج نشان داد که استفاده از سلول‌های بنیادی مغز استخوان (BMSCs) و سلول‌های بنیادی پالپ دندان (DPSCs) همراه با داربست‌های زیستی (Scaffolds)، به طور معناداری میزان تماس استخوان با ایمپلنت (BIC) را در مقایسه با گروه‌های کنترل افزایش و زمان بارگذاری ایمپلنت را کاهش می‌دهد.
نتیجه‌گیری: سلول‌های بنیادی ابزاری کارآمد برای تسریع استخوان‌سازی پیرامون ایمپلنت هستند. با این حال، به دلیل ناهمگونی در پروتکل‌های جداسازی و انتقال سلولی، انجام کارآزمایی‌های بالینی انسانی استانداردتر و وسیع‌تر الزامی است.

مقایسه اثر درمانی داکسی سیکلین، آزیترومایسین و کلاریترومایسین بر بیماران مبتلا به رینوسینوزیت مزمن باکتریال

دوره 57، شماره 7، دی 1393، صفحه 814-821

فرهاد فرخ پی، نیلوفر نیابتی، محمد امری مله، ملودی عمرانی نوا، محمد منصور ساروی، پرویز امری مله

چکیده مقدمه
 سینوزیت مزمن یکی از شایعترین علل مراجعه بیماران به پزشک می باشدو ناراحتی طولانی مدت را برای افراد به دنبال دارد. ارگانیسم های باکتریال شایع شامل: استرپتوکوک پنومونیه، هموفیلوس آنفلوآنزا، موراکسلا کاتارالیس و استافیلوکوکوس طلایی است و ایجاد بیوفیلم و سوپرآنتی ژن توسط بعضی از باکتریهای فوق نیز مد نظر است. این مطالعه با هدف مقایسه اثر درمانی داکسی سیکلین و آزیترومایسین و کلاریترومایسین در درمان رینوسینوزیت مزمن باکتریال انجام شده است.
روش کار
 در این کارآزمایی بالینی که در سال 1391-1392 در بیمارستان های شهید رجایی تنکابن و امام سجاد رامسر انجام شد، 55 بیمار با میانگین سنی 36 سال که مبتلا به رینوسینوزیت مزمن باکتریال ثابت شده از نظر بالینی و سی تی اسکن بودند، در سه گروه تحت درمان با کپسول داکسی سیکلین (mg100 دو بار در روز)، قرص آزیترومایسین(mg/kg8 دو بار در روز) و قرص کلاریترومایسینmg) 500 دو بار در روز) قرار گرفتند. بیماران توسط علائم و نشانه های بالینی و تصویربرداری پیگیری شدند. اطلاعات با نرم افزار SPSS و آزمونهای کای اسکویر ، آنوا و تی  تجزیه و تحلیل شد.
نتایج
 در پایان درمان، درصد موفقیت درمانی داکسی سیکلین نسبت به آزیترومایسین و کلاریترومایسین بالاتر بود (میزان بهبودی کامل علائم بالینی به ترتیب 73 %  در برابر 57 و 40 % و میزان بهبودی کامل سی تی اسکن به ترتیب 70%  در برابر 33 و 25 %).
نتیجهگیری
 نتایج مطالعه ی حاضر حاکی از آن است که داکسی سیکلین در درمان رینوسینوزیت مزمن از نظر پاسخ بالینی و بهبودی یافته های سی تی اسکن مؤثرتر از آزیترومایسین و کلاریترومایسین می باشد.
 

مروری بر مقاومت آنتی بیوتیکی هلیکوباکتر پیلوری در ایران و جهان

دوره 60، شماره 4، مهر 1396، صفحه 648-661

سمانه بخشی کاریزنو، کیارش قزوینی، علی بهشتی، میترا احدی، مریم شیخی

چکیده مقدمه
 هلیکوباکتر پیلوری تقریبا 50% افراد را در سرتاسر دنیا آلوده کرده است. میزان بروز سالانه ی عفونت هلیکوباکتر پیلوری در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته به ترتیب 15-4% و 5/0%می­باشد که میزان قابل توجهی محسوب می شود. هدف از این مطالعه، مروری بر مقاومت آنتی بیوتیکی در ایران و سایر نقاط جهان می­باشد.
روش کار
با استفاده از پایگاه­های اطلاعاتی Scopus, Pubmed، (SID),ISI , ،Embase وGoogle scholar جستجوی کامل جهت دستیابی مقالات مختلف برای این مطالعات انجام شد. در این مطالعه تعدادی از مقالات انجام شده در ایران(20 عدد)، آسیا (8 عدد)، آفریقا (3 عدد)، آمریکا (2 عدد) و اروپا (17 عدد) انتخاب گردید. مقالات از بازه­ی زمانی 1994 تا 2014 انتخاب شدند.
نتایج
در مطالعاتی که در ایران صورت گرفته، مقاومت به مترونیدازول بسیار بالا بوده است(4/57 %)  که با نتایج حاصله از دیگر کشورهای آسیایی تقریبا هم­خوانی دارد (6/46 %) اما متوسط مقاومت در ایران نسبت به کشورهای آفریقایی(55/97 %) پائین­تر است. متوسط میزان مقاومت به سیپروفلوکساسین در ایران با توجه به مطالعات اندکی که صورت گرفته(5/18 %) می­باشد. در  مطالعاتی که در اروپا و به طور دقیق­تر در مطالعه­ای که در فرانسه انجام شده است(2/13 %)و در ایتالیا(47/39 %) گزارش شده است. 

تاخیر در بیدار شدن پس از بیهوشی

دوره 56، شماره 6، بهمن 1392، صفحه 383-387

سید علی رضا بامشکی، معصومه طبری، شیما شیبانی

چکیده مقدمه : تاخیر کوتاه مدت در بیدارشدن بیماران بعد از اعمال جراحی تحت بیهوشی عمومی، یافته شایعی بوده و اغلب ناشی از باقیماندن اثر داروهای بیهوشی است. اما به هوش نیامدن طولانی مدت پس از خاتمه عمل می تواند به یک معضل برای متخصص بی هوشی تبدیل گردد. بیمار معرفی شده گزارش چنین موردی است. معرفی بیمار: بیمار خانم 28 ساله با تشخیص موکورمایکوزیس جهت آندوسکوپی و تخلیه سینوسها به اتاق عمل آورده شد که به علت AML-M5 تحت کموتراپی باCytosar ,Idarubicin  بوده وپس از عمل به مدت یک روز تاخیر در به هوش آمدن داشت. نتیجه گیری: داروهای کموتراپی که سبب اختلال عملکرد مغزی و یا کبدی می گردنند می توانند با عملکرد طبیعی داروهای هوشبر تداخل نموده و سبب طولانی شدن اثر آنها گردند .هر چند این مسئله به اثبات نرسیده است اما با توجه به اهمیت و خطرات احتمالی نیاز به توجه و بررسی بیشتری را طلب می کند.استفاده از مونیتورینگ BIS  (مونیتورینگ عمق بیهوشی)برای کاهش دوز داروهای مصرفی حین بیهوشی شاید بتواند در اینگونه بیماران کمک کننده باشد.همچنین کاهش مدت عمل جراحی سبب کاهش دوز داروها شده و می تواند احتمال بروز این عارضه را کاهش دهد.

بررسی اثر مکمل پیکولینات کروم بر وزن، نمایه توده بدن و دورکمر افراد دچار اضافه وزن و چاق

دوره 58، شماره 3، خرداد 1394، صفحه 117-122

پیوند رباطی، حسن مظفری خسروی، آزاده نجارزاده، علی دهقان، الناز خرمی

چکیده مقدمه  چاقی از مهم ترین مشکلات حوزه سلامت است که شیوع آن در ایران و جهان رو به افزایش است. بروز بسیاری از بیماری ها به سبب تولید و ترشح آدیپوسیتوکین ها از بافت چربی، با چاقی ارتباط دارند. برخی از مطالعات افزایش سرعت چربی سوزی را به دنبال دریافت مکمل کروم به دلیل اثر تنظیم کنندگی آن بر انسولین نشان داده اند. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر مکمل پیکولینات کرومیوم همراه با 30 دقیقه ورزش هوازی بر وزن، نمایه توده بدنی و دور کمر افراد دچار اضافه وزن و چاق انجام شده است. روش کار  این مطالعه بر روی 100 داوطلب 20-50 ساله با نمایه توده بدنی (BMI) بالاتر از kg/m225 انجام شد. شرکت کنندگان به طور تصادفی به دو گروه مداخله و غیر مداخله تقسیم شدند.گروه مداخله به مدت 3 ماه روزانه µg200 کرومیوم پیکولینات دریافت کرده و 30 دقیقه ورزش هوازی داشتند. گروه غیرمداخله روزانه تنها 30 دقیقه ورزش هوازی داشتند. قد، وزن و دورکمر شرکت کنندگان پیش و پس از مداخله اندازه گیری شد. نتایج  وزن، نمایه توده بدن و دورکمر در هر دو گروه پس از مداخله به طور معنی دار کاهش یافت. کاهش وزن (001/0˂p) BMI (001/0˂p) و دور کمر (001/0˂p) در گروه مداخله به طور معنی دار بیشتر از گروه غیر مداخله بود. نتیجهگیری  در مطالعه حاضر نشان داده شد دریافت مکمل پیکولینات کروم همراه با 30 دقیقه ورزش هوازی سبب کاهش معنی دار در وزن، BMI و دور کمر در افراد دچار اضافه وزن و چاقی شد.  

بررسی تأثیر قلدری سازمانی بر قصد ترک شغل با نقش میانجی فرسودگی شغلی و تعدیل‌کنندگی رفتار شهروندی اجباری

دوره 65، شماره 5، آذر و دی 1401

وحید میرزایی، مهدی بهرامی، محمدصادق اکبری نوقابی

چکیده مقدمه
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر قلدری سازمانی بر قصد ترک شغل با نقش میانجی فرسودگی شغلی و تعدیل‌کنندگی رفتار شهروندی اجباری انجام شد.
روش کار
روش پژوهش به لحاظ هدف کاربردی، از نظر رویکرد پژوهش کمّی و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها توصیفی-پیمایشی محسوب می‌شود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه پرستاران رسمی، پیمانی، قراردادی و طرحی بیمارستان امام رضا(ع) مشهد مقدس به تعداد 1132 نفر می‌باشد. برای تعیین حجم نمونه آماری از فرمول کوکران استفاده شد؛ بر این اساس 287 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. برای انتخاب نمونه آماری از شیوه تصادفی ساده استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش‌نامه‌های قلدری سازمانی اینارسن و همکاران (2009)، قصد ترک شغل ممون و همکاران (2014)، فرسودگی شغلی کوپنهاگن (2005)، و رفتار شهروندی اجباری ویگودا-گادوت (2007) می‌باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از مدل‌یابی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزار Smart PLS استفاده شد.
نتایج
تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری نشان داد که اثر مستقیم قلدری سازمانی بر قصد ترک شغل 524/0 و معنادار است (05/0>p)؛ اثر مستقیم قلدری سازمانی بر فرسودگی شغلی 752/0 و معنادار است (05/0>p)؛ اثر مستقیم فرسودگی شغلی بر قلدری سازمانی 492/0 و معنادار است (05/0>p) و همچنین فرسودگی شغلی رابطه بین قلدری سازمانی و قصد ترک شغل را میانجیگری می‌کند (863/3=t و371/0=β). علاوه بر این رفتار شهروندی اجباری، رابطه قلدری سازمانی و قصد ترک شغل را تعدیل می‌نماید.
نتیجه گیری
نتیجه این پژوهش نشان داد که فرسودگی شغلی در رابطه بین قلدری سازمانی با قصد ترک شغل پرستاران نقش میانجی دارد. بر این اساس پیشنهاد می‌شود که زمینه‌های بروز فرسودگی شغلی پرستاران شناسایی شود و از طریق کاهش آن، تمایل به ترک شغل پرستاران نیز کاهش یابد. همچنین با کاهش رفتارهای شهروندی اجباری در پرستاران می‌توان تمایل به ترک شغل را در آنان کاهش داد.

تاثیر مصرف عسل بر فشار خون و قندخون ناشتا (یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده)

دوره 61، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1397، صفحه 853-863

حمید رسد، محمدحسن انتظاری، بهزاد مهکی، مریم نورانی، ناصح پهلوانی

چکیده مقدمه
با توجه به شیوع بالای بیماری‎های مزمن، یافتن درمان‎های مکمل می‎تواند یکی از راهکارهای مقابله با این بیماری‎ها ‎باشد. مطالعات متعددی نشان داده‎اند ‎که مصرف عسل می‎تواند اثرات مفیدی بر روی عوامل پیش‎گویی کننده بیماری‎های قلبی عروقی داشته باشد. مطالعه‎ی ‎حاضر با هدف بررسی اثر مصرف عسل در مقایسه با سوکروز بر روی فشار خون و قند خون ناشتا در افراد جوان صورت پذیرفت.
روش کار
60 فرد سالم 18 تا 30 سال به مدت یک ماه وارد این کار آزمایی بالینی دوسو کور شدند. شرکت کنندگان به طور تصادفی به دو گروه دریافت کننده‎ی ‎عسل و سوکروز تخصیص داده شدند که گروه عسل 70 گرم عسل را در روز و گروه سوکروز همین مقدار شکر را به صورت روزانه به مدت یک ماه مصرف کردند. فشار خون شرکت کنندگان در ابتدا و انتهای مطالعه اندازه‎گیری شد و قند خون ناشتای تمامی افراد قبل از شروع مطالعه و در پایان مداخله از شرکت کنندگان گرفته شد.
نتایج
در ابتدای این مطالعه، قند خون ناشتا، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک تفاوت معناداری بین افراد شرکت کننده در مطالعه نداشت (3/0> p). در پایان مطالعه، بر خلاف سوکروز، مصرف عسل توانست موجب کاهش قند خون ناشتا در افراد جوان سالم شود (001/0< p). اما دریافت شکر یا سوکروز بر فشار خون سیستولیک یا دیاستولیک اثر معنی‎داری نداشتند (4/0> p). در همه این بررسی‎ها،  اثر متغیر‎های مخدوش‎گر مثل سن، فعالیت فیزیکی و دریافت‎های غذایی تعدیل شدند.
نتیجه­ گیری
دریافت عسل طبیعی می‎تواند باعث کاهش قند خون ناشتا در افراد سالم شود ولی در دوز 70 گرم روزانه تاثیر معنی داری بر فشار خون سیستولیک یا دیاستولیک ندارد. مطالعات بیشتری برای تایید یافته‎های ما مورد نیاز است.

مقایسه میزان عود و عوارض بعد از عمل تیروئیدکتومی توتال و ساب توتال در درمان جراحی گواتر مولتی ندولار

دوره 57، شماره 4، مهر 1393، صفحه 629-635

امین جهانی، پروین لایق، فرنوش یاری، مهدی اسدی

چکیده مقدمه : جراحی یکی از درمان های گواتر مولتی ندولار می باشد ولی انتخاب وسعت عمل جراحی با توجه به احتمال عود بیماری و بروز عوارض بعد از عمل ، مورد بحث است. هدف از این مطالعه، بروز عوارض و عود بیماری در دو روش تیروئیدکتومی توتال (TT ) و ساب توتال ( ST) در بیماران مذکور است.
روش کار :  در این مطالعه گذشته نگر مقطعی که بین سالهای 1391- 1392 انجام شد، 104 بیمار مبتلابه گواتر مولتی ندولار (MNG ) خوش خیم که همگی قبل از سال 1385 در بیمارستان آموزشی امام رضا (ع) تحت عمل جراحی تیروئیدکتومی قرار گرفته بودند، وارد مطالعه شدند. 52 بیمار در گروه توتال و 52 بیمار در گروه ساب توتال تیروئیدکتومی از لحاظ عوارض جراحی و عود بیماری با یکدیگر مقایسه شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS انجام و P کمتر از 05/0 سطح معنی دار در نظر گرفته شد.
نتایج: میانگین سنی بیماران3/45 سال و میانگین زمان پیگیری بیماران تا 74 ماه بود. عود بیماری در 8 بیمار ( 4/15 %) گروه ساب توتال دیده شد ولی هیچ موردی از عود در گروه توتال تیروتیدکتومی یافت نشد (05/0p <  ). تفاوت معنی داری در آسیب گذرا و دائمی عصب رکورنت حنجره و هیپو پاراتیروئیدیسم گذرا و دائمی بین دو گروه مشاهده نشد. مرگ و میر، بروز هماتوم، عفونت زخم و مدت بستری در بیمارستان نیز در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت.
نتیجه گیری : توتال تیروئیدکتومی به عنوان روش انتخابی برای گواتر مولتی ندولار در بیمارستان های دانشگاهی دارای جراحان با تجربه کافی در این عمل توصیه می شود.

شناسنامه نشریه
بانک ها و نمایه نامه ها