پیش آگهی کووید-۱۹ با مصرف مهارکننده های سیستم رنین-آنژیوتانسین -آلدوسترون
صفحه 384-398
شیما شهرآبادی، سعید اسلامی، فرشته شیبانی، معصومه اکبری، ژیلا طاهرزاده
چکیده زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بیان پیش آگهی کووید-۱۹ با سابقه مصرف داروهای موثر بر سیستم رنین-آنژیوتانسین در بیماران مبتلا انجام گرفت.
روش اجرا: در این پژوهش مشاهده ای تحلیلی- مقطعی اطلاعات بیمارانی که با علائم مشکوک به بیماری کووید-۱۹ به بیمارستان امام رضا (ع) از اسفند سال 1398 تا اردیبهشت سال 1400 مراجعه نموده بودند، از سامانه رجیستری بیمارستان امام رضا (ع) مشهد استخراج گردید. اطلاعات جمعیت شناختی ، بیماریهای زمینه ای و مصرف همزمان سایر داروها، داروهای مورد استفاده در درمان کووید، درجه حرارت بدن، سطح اکسیژن خون، پیشرفت کووید-۱۹، در روز پذیرش و روز ترخیص در 139 بیمار مبتلا به کووید-۱۹ با سابقه مصرف داروهای موثر بر سیستم رنین-آنژیوتانسین در مدیریت فشار خون (گروه A) با 67 بیمار مبتلابه کووید-۱۹ که هیچگونه سابقه مصرف داروهای داروهای موثر بر سیستم رنین-آنژیوتانسین در مدیریت فشار خون نداشتند مقایسه شد. مدت زمان بستری و پیامد نهایی (بهبود/ مرگ) نیز برای بیماران ثبت شد.
یافتهها:
ارتباط آماری معناداری بین سابقه مصرف داروهای موثر بر سیستم رنین-آنژیوتانسین با میزان مرگ و میر (0.72= p) و پارامترهای بالینی مانند شدت بیماری کووید-۱۹ (0.64= (p، تب (0.72= (pو سطح اکسیژن موجود در خون (0.40= (pوجود نداشت. ارتباط معنا داری بین مصرف داروهای موثر بر سیستم رنین-آنژیوتانسین و تعداد روزهای بستری در هنگام ترخیص از بیمارستان در دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری:
سابقه مصرف داروهای موثر بر سیستم رنین-آنژیوتانسین نقش عمده ای در تشدید بیماری کووید-۱۹ و یا افزایش مرگ و میر در بیماران مبتلا به پرفشاری خون ندارد.
بررسی تنوع ژنتیکی جدایه های مایکوباکتریوم توبرکلوزیس بیماران مبتلا به سل در کرج، ایران
صفحه 399-408
مرصع سادات فرناد، حسن ممتاز، کیوان تدین، نادر مصوری، یحیی خسروی
چکیده سابقه و هدف: سل معضلی قدیمی است که هم اکنون به عنوان چالشی جدید مطرح است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تنوع ژنتیکی سویه های مایکوباکتریوم توبرکلوزیس جدا شده از بیماران مبتلا به سل در کرج، ایران انجام شد.
مواد و روش ها: هفده جدایه مایکوباکتریوم توبرکلوزیس از سال 2012 تا 2013 جمعآوری شد و تحت آنالیز پلیمورفیسم طول قطعه محدود IS6110 (IS6110-RFLP) قرار گرفتند. از نظر جمعیت شناختی، 6 زن و 14 مرد دارای تابعیت ایرانی در این مطالعه وارد شدند.
نتایج: 16 نوع ژنتیکی مختلف پس از هضم آنزیمی و تجزیه و تحلیل RFLP به دست آمد. تعداد کپی IS6110 در هر ایزوله از 0 تا 12 متغیر بود. اکثر ایزوله ها (66%) دارای اعداد کپی بین 6 تا 12 بودند. هر ایزوله دارای 6.9 کپی از نشانگر IS6110 بود. 9 جدایه دارای 10 تا 12 نسخه از نشانگر IS6110، 5 ایزوله دارای 6 تا 10 نسخه، و 2 ایزوله دیگر دارای نسخه های کمتر از 6 بودند. هیچ نسخه ای از IS6110 در بین 4 ایزوله یافت نشد. هیچ رابطه ای بین جنسیت و تعداد کپی یافت نشد.
نتیجه گیری: تنوع ژنتیکی بالای موجود در جدایه های مایکوباکتریوم توبرکلوزیس ممکن است منابع مختلف عفونت و اهمیت ظهور مجدد سل را نشان دهد.با این حال، بررسی های بیشتر باید برای ارزیابی سایر جنبه های اپیدمیولوژیک مولکولی مایکوباکتریوم توبرکلوزیس در ایران انجام شود.
رابطه فعالیت سیستم های مغزی رفتاری و حساسیت اضطرابی با نقش میانجی باورهای فراشناختی
صفحه 409-420
مژگان عرفانی، حسین جناآبادی، زهرا نیک منش
چکیده مقدمه: اضطراب به منزله بخشی از زندگی انسـان مـدرن، در همـه افـراد در حـد متوسـط وجـود دارد و بـه عنوان پاسخی انطباقی به محرکهای محیطی تلقی میشـود.لذا مطالعه حاضر با هدف بررسیرابطه فعالیت سیستم های مغزی رفتاری و حساسیت اضطرابی با نقش میانجی باورهای فراشناختی انجام شد.
روش کار: جامعـه موردمطالعه را کلیه دانشجویان دانشگاههای شهر زاهدان در سال 1399 تشکیل میدهند. کـه از ایـن میـان، تعداد371نفر از دانشجویان مقاطع مختلف از کاردانی تا دکتری به صورت روش نمونه گیری غیر تصادفی و در دسـترس (هدفمند) انتخاب شدند. ودر نهایت به3 پرسشنامه پنج عاملی جکسون ، پرسش نامه حساسیت اضطرابی ریس و پترسون وپرسشنامه فراشناخت (MCQ-30) پاسخ دادند.
یافته ها:نتایج نشان داد که سیستم فعالساز رفتاری تاثیری بر حساسیت اضطرابی ندارد.همچنین بین سیستم بازداری رفتاری و نیز سیستم جنگ،گریز و انجماد وحساسیت اضطرابی رابطه منفی معنی دار وجود دارد. از طرفی یافته هانشان داد که بین اکثر مولفه های باورهای فراشناختی وحساسیت اضطرابی از جمله باورهای مثبت درباره نگرانی ، اطمینان شناختی ، نیاز به کنترل افکار وخودآگاهی شناختی همبستگی مثبت معنی دار وجوددارد. در حالیکه در مولفه کنترل ناپذیری و خطر باحساسیت اضطرابی همیستگی یافت نشد.P<%05نتیجه گیری :یافته های پژوهش حاضر حاکی از این است که بین سیستم مغری رفتاری در خرده مقیاس جنگ،گریز،وانجماد رابطه و حود دارد وبین حساسیت اضطرابی و اکثرمولقه های باورهای شناختی نیز رابطه معنی داری جود دارد.
ارتباط واریانت ژنتیکی rs4252499 در ژن TRPV5با بیماری سنگ کلیه
صفحه 421-426
زهره مدرس، حیدر آقابابا
چکیده مقدمه: بیماری سنگ کلیه نوعی اختلال بالینی است که نشان میدهد، کاهش یون کلسیم و افزایش ROS منجر به آسیب بافت کلیه میشود. پروتئینTRPV5 به عنوان تنظیم کننده ROS در سلول عمل میکند. هدف از این مطالعه، بررسی همراهی واریانت ژنتیکیrs4252499 در ژن TRPV5با استعداد ابتلا به بیماری سنگ کلیه است.
روش کار: دریک مطالعه موردی-شاهدی مطالعه برروی 100 فرد مبتلا به سنگ کلیه و 100 فرد سالم به عنوان گروه کنترل انجام گرفت. پس ازاستخراجDNA از نمونههای خون محیطی، تعیین ژنوتیپ با روشT-ARMS انجام گرفت. همچنین آنالیز و رگرسیون برای مقایسه فراوانی آللی ژنوتیپهای میان گروه کنترل و بیمار استفاده گردید.
یافتههای پژوهش: ارتباط معناداری میان ژنوتیپAA(OR:2/59,95%CL:1/63-4/13,p:0/036) و استعداد ابتلا به بیماری سنگ کلیه وجود داشت. آنالیزدادهها نشان دادکه آللA ریسک بروز بیماری را افزایش میدهد.
بحث و نتیجه گیری: در این مطالعه برای نخستین بار، همراهی واریانت ژنتیکیrs4252499، ژن TRPV5در بیماری سنگ کلیه بررسی شد. نتایج نشان دادکه واریانت ژنتیکی 4252499rs در ژنTRPV5 با بیماری سنگ کلیه همراهی دارد. مطالعه بیشتر در اقلیم-های مختلف با واریانتهای ژنتیکی متفاوت برای تأیید مطالعه حاضر لازم است.
پیشبینی رشد پس از سانحه بر اساس تاب آوری با میانجیگری شفقت به خود و ناگویی هیجانی
صفحه 422-433
عرفان خلیلی مقدم، فاطمه دهنوی، فاطمه میرزائی، ستاره حیدری، سامان تپاک، فاطمه خواجه حسنی رابری
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی رشد پس از سانحه و تابآوری با میانجیگری شفقت به خود و ناگویی هیجانی در میان افرادی که تجربه ترومای خیانت را داشتهاند، انجام شد.
روش کار: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. 259 فرد دچار ترومای خیانت که به شیوه نمونهگیری در دسترس از جامعه آماری انتخاب شده بودند، شرکت داشتند. برای سنجش متغیرهای پژوهش، از پرسشنامههای رشد پس از سانحه (PTGI)، تابآوری (1)، شفقت به خود (SCS) و ناگویی هیجانی تورنتو (TAS) استفاده شده است. دادههای پژوهش با استفاده از تحلیل مسیر و مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری از طریق نرمافزارهای SPSS-26 و AMOS انجام شد.
نتایج: تحلیل دادهها نشان داد رشد پس از سانحه به طور مستقیم و مثبت با تابآوری مرتبط بود. همچنین، شفقت به خود به عنوان یک متغیر میانجی مثبت نقش داشت و رابطه بین رشد پس از سانحه و تابآوری را تقویت میکرد، در حالی که ناگویی هیجانی به عنوان یک متغیر میانجی منفی عمل میکرد و این رابطه را تضعیف مینمود (001/0>P).
نتیجهگیری: یافتهها تأکید میکنند که توجه به شفقت به خود و مدیریت ناگویی هیجانی میتواند به افزایش تابآوری در افراد دچار ترومای خیانت کمک کند. این عوامل میتوانند به عنوان بخشی از برنامههای مداخلهای برای کمک به بهبود افراد بعد از تجربههای تروماتیک مورد استفاده قرار گیرند.
بررسی اثر و مقایسه سه نوع تمرین ورزشی (تحریک الکتریکی عضلانی، هوازی و مقاومتی) بر بیان ژنهای ACTN3 وACE در زنان دارای اضافه وزن
صفحه 435-450
رومینا مولایی، محمود سلطانی، امیر رشیدلمیر
چکیده مقدمه: امروزه با توجه به سبک زندگی و تغذیه ناسالم و بیتحرکی، افراد درگیر بیماریهای مختلف مثل چاقی و اضافه وزن میشوند. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر و مقایسه سه نوع تمرین ورزشی (تحریک الکتریکی عضلانی، هوازی و مقاومتی) بر بیان ژنهای ACTN3 (آلفا اکتنین 3) وACE (آنزیم مبدل آنژیوتانسین) در زنان دارای اضافه وزن بود.
روششناسی: در این پژوهش نیمه تجربی تعداد 40 زن دارای اضافه وزن به شکل تصادفی در چهار گروه 10 نفرِ 1) تمرین EMS (تحریک الکتریکی عضلانی کل بدن) 2) تمرین استقامتی 3) تمرین مقاومتی 4) کنترل قرار گرفتند. آزمودنیهای گروههای تمرینی به مدت هشت هفته به اجرای تمرینات منتخب مربوط به گروه خود پرداختند. 48 ساعت پیش و پس از اجرای تمرینات، نمونهی خونی جهت سنجش بیان ژنهای ACTN3 وACE جمعآوری شد. دادهها با استفاده از آزمون تی همبسته، آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری کمتر از 05/0 تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که پس از هشت هفته مداخله؛ در گروه هوازی، مقاومتی و EMS مقادیر ACTN3 و ACE افزایش معناداری پیدا کرد. این درحالیکه بود که در هیچکدام از این متغیرها در گروه کنترل اختلاف معناداری مشاهده نشد (05/0P>). همچنین نتایج آزمون تحلیل واریانس یکطرفه نشان داد که تمرین EMS باعث تغییرات بیشتری در بیان ژنهای ACTN3 و ACE در مقایسه با دیگر پروتکلهای پژوهش در زنان دارای اضافه وزن می شود (p<0.05).
مقایسه اثربخشی آموزشهای مدیریت خشم و فرزندپروری بر خوددلسوزی دانشآموزان با اختلال نافرمانی مقابلهای
صفحه 451-365
سوری محرم زاده، محبوبه طاهر، حکیمه آقایی، عباسعلی حسین خانزاده
چکیده زمینه و هدف: امروزه آموزشهای مدیریت خشم و فرزندپروری بر خوددلسوزی دانشآموزان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابلهای از مهمترین حوزههای پژوهشی است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزشهای مدیریت خشم و فرزندپروری بر خوددلسوزی دانشآموزان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابلهای انجام شد.
روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی،از نظر ماهیت دادهها شبهآزمایشی از نوع طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشآموزان پسر پنجم و ششم ابتدایی منطقه ۹ تهران در سال تحصیلی 99-1398 بودند که ۴۵ نفر با روش نمونهگیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. گروههای آزمایش تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماند. ابزارهای مورد استفاده مقیاس درجهبندی اختلال نافرمانی مقابلهای در کودکان (هومرسن و همکاران، 2006) و خوددلسوزی (نف، 2003) بودند که در پیشآزمون و پسآزمون مورد استفاده قرار گرفتند. دادهها به روش تحلیل کوواریانس یکراهه در محیط نرمافزار Spss نسخه 23 تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد گروههای دریافت کننده برنامه آموزشی بر خوددلسوزی دانشآموزان با اختلال نافرمانی مقابلهای نسبت به گروه کنترل اثربخش بوده است (5/0( p< همچنین آموزش مدیریت خشم وفرزندپروری بر خوددلسوزی دانشآموزان با اختلال نافرمانی مقابلهای تاثیر یکسانی داشت .
نتیجهگیری: بنابراین، بکارگیری آموزشهای فرزندپروری و مدیریت خشم در کنار دورههای تحصیلی برای دانشآموزان با اختلال نافرمانی مقابلهای میتواند از بروز، تشدید و تبدیل علائم اختلال نافرمانی مقابلهای به سایر اختلالها پیشگیری کند و باعث افزایش خوددلسوزی در دانشآموزان گردد
واژههای کلیدی: مدیریت خشم، فرزندپروری، خوددلسوزی، اختلال نافرمانی مقابلهای
واکاوی تفسیر رابطه جنسی پس از درمان در زنان دارای اختلال دخول / درد تناسلی- لگنی
صفحه 466-478
فاطمه آقاخانی هارونی، عظیمه السادات عبداللهی، محمد سلطانی زاده
چکیده اختلال درد/ دخول تناسلی- لگنی انقباض غیرارادی عضلههای یک سوم خارجی واژن است که مانع از مقاربت میشود و شامل واژینیسموس و دیسپارونی است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تفسیر رابطه جنسی پس از درمان در زنان دارای اختلال دخول/ درد تناسلی- لگنی انجام شد. این پژوهش یک مطالعه کیفی، به روش تحلیل مضمون بود. بر اساس روش نمونهگیری هدفمند، دادهها با تعداد 9 نفر از زنان مبتلا به این اختلال که از اسفندماه 1395 تا اسفندماه 1398به کلینیک روانشناختی آبشار شهر اصفهان مراجعه کرده بودند، جمعآوری گردید. دادهها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انفرادی توسط مصاحبه گر زن جمع آوری شدند. در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش کینگ و هارکز استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد طبقات"فرهنگی-تربیتی"، "دانش جنسی" و"شناخت وهیجان جنسی" ازجمله عوامل مؤثر در ایجاد این اختلال بوده و"دانش جنسی"، "شناخت و هیجان جنسی"و"بهبود کیفیت زندگی جنسی" از عوامل موثر در درمان آن بوده اند.
بررسی نقش میانجی عاطفه منفی در رابطه بین کمال گرایی و نشخوار فکری با بهزیستی روانشناختی بیماران میگرن
صفحه 478-493
ساسان امیرکلالی، علی اکبر ثمری، سعید تیموری، علی ثاقبی
چکیده مقدمه
افراد مبتلا به بیماری میگرن مشکلات متعددی در بهزیستی روانشناختی دارند؛ بر همین اساس شناخت عوامل موثر بر بهزیستی روانشناختی اهمیت دارد؛ در این راستا پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی عاطفه منفی در رابطه بین کمال گرایی و نشخوار فکری با بهزیستی روانشناختی بیماران میگرن انجام گرفت.
روش کار
مطالعه حاضر به روش همبستگی و از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را همه بیماران میگرن شهر مشهد در سال 1401 تشکیل داد که از بین آنها 236 نفربا استفاده از نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روانشناختی (ریف، 1989)، مقیاس کمالگرایی چند بعدی (فراست،1990)، مقیاس پاسخ های نشخواری (نولن-هوکسما و مارو، 1991) و مقیاس عاطفه مثبت و منفی (واتسون و همکاران، 1988) استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار SPSS-27 و ایموس 24 انجام شد.
نتایج
اثر مستقیم کمالگرایی بر بهزیستی روانشناختی منفی و معنادار بود . اثر مستقیم کمالگرایی بر عاطفه منفی مثبت و معنادار بود اثر مستقیم عاطفه منفی بر بهزیستی روانشناختی منفی و معنادار بود و اثر مستقیم نشخوار فکری بر عاطفه منفی مثبت و معنادار بود اثر غیرمستقیم کمالگرایی بر بهزیستی روانشناختی به واسطه عاطفه منفی، معنی و معنادار بود همچنین اثر غیرمستقیم نشخوار فکری بر بهزیستی روانشناختی به واسطه عاطفه منفی، معنی و معنادار بود
نتیجه گیری
براساس نتایج پژوهش میتوان گفت که عاطفه منفی، روابط ساختاری بین کمالگرایی و نشخوار فکری را با بهزیستی روانشناختی میانجیگری میکند.
طراحی الکترود یون گزین مبتنی بر روش self-plasticizing جهت اندازه گیری یون سرب II در نمونه های خون بیماران معتاد
صفحه 494-504
آرین آقامحمدی، احسان کریمی، مجید رضایی
چکیده یکی از مشکلات مهم بهداشتی در برخی از کشورهای در حال توسعه مانند ایران، مسمومیت با سرب است. مطالعه حاضر ساخت یک الکترود یون گزین جدید را برای تعیین سریع و حساس یونهای سرب (II) در نمونههای واقعی توصیف میکند.
روش کار
از کالیکس-6-آرن به عنوان یونوفور در طراحی الکترود استفاده شد. برای تهیه لایه اول از ترکیب DMPP، HEMA و n-BA و همچنین برای تهیه لایه دوم از NaTFPB،Calix[6]arena و DMPP استفاده شد. در نهایت، الکترود در نمونههای خون انسانی در غلظتهای200، 300، 500، 700 و ppm 1000 از کاتیون سرب (II) مورد سنجش قرار گرفت.
نتایج
نتایج بهدستآمده از آزمایشات FT-IR،FESEM و EDX وجود یونهای سرب (II) را در حسگر بهینه سازی شده تأیید کردند. الکترود یون گزین پاسخ نرنستی به یون های سرب (II) با شیب mV/decade 581/28 در محدوده غلظت 2-10 × 1 تا ۸-10 × 1 مولار را نشان داد. الکترود گزینش خوبی نسبت به یون های سرب (II) در حضور یون های مزاحم KCL، NaCL، NH4CL، CaCL2، MgCL2، ZnCL2، CuCL2 و NiCL2نشان داد.
نتیجه گیری
الکترود طراحی شـده، بـدون نیـاز بـه مراحـل پیچیـده آماده سـازی نمونـه، به طـور موفقیت آمیـزی جهـت تعییـن مقـدار غلظت هـای پاییـن کاتیون سرب II در نمونه هـای خونی مـورد اسـتفاده قـرار گرفـت. درنتیجه، الکترود طراحی شـده صحت خوبی داشـته و از آن میتـوان بـرای اندازه گیـری کاتیون سرب II در نمونه هـای خونی و احتمالا هر نمونه زیستی دیگر اسـتفاده نمـود.
بررسی مقایسه تاثیر دو داروی کتورولاک و پتدین در بیدردی پس از عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی به روش بیحسی اسپاینال
صفحه 505-521
شهرام شفا، حسن ضابطیان، آمنه رنجبر، نوید کلانی
چکیده مقدمه: درد بعد از اعمال جراحی یک تجربه ی ناخوشایند است که به دنبال محرک های مختلف بوجود می آید و انسان نسبت به آن واکنش نشان می دهد. این فرایند باعث میشود اختلالات فیزیولوژیک در تمام سیستم های بدن بوجود آید. لذا هدف از انجام
روش کار: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده سه سویه کور، 59 بیمار با کلاس بیهوشی 1و 2 تحت عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی با بیحسی اسپاینال قرار گرفتند. بیماران به 4 گروه، پتدین، کتورولاک، دارونما و ترکیب کتورولاک و پتدین تقسیم شدند. جهت اندازه گیری درد بیماران از معیار VAS استفاده شد.
نتایج: بین گروههای کتورولاک، پتدین، دارونما و کتورولاک+پتدین از لحاظ فشارخون سیستول و دیاستول و ضربان قلب تفاوت آماری معنیداری مشاهده نشد. درصد اشباع اکسیژن در قبل و بعد از اسپاینال، 15 دقیقه بعد از عمل معنیدار بود (05/0p<). ولی در زمانهای دیگر تفاوت معنیدار وجود نداشت (05/0p>). از لحاظ درد در ریکاوری، در 6 و 12 ساعت بعد از عمل، تفاوت معنیدار وجود داشت (05/0p<). ولی در زمانهای دیگر، تفاوت معنیدار نبود. در 6 ساعت بعد از عمل، درد شدید در بیماران گروههای پتدین و دارونما مشاهده شد و در بیماران گروههای کتورولاک+پتدین و کتورولاک وجود نداشت؛ اما در 12 ساعت بعد از عمل، درد شدید در بیماران گروه پتدین بیشتر از گروههای دیگر شایع بود و در بیماران گروه کتورولاک+پتدین وجود نداشت.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه بیانگر آن بود که کتورولاک و ترکیب کتورولاک+پتدین باعث کاهش بیدردی در بیماران تحت عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی میشود.
اثربخشی طرحواره درمانی بر انعطاف پذیری شناختی، سرخوردگی زناشویی و رشد پس از آسیب در زنان مبتلا به سرطان
صفحه 522-533
ماروس رفیعی، شاهد مسعودی، مسعود خاکپور
چکیده مقدمه: ابتلا به بیماری سرطان، بحرانی آسیب زا می باشد که تاثیر به سزایی در ابعاد گوناگون زندگی شخص دارد. بنابراین هدف این پژوهش بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر انعطاف پذیری شناختی، سرخوردگی زناشویی و رشد پس از آسیب در زنان مبتلا به سرطان در شهر مشهد بود.
روش کار: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری زنان مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بیمارستان امید و مراکز تخصصی مشهد در سال 1400 بود. از میان این افراد، 36 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه شامل 18 نفر) جایگزین شدند. سپس طرحواره درمانی ( به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای) روی گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل هیچگونه درمانی دریافت نکرد. هر دو گروه به پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنای و ونادروال (2010)، سرخوردگی زناشویی کایزر (1993) و رشد پس از آسیب تدسچی و کالهون (1996) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی با نرم افزار آماریSPSS نسخه 23 تحلیل شدند.
نتایج: یافته ها نشان داد که مداخله طرحواره درمانی بر افزایش انعطافپذیری شناختی، افزایش رشد پس از آسیب و کاهش سرخوردگی زناشویی در زنان مبتلا به سرطان مؤثر بوده است (01/0 ≥p ).
نتیجهگیری: از آنجا که طرحواره درمانی اثرات مطلوبی روی متغییرهای پژوهش پیش رو داشته است، بنابراین استفاده از آن به منظور روش درمانی موثر جهت حمایت از بیماران خاص سرطانی پیشنهاد می شود.
تأثیر درمان مبتنی بر شفقت بر انزوای اجتماعی، انعطاف پذیری روانشناختی و شادکامی زنان
صفحه 534-547
آناهیتا نوری نیستانک، محمدباقر حبی، حسین بیگدلی
چکیده مقدمه
طلاق یکی از تجارب تنش زای خانواده است که می تواند منجر به بروز تعارضات و ناسازگاری در اعضای خانواده مخصوصا زنان شود. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر انزوای اجتماعی، انعطاف پذیری روانشناختی و شادکامی زنان مطلقه انجام شد.
روش کار
تحقیق حاضر از نظر هدف تحقیقی کاربردی است. این تحقیق براساس نحوه گردآوری دادهها نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل به همراه یک دوره پیگیری بود. از تعداد 5400 زن مطلقه مراجعه کننده به مراکز مشاوره در منطقه 2 شهر تهران در سال 1399-1400، تعداد 30 زن به صورت هدفمند انتخاب شدند و در دو گروه (درمان مبتنی بر شفقت و گواه) به روش تصادفی جایگزین شدند. ابزار پژوهش را الگوی درمان مبتنی بر شفقت گیلبرت (2010)، پرسشنامه انزوای اجتماعی توسط چلبی و امیر کافی (۱۳۸۳)، پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی مارتین و روبین (1995) و پرسشنامه شادکامی ارگایل ولو (1990) تشکیل دادند. داده ها استفاده از تحلیل واریانس آمیخته مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج
نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت انزوای اجتماعی را کاهش و انعطاف پذیری روانشناختی و شادکامی زنان مطلقه را افزایش می دهد(001 ≥p) و این تاثیر در طول زمان با توجه به آزمون پیگیری ماندگار بود (001 ≥p).
نتیجه گیری
به منظور بهبود انزوای اجتماعی، انعطاف پذیری روانشناختی و شادکامی زنان مطلقه پیشنهاد می شود از درمان مبتنی بر شفقت استفاده شود.
پیش بینی بلوغ عاطفی بر اساس جو عاطفی خانواده کمال گرایی و استرس ادراک شده در زوجهای جوان
صفحه 548-557
مائده مرتمی، الهه صادقی
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی بلوغ عاطفی بر اساس جو عاطفی خانواده و کمالگرایی و استرس ادراک شده در زوجهای جوان انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر به لحاظ هدف کاربردی؛ از نظر ماهیت، توصیفی و از نظر روش تحقیق، همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زوج هایی جوانی است که یکسال از ازدواج آنها گذشته و در بهار و تابستان 1402 به کلینیکهای مشاوره شهر تنکابن مراجعه کردند و تعداد آنها 230 زوج بوده است که بر اساس جدول مورگان 140 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه پژوهش حاضر انتخاب و پرسشنامههای بلوغ عاطفی یا شویر سینگ و بهارگاوا (1991)، جو عاطفی خانواده هیلبرن (1964)، کمالگرایی هیل و همکاران (2004) و استرس ادراک شده کوهن (1983) پاسخ دادند. پس از جمع آوری اطلاعات، دادهها با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام به کمک نرم افزار SPSS ویراست 27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که بین کمالگرایی منفی و استرس ادراک شده با بلوغ عاطفی رابطه معنادار منفی و بین کمالگرایی مثبت و جو عاطفی خانواده با بلوغ عاطفی رابطه مثبت وجود دارد.
مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک با درمان پذیرش و تعهد بر انسجام روانی
صفحه 556-570
مونیکا وکیلی، زهرا باقرزاده گلمکانی، مصطفی بُلقانآبادی
چکیده مقدمه: اختلالات خوردن یکی از شایعترین اختلالات روانی/روانی جسمانی است که مشکلات زیادی در سلامت جسمانی، عملکرد ذهنی و کیفیت زندگی ایجاد میکند. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انسجام روانی بیماران پرخوری بود.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زنان چاق و دارای اضافهوزن 18 تا 45 ساله مبتلا به پرخوری در شهر کرج بود که در سالهای 1402-1401 به طور مرتب به انجمن پرخوران گمنام شهر کرج مراجعه کرده بودند. از بین جامعه آماری برای انتخاب حجم نمونه با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، 60 نفر از آنها انتخاب شدند. آزمودنیها از نظر نمرات پرسشنامه پرخوری و تشخیص پزشک به طور مساوی در دو گروه (20 نفر در گروه رفتاردرمانی دیالکتیکی و 20 نفر در گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد) و گروه کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. پس از انجام پیش آزمون، آزمودنیهای گروه آزمایش، پروتکل رفتار درمانی دیالکتیکی سافر (2009) طی 12 جلسه 2 ساعته و پروتکل طرح درمان رویکرد پذیرش و تعهد هیز و همکاران (2009) و هیز و همکاران (2010) طی 12 جلسه 2 ساعته دریافت کردند. سپس مرحله پسآزمون و سه ماه بعد پیگیری انجام شد. ابزار مورداستفاده در این پژوهش، پرسشنامه انسجام روانشناختی فلسنبرگ (1) بود. دادههای بهدستآمده از این تحقیق با استفاده از نرمافزار spss-27 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که بین اثربخشی دو گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و رفتاردرمانی دیالکتیکی در افزایش سطح انسجام روانی بیماران مبتلا به پرخوری تفاوت معناداری وجود ندارد. نتایج نشان داد که هر دو گروه مؤثر بوده و نتایج پایداری را نشان میدهند.
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها میتوان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و رفتاردرمانی دیالکتیکی میتواند سطح انسجام روانی بیماران مبتلا به پرخوری را افزایش دهد؛ بنابراین توصیه میشود درمانگران از این رویکردها به عنوان درمانی مؤثر برای افزایش انسجام روانی بیماران مبتلا به پرخوری استفاده کنند.
تأثیر هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح پروتئینهای PPAR-α SREBP1c, و CHREBP کبدی در رتهای دارای دیابت نوع دو
صفحه 571-579
افسانه خسروی، مهرداد فتحی، مهتاب معظمی، محمد مسافری ضیاالدینی
چکیده مقدمه: مقاومت به انسولین (IR) از مهمترین عوامل ایجادکننده اختلالات کبدی مشخص شده و با کاهش بیان گیرندۀ فعالشده با تکثیر پرواکسیزوم آلفا (PPAR-α) ، افزایش بیان پروتئین متصلشونده به عنصر تنظیمی استرول (SREBP-1C) و پروتئین متصلشونده به عنصر پاسخدهنده کربوهیدرات (ChREBP)کبدی همراه است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح پروتئینهای PPAR-α ، SREBP-1C و ChREBP موشهای دیابتی نوع دو میباشد.
روش کار: در این مطالعه تجربی ، 27 سر موش نر ویستار، به صورت تصادفی به سه گروه کنترل سالم، کنترل دیابتی و دیابتی تمرین تقسیم شدند. تمرینات هوازی با شدت متوسط و پیشرونده به مدت 8 هفته و هر هفته پنج جلسه روی تردمیل انجام شد. پس از هشت هفته تمرین، میزان بیان پروتئینPPAR-α ، SREBP-1cو ChREBP در بافت کبد به روش الایزا و میزانIR با استفاده از فرمول HOMA-IR اندازهگیری شد. برای مقایسه بین گروهها از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد و دادهها در سطح 05/0 p< آزمایش شدند.
نتایج: نتایج آزمون تعقیبی کاهش معنادار IR در بین گروه تمربن در مقابسه با گروه دیابت کنترل را نشان داد(005/0 p<). بین گروهها تغییر معتاداری در سطح پروتئینهای PPAR-α ، SREBP-1C و ChREBP مشاهده شد(005/0 p<).
نتیجهگیری: تمرینات هوازی به مدت هشت هفته منجر به بهبود مقاومت به انسولین در موشهای دیابتی توع دو شد. تفاوت معتاداری در بیان پروتئینهای کبدی در بین گروهها مشاهده شد.
واژههای کلیدی:
تمرین هوازی، دیابت نوع دو،PPAR-α ،SREBP-1C ،CHREBP
ارزیابی تاثیر مداخلات خودمراقبتی در افزایش رفتارهای پیشگیری کننده از پیشرفت بیماری مولتیپل اسکلروزیس(MS): یک مرور نظام مند
صفحه 580-592
کیانوش یاورمنش، فهیمه پورحاجی
چکیده بـیماری مولتیپل اسکلروزیس (MS) یک بیماری مزمن و پیشـرونده سیسـتم عصـبی مرکـزی است، از آنجا که MS درمـان قطعی ندارد، لازمست مبتلایان به آن، با بیماری مزمن خود تطـابق و هماهنگـی پـیدا کنند تا بتوانند به وظایف و مسوولیتهای خود عمل نمایند. اولین گامِ کمک به بیماران برای مراقبت و مدیریت بهتر بیماریشان، انجام رفتارهای خودمراقبتی است. در این مطالعه، هدف ما ارزیابی اثربخشی مداخلات خودمراقبتی در افزایش رفتارهای پیشگیری کننده از پیشرفت بیماری، در بیماران MS می باشد.
روش کار:
جستجوی ادبیات با استفاده از چهار پایگاه داده (PubMed ، Scopus، Google Scholar و Web of Science) انجام شد .بررسی حاضر تمام مطالعاتی راکه از ابتدا تا تاریخ 19/02/2022 در مجلات ملی و بین المللی با موضوع خود مراقبتی در بیماران MS منتشر شده بود، شامل می شود. استراتژی جستجو با استفاده از اصطلاح نامه عنوان پزشکی (MeSH) و کلمات کلیدی مرتبط شامل مولتیپل اسکلروزیس،" Multiple sclerosis " ، خودمراقبتی ،" Self-Care" انجام گرفت.
یافته ها:
در مجموع 13 مطالعه شامل داده های 802 بیمار ، معیارهای ورود به مطالعه را داشتند. ما دریافتیم که مدل اروم متداولترین مدلی است که برای جهت ارائه مداخلات خود مراقبتی مورد استفاده قرار می گیرند.
نتیجه گیری:
نتایج این بررسی نشان می دهد که طراحی و اجرای برنامه های آموزشی با تمرکز بر مهارت های خودمراقبتی می تواند احساس استقلال و شایستگی بیماران و توانایی آنها برای کنار آمدن با مشکلات مربوط به بیماری ، مهارتهای انطباق پذیری آنها را به ویژه هنگام تعامل با دیگران را افزایش دهد.
اثربخشی مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سرمایه روانشناختی و مشغولیت در مدرسه در نوجوانان دارای مشکلات کم توجهی
صفحه 593-605
مرضیه آقاجان پوریان وحید، علی نقی اقدسی، جواد مصرآبادی، تورج هاشمی نصرت آباد
چکیده مقدمه: کمتوجهی یک مشکلی است که توسط تعدادی از علائم، رفتارهای تکانشی و ناتوانی در تمرکز نشان داده میشود. ضروری است با بهکارگیری درمانهای روانشناختی مناسب نسبت به کاهش مشکلات ناشی از آن اقدام نمود. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سرمایه روانشناختی و مشغولیت در مدرسه در نوجوانان دارای مشکلات کم توجهی انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. از جامعه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم در ناحیه 2 آموزش و پرورش شهر تبریز، 40 نفر از به عنوان نمونه به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با روش تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس خودگزارشی مشکلات رفتاری نوجوانان آخنباخ (YSR)، سرمایه روانشناختی لوتانز (PCQ) و مشغولیت دانش آموز در مدرسه (SES-4DS) استفاده شد. در این پژوهش، گروه آزمایش طی 9 جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان پذیرش و تعهد (ACT) قرار گرفت و گروه کنترل نیز در لیست انتظار بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد.
نتایج: یافته نشان داد که مداخله مبتننی بر پذیرش و تعهد منجر به تفاوت معنیدار بین گروهها در متغیرهای سرمایه روانشناختی به میزان 8/60 درصد و مشغولیت در مدرسه به میزان 8/58 درصد شده است (005/0p<).
نتیجهگیری: مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد درمان موثر و قابل توجهی بر ارتقای سرمایه روانشناختی و مشغولیت در مدرسه دانش آموزان دارای مشکلات کم توجهی است.
اثربخشی آموزش حل مسئله بر ولع مصرف مواد، سلامت روان و حساسیت به طرد در افراد وابسته به مصرف
صفحه 606-620
مریم بهشتی، حسین ابراهیمی مقدم، نسرین باقری
چکیده مقدمه: مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش حلمسئله بر ولع مصرف، سلامت روان و حساسیت به طرد در افراد وابسته به مواد انجام شد. روش پژوهش نیمهتجربی از نوع پیشآزمون، پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری سه ماهه بود.
روش کار: جامعه آماری این مطالعه شامل افراد دارای سابقه مصرف مواد افیونی مراجعهکننده به یکی از مراکز ترک اعتیاد نسیمشهر در سال ۱۴۰۰ بودند. 40 نفر از افراد براساس معیارهای ورود و خروج و به شیوه نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ولع مصرف مواد (صالحیفدردی و برعرفان، 1387)، پرسشنامه سلامت روان (کییز، 2006) و پرسشنامه حساسیت به طرد (داونی و فلدمن، 1996) بود. هر دو گروه آزمایش و کنترل، با استفاده از ابزار پژوهش مورد پیش آزمون قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش طی 8 جلسه 60 دقیقهای آموزش حلمسئله را دریافت کرد و برای گروه کنترل هیچ آموزشی اجرا نشد. در پایان مداخلات هر دو گروه آزمایش و کنترل با استفاده از ابزار پژوهش مورد پس آزمون قرار گرفتند. آزمون پیگیری پس از سه ماه از هر دو گروه بعمل آمد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: یافته ها نشان داد اثر اجرای متغیر مستقل بر متغیرهای های ولع مصرف مواد (001/0= P ، 02/36 =F)، سلامت روان (001/0= P، 11/23 =F) و حساسیت به طرد (001/0= P، 51/24 =F) معنادار است. به طوری که اجرای آموزش حل مسئله باعث شده تا میانگین نمرات ولع مصرف مواد، سلامت روان و حساسیت به طرد در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری کاهش یابد.
نتیجهگیری: نتایج در دوره پیگیری پا برجا ماندند. ازاین رو میتوان از آموزش حلمسئله به عنوان یک روش درمانی غیردارویی جایگزین یا تکمیلی در مراکز درمانی سوءمصرف مواد با هدف کاهش ولع مصرف مواد و حساسیت به طرد و بهبود سلامت روان سود برد.
بهبود نیمرخ گلیسیمیک در پاسخ به تمرینات تناوبی شدید با تاکید بر تغیر RBP4 در هپاتوسیت های کبدی رت های دیابتی نوع 2
صفحه 621-629
زرین پرویزی برجویی راکی، عبدالعلی بنائی فر، سجاد ارشدی، مجتبی ایزدی
چکیده مقدمه: رهایی گلوکز کبدی از مهمترین عوامل هایپرگلیسیمی در دیابتی های نوع 2 معرفی شده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر تمرینات تناوبی شدید بر بیان ژن RBP4 در هپاتوسیت های کبدی همچنین سطوح گلوکز خون و انسولین رت های دیابتی نوع 2 انجام گرفت.
روش کار: برای این منظور، 14 سر رت نر ویستار 10 هفته ای(10±220 گرم) توسط درون صفاقی نیکوتین آمید و STZ به دیابت نوع 2 القا شدند سپس به گروه های کنترل(7=n) و تناوبی(7=n) تقسیم شدند. رت های گروه تناوبی یک برنامه تمرینات تناوبی 4 هفته ای(5 جلسه در هفته) را در قالب دویدن ها تناوبی روی تریدمیل اجرا نمودند. گروه کنترل در برنامه تمرین شرکت نداشتند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، بیان ژن RBP4 در سلول های کبدی همچنین انسولین سرم و گلوکز ناشتا توسط آزمون تی مستقل بین گروه ها مقایسه شد.
نتایج: تمرینات تناوبی به کاهش معنی دار گلوکز ناشتا(001/0 = p) و بیان ژن RBP4 در سلول های کبدی (031/0 = p) نسبت به گروه کنترل منجر شد. همچنین سطوح انسولین سرم در پاسخ به تمرینات تناوبی نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری پیدا کرد(001/0 = p).
نتیجه گیری: بر پایه این یافته ها، بهبود سطوح گلوکز ناشتا در پاسخ به تمرینات تناوبی را شاید بتوان به کاهش بیان RBP4 در هپاتوسیت های کبدی نسبت داد. با این وجود، شناخت مکانیسم های عهده دار اثر ورزش بر نیمرخ گلیسیمیک نیازمند مطالعات بیشتری است.
مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانمحور و تحلیل ارتباط متقابل بر نظم-جویی شناختی هیجانی و نشخوار فکری زوجین با تعارضات زناشویی
صفحه 630-648
زینب سلیمانی کاجی، منصور سودانی، زهرا دشت بزرگی، کبری کاظمیان مقدم
چکیده مقدمه: هدف از این مطالعه مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانمحور و تحلیل ارتباط متقابل بر نظمجویی شناختی هیجانی و نشخوار فکری زوجین با تعارضات زناشویی بود.
روش کار: روش پژوهش شبهآزمایشی، با طرح پیشآزمون- پسآزمون و گروه کنترل با مرحله پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره آبادان و دفاتر خدمات قضایی آبادان در سال 1401 بوده است. نمونه آماری شامل 30 زوج بودند که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه مقیاس نظم جویی شناختی هیجان گرانفسکی و همکاران(2011) و مقیاس نشخوارگری نولن هوکسما و مارو(1991) بود. پروتکلهای تحقیق شامل طرحواره درمانی هیجانمحور نوشته لیهی، تیرچ و ناپولیتانو (2011) و تحلیل رفتار متقابل اریک برن (2011) بود. تحلیل کواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی با استفاده از نرمافزار آماری SPSS نسخه 26 در سطح معنیداری 05/0 برای تجزیه و تحلیل دادهها انجام شد.
نتایج: یافتهها نشان دادند که در مقایسه بین گروهی پسآزمون ها و پیگیری بین دو گروه آزمایش تفاوت معنیداری وجود ندارد (05/0p≥)؛ ولی بین گروه گواه با دو گروه آزمایش تفاوت معنیدار میباشد (05/0p<).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق میتوان گفت که هر دو درمان بر متغیرهای نظمجویی شناختی هیجانی و نشخوار فکری زوجین در زوجین دارای تعارض زناشویی اثرگذار میباشد.
اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر عملکرد جنسی زنان مبتلا به ناباروری اولیه
صفحه 649-660
فرزانه حسینی، حکیمه آقایی، شهناز نوحی، سید موسی طباطبایی
چکیده مقدمه: مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی، اضطراب و رضایت جنسی در زنان مبتلا به ناباروری اولیه بود.
روش کار: این مطالعه از نوع نیمه تجربی بود. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به ناباروری اولیه که در به بخش ناباروری و IVF بیمارستان آیت الله طالقانی در شهر تهران در ماههای مهر تا دی 1402 بودند. 30 نفر از زنان مبتلا به ناباروری اولیه به شیوه نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی در گروه آزمایش (تحت برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی) (n=15 ) و گروه کنترل (n=15) گمارده شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد مسائل جنسی(MSQ) اسنل و فیشرو والترز (1993)، در سه مرحله خط پایه، پس از مداخله و پیگیری سه ماهه جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر چند متغیری انجام شد.
نتایج: یافته ها نشان داد که در گروه تحت برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، میانگین نمره اضطراب جنسی و افسردگی جنسی همچنین رضایت جنسی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طرز معناداری کاهش و افزایش پیدا کرده است (001/0 < P).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی میتواند در بهبود اضطراب و افسردگی جنسی همچنین رضایت جنسی در زنان مبتلا به ناباروری اولیه موثر باشد.
اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر همجوشی شناختی و خودتنظیمی هیجانی همسران جانبازان
صفحه 661-676
معصومه رجایی، مریم نصری، فاطمه شهابی زاده
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر همجوشی شناختی و خودتنظیمی هیجانی همسران جانبازان انجام گرفت. روش پژوهش نیمهآزمایشی (با گروه آزمایش و گواه) با طرح سه مرحلهای (پیشآزمون- پسآزمون- پیگیری) و دوره پیگیری دو ماهه بود. در این پژوهش جامعه آماری را همسران جانبازان اعصاب و روان مراجعه کننده به مرکز مشاوره شاهد (تحت نظر بنیاد شهید و امور ایثارگران) شهر مشهد در فصل تابستان و پاییز سال 1401 تشکیل دادند. در این پژوهش تعداد 51 همسر جانباز با روش نمونهگیری داوطلبانه انتخاب و با گمارش تصادفی در گروههای آزمایش (26 نفر) و گواه (25 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش درمان شناختی- رفتاری را طی ده هفته در ده جلسه 90 دقیقهای دریافت نمودند. پرسشنامههای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه همجوشی شناختی (گیلاندرز و همکاران، 2010) (CFQ) و پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی (گروس و جان، 2006) (ESRQ) بود. دادههای حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرمافزار آماری SPSS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که درمان شناختی- رفتاری بر همجوشی شناختی (0001>P) و خودتنظیمی هیجانی (0001>P) همسران جانبازان تأثیر معنادار دارد. بر اساس یافتههای پژوهش میتوان چنین نتیجه گرفت که درمان شناختی-رفتاری با شناخت افکار خودآیند منفی، خطاهای منطقی، عینی سازی افکار و روشهای پرهیز از کلینگری و بررسی طرحوارهها و شناختهای بنیادی میتواند با ایجاد مهارتهای شناختی و فنون رفتاری جدید سبب کاهش همجوشی شناختی و بهبود خودتنظیمی هیجانی همسران جانبازان شود.
مدلسازی روابط ساختاری شادکامی و سلامت عمومی با مشارکت ورزشی در اوقات فراغت معلمان
صفحه 677-688
فرشته کتبی، مهدی بردستانی
چکیده مقدمه: داشتن جامعه سالم و شاد در گرو سلامت روحی و جسمی اعضاء آن بوده و اوقات فراغت و ورزشهای تفریحی در بهسازی جسمی و روحی افراد اهمیت بسیار دارد. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر مدلسازی روابط ساختاری بین شادکامی و سلامت عمومی با مشارکت ورزشی در اوقات فراغت معلمان شهرستان تفت بود.
روش کار: روش تحلیلی تحلیلی و به صورت همبستگی اجرا شد. جامعه آماری 110 نفر از معلمان شهرستان تفت بودند که 86 نفر با نمونهگیری براساس متغیرهای آشکار مشاهده شده در این پژوهش شرکت نمودند. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه های استاندارد شارکلی (2007)، شادکامی آکسفورد (1989) و سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر (1979) با پایایی قابل قبول بهدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آمار توصیفی و استنباطی و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که در سطح اطمینان 95% مشارکت ورزشی تأثیر مثبت و معناداری بر شادکامی داشته (055/13t= ) و شدت تأثیر آن نیز معادل 693/0 بوده و همچنین مشارکت ورزشی با شدت تأثیر 671/0 بر روی سلامت عمومی نیز تأثیر مثبت و معناداری دارد (807/12 = (t . بین مشارکت ورزشی و پنج مؤلفه متغیر شادکامی (خلق مثبت، رضایت از زندگی، سلامتی، عزت نفس و کارآمدی) و مؤلفه های سلامت عمومی (علائم جسمانی، علائم اضطرابی، علائم افسردگی و کارکرد اجتماعی) نیز رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. شاخص نیکویی برازش در نرم افزار Smart PLS با شاخص Gof شناسایی می شود که در مورد مدل مفهومی پژوهش حاضر این شاخص معادل 467/0 بود.
نتیجه گیری: میتوان گفت که برخورداری از اوقات فراغت مناسب میتواند سلامت جسمی و روحی را افزایش داده و باعث شادکامی و سلامت عمومی شود.
اثربخشی تحریک فرا جمجمهای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی بر بهبود تحمل ابهام و نشخوارخشم افراد مبتلا به
رویا ملاک درآباد، ساجده معلائی، محمدرضا تحویلیان
چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی تحریک فرا جمجمهای مغز با جریان مستقیم الکتریکی (tDCS) بر بهبود تحمل ابهام و کاهش نشخوار خشم در افراد مبتلا به میگرن انجام شد.
روش کار: روش پژوهش به صورت نیمهآزمایشی و با طرح پیشآزمون-پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به میگرن مراجعهکننده به کلینیکهای مغز و اعصاب شهر تهران بودند، نمونه آماری شامل ۳۰ نفر از مراجعه کنندگان بود که به روش در دسترس(داوطلبانه) انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) قرار گرفتند. شرکتکنندگان در آغاز و پایان دوره مداخله، به پرسشنامههای تحمل ابهام ودن و همکاران(2003) و نشخوار خشم ساکودولسکی(2001) پاسخ دادند. گروه آزمایش در ۱۵ جلسه ۲۰ دقیقهای تحت مداخله tDCS قرار گرفته و گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد، تحلیل داده ها با آزمون اندازه گیری مکرر و استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام گرفت.
نتایج: نتایج تحلیل دادهها نشان داد که تحریک فرا جمجمهای مغز به شکل معناداری باعث افزایش تحمل ابهام و کاهش نشخوار خشم در بیماران مبتلا به میگرن شده و این تأثیرات تا یک ماه پس از پایان مداخله نیز باقی مانده است(05/0>p) .
نتیجه گیری: نتایج نشان میدهد که میتوان از tDCS به عنوان روشی کمکی در بهبود تحمل ابهام و کاهش نشخوار خشم بیماران مبتلا به میگرن بهره گرفت.
اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر خودانتقادی و عدم تحمل ابهام در زنان
صفحه 691-701
سپیده حدادی، قدرت الله عباسی، بهرام میرزائیان
چکیده مقدمه: خیانت زناشویی به عنوان یکی از شایعترین علت طلاق معضلات زیادی در جامعه ایجاد کرده است. زنان خیانت دیده اغلب احساس عمیق آسیب، بی وفایی و ناراحتی عاطفی را تجربه می کنند که پیامدهای آن خود انتقادی و عدم تحمل ابهام است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی درمان پذیرش و تعهد بر کاهش خودانتقادی و عدم تحمل ابهام در زنان خیانت دیده بود.
روش کار: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان خیانت دیده مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران بودند که از میان آنها 32 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های خود انتقادی و عدم تحمل ابهام را در سه نوبت پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری تکمیل کردند. گروه آزمایش 8 جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد دریافت کردند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده های حاصل از پژوهش با نرم افزار SPSS-27 و با استفاده از آزمون اندازه گیری مکرر مختلط مختلط با رعایت مفروضههای آماری تحلیل شد.
نتایج: یافته ها نشان داد که درمان پذیرش و تعهد بر خودانتقادی و عدم تحمل ابهام در زنان خیانت دیده اثربخش است (05/0>p). همچنین، یافته ها نشان داد که درمان پذیرش و تعهد بیشترین تاثیر را بر کاهش خود انتقادی زنان خیانت دیده داشته است.
نتیجه گیری: با توجه به نتیجه پژوهش می توان به بهبود خود انتقادی و عدم تحمل ابهام زنان خیانت با استفاده از درمان پذیرش و تعهد کمک کرد.
اثربخشی درمان ذهنآگاهی نوجوانمحور بر شایستگی اجتماعی و همجوشی شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونیسازی شده
صفحه 702-716
آناهیتا قربانی، محمد زارع نیستانک، حسن خوشاخلاق
چکیده این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان ذهنآگاهی نوجوانمحور بر شایستگی اجتماعی و همجوشی شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونیسازی شده انجام شد. پژوهش حاضر کاربردی، از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان دارای مشکلات رفتاری- هیجانی برونیسازی شده بود که در دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 1402-1401 در شهر اصفهان مشغول به تحصیل بودند. در پژوهش حاضر 35 دانشآموز مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونیسازی شده با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروههای آزمایش و گواه جایدهی شدند (18 دانشآموز در گروه آزمایش و 17 دانشآموز در گروه گواه). دانشآموزان گروه آزمایش درمان ذهنآگاهی نوجوانمحور را طی ده هفته در ده جلسه 90 دقیقهای دریافت نمودند. در این پژوهش از سیاهه رفتاری- هیجانی کودکان و نوجوانان (CABEI)، پرسشنامه شایستگی اجتماعی (SCQ) و پرسشنامه همجوشی شناختی (CFQ) استفاده شد. دادهها با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرمافزار آماری SPSS23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که درمان ذهنآگاهی نوجوانمحور بر شایستگی اجتماعی (0001/0>P؛ 67/0=Eta؛ 47/68=F) و همجوشی شناختی (0001/0>P؛ 66/0=Eta؛ 13/64=F) نوجوانان مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونیسازی شده تأثیر معنادار دارد. بر اساس یافتههای حاصل از پژوهش حاضر، درمان ذهنآگاهی نوجوانمحور با بهرهگیری از استعارههای متناسب با سطح شناختی نوجوانان و همچنین بکارگیری اعمال ذهنآگاهانه در رفتارهای روزمره میتواند به عنوان درمانی کارآمد در جهت بهبود شایستگی اجتماعی و کاهش همجوشی شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونیسازی شده مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچهنگر بر تنظیم هیجان کودکان دارای اختلال یادگیری
سارا ذوالفقاری، پروین احتشام زاده، فرح نادری
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچهنگر بر تنظیم هیجان کودکان دارای اختلال یادگیری انجام شد. پژوهش حاضر کاربردی، از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل کودکان دختر و پسر دارای اختلال یادگیری (دامنه سنی 8 تا 12 سال) بودند که در مدارس ابتدیی منطقه 3 شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 مشغول به تحصیل بودند. در این پژوهش تعداد 28 کودک دارای اختلال یادگیری با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروههای آزمایش و گواه جایدهی شدند (14 کودک در گروه آزمایش و 14 کودک در گروه گواه). کودکان حاضر در گروه آزمایش درمان فراتشخیصی یکپارچهنگر را طی ده هفته در ده جلسه 75 دقیقهای دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه اختلال یادگیری (LDQ) و چک لیست تنظیم هیجان (ERC) استفاده شد. دادههای با تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بونفرونی با استفاده از نرمافزار آماری SPSS23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی یکپارچهنگر بر تنظیم هیجان (0001/0>P؛ 69/0=Eta؛ 86/59=F) کودکان دارای اختلال یادگیری تأثیر معنادار دارد. در نتیجه درمان فراتشخیصی یکپارچهنگر با بهرهگیری از فنونی همانند بازشناسی هیجانهای اولیه و ثانویه، ردیابی تجارب هیجانی و پرهیز از اجتناب هیجانی و شناختی میتواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود تنظیم هیجان کودکان دارای اختلال یادگیری مورد استفاده قرار گیرد.
اثر درمان شناختی رفتاری بر استرس مادران کودکان ADHD و علائم بیش فعالی کودکان ADHD
صفحه 717-724
حکیمه آقائی
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر درمان شناختی رفتاری بر استرس مادران کودکان ADHD و علائم بیش فعالی کودکان ADHD انجام شد.
روش کار: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از مادران کودکان ADHD شهر سمنان در 4 ماهه اول سال 1403 بود. نمونه آماری با توجه به طرح پژوهشی (نیمهآزمایشی) بصورت در دسترس و از بین داوطلبان و با توجه به ملاکهای ورود و خروج نمونه انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شد. ابزار پژوهش شامل مقیاس استرس توسط کوهن، کامارک و مرملستین (۱۹۸۳) و فرم والد پرسشنامه کانرز (1998) برای بررسی علائم بیش فعالی کودکان ADHD بود. پروتکل درمان شناختی رفتاری استفاده شده در این تحقیق با اقتباس از وایت (۲۰۰1 ) بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیری و توسط نرمافزار SPSS ویرایش 25 انجام شد. نتایج: نتایج نشان داد درمان شناختی رفتاری بر استرس و علائم بیش فعالی کودکان ADHD اثربخش است (05/0p<).
نتیجهگیریبا توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که درمان شناختی رفتاری با عث کاهش استرس والدین و علائم بیش فعالی کودکان ADHD می شود. پیشنهاد می گردد در جهت بالا رفتن اعتبار بیرونی تحقیق تحقیقات بیشتری در این راستا صورت بگیرد.
مقایسه درمان هیجان مدار با طرحواره درمانی بر بخشش و امید به زندگی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی
آرزو سادات موسوی، زهرا بختیاری زاده، فائزه بشارتی، پرویز قائدی
چکیده مقدمه
خیانت زناشویی از جمله آسیبهای بینفردی جدی است که پیامدهای روانشناختی متعددی از جمله کاهش امید به زندگی و دشواری در بخشش را در پی دارد. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان هیجانمدار و طرحوارهدرمانی بر میزان بخشش و امید به زندگی در زنان آسیبدیده از خیانت زناشویی بود.
روش کار
پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون بود. جامعه آماری شامل زنان آسیبدیده از خیانت زناشویی مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر منطقه 1 شهر تهران در نیمه دوم سال ۱۴۰۲ بود. از میان آنها، 30 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش اول ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای درمان هیجانمدار و گروه آزمایش دوم ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای طرحوارهدرمانی دریافت کردند. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه امید به زندگی اشنایدر (1991) و پرسشنامه بخشش خانواده (FFS) بود. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل واریانس کواریانس انجام شد.
نتایج
نتایج نشان داد هر دو روش مداخله موجب افزایش بخشش و امید به زندگی در زنان آسیبدیده شدند؛ در مقایسه اثربخشی، درمان هیجانمدار تأثیر بیشتری بر افزایش بخشش و طرحوارهدرمانی تأثیر بیشتری بر امید به زندگی داشت.
نتیجه گیری
براساس یافتهها، میتوان از درمان هیجانمدار و طرحوارهدرمانی به عنوان رویکردهای مؤثر در ارتقای سلامت روان زنان آسیبدیده از خیانت زناشویی استفاده کرد، و بسته به اهداف درمان، هر یک از این رویکردها قابلتوصیه هستند.
اثربخشی طرحواره درمانی ذهنیتمداربر خوردن هیجانی و شاخص تودۀ بدنی زنان چاق دارای اختلال پرخوری
صفحه 718-728
مریم مطیعی امین، صبا خرقانی، مونا خالدنژاد، پریا سادات صیادی، محمد رضا حاجرضایی
چکیده مقدمه: مشـکلات هیجانـی و اسـترس ناشـی از آن میتوانـد بهعنــوان مقدمــهای بــرای پرخــوری محســوب شــوند و حتــی پرخــوری بهعنــوان یــک مکانیســم تنظیــم هیجــان ناســازگارانه در افـراد دارای اضافـه وزن یـا مبتلا بـه چاقـی مطـرح شـده اسـت. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی طرحواره درمانی ذهنیتمداربر خوردن هیجانی و شاخص تودۀ بدنی زنان چاق دارای اختلال پرخوری انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون-گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیۀ زنان چاق با اختلال پرخوری دارای پرخوری هیجانی مراجعهکننده به کلینیکهای مشاوره منطقه 2 شــهر تهران در سال 1402 بود. از بین این افراد تعداد 30 نفر به روش نمونهگیری در دسـترس و با توجه به ملاکهای ورود و خروج انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس خوردن هیجانی آرنو و شاخص تودۀ بدنی بود. آزمودنیهای گروه آزمایش طی 20 جلسۀ یک ساعته، تحت مداخلۀ طرحواره درمانی ذهنیت مدارقرار گرفتند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بنفرونی با رعایت مفروضه های آماری انجام شد.
نتایج: نتایج حاصل از آزمون کوواریانس چند متغیره نشان داد که بین گروه طرحواره درمانی ذهنیتمدار و کنترل در ترکیبی از متغیرهای خوردن هیجانی و شاخص تودۀ بدنی تفاوت معناداری وجود دارد (F=22/41 و P<0/05). همچنین نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد که میانگین گروه دریافت کننده برنامه طرحواره درمانی ذهنیتمدار هم در متغیر خوردن هیجانی و هم در متغیر شاخص تودۀ بدنی از میانگین گروه کنترل بهطور معناداری کوچکتر است (P<0/05).
نتیجهگیری: با نظر به یافتههای پژوهش، بهمنظور کمک به مشکل اضافه وزن و خوردن هیجانی زنان چاق دارای اختلال پرخوری، استفاده از طرحواره درمانی ذهنیتمدار میتواند مثمرثمر باشد.
اثربخشی واقعیت درمانی گلاسر بر عواطف منفی و خودتنظیمی زناشویی زنان دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره
صفحه 729-740
علی رضا فاضلی مهرآبادی، علی اکبر اصغری راد، سمانه نجاری فروشانی
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی واقعیت درمانی گلاسر بر عواطف منفی و خود تنظیمی زناشویی زنان دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره انجام گرفت.
روش کار: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون پسآزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری یکماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان در سه ماهه دوم سال 1402 بود که به شیوه در دسترس انتخاب شدند. جهت انتخاب نمونه از بین زنانی که نمرات بالاتر از میانگین در پرسشنامه تعارضات زناشویی کسب نموده بودند و سایر شرایط ورود به پژوهش را داشتند و حاضر به مشارکت در پژوهش بودند به تصادف 30 نفر انتخاب شده و در مرحله بعدی به تصادف در گروههای آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای(هر هفته یک جلسه) واقعیت درمانی(گلاسر ،2005) را دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماندند. ابزار جمعآوری اطلاعات در مراحل پیش آزمون، پس ازمون و پیگیری شامل پرسشنامه خودتنظیمی رفتاری برای روابط کارآمد(ویلسون و همکاران، 2005) و مقیاس عاطفه منفی(واتسون و همکاران، 1988) بود.
نتایج: به منظور بررسی و تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار بسته آماری در علوم اجتماعی(نسخه 23) و روش اندازه های مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد، واقعیت درمانی گلاسر تأثیر معناداری بر خودتنظیمی زناشویی و عواطف منفی زنان دارای تعارضات زناشویی داشته است (01/0>P). پایداری اثر نتایج به دست آمده در مرحله پیگیری یک ماهه حفظ شد (01/0>P).
نتیجه گیری: میتوان گفت واقعیت درمانی گلاسر رویکرد موثری برای بهبود عواطف منفی و افزایش خودتنظیمی زناشویی در زنان دارای تعارضات زناشویی است.
اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شایستگی اجتماعی و اضطراب دانشآموزان با مشکلات رفتاری- هیجانی برونیسازی شده
صفحه 741-759
فریبا مبینی کشه، محسن جدیدی، زهراسادات پورسیدآقایی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شایستگی اجتماعی و اضطراب دانشآموزان با مشکلات رفتاری- هیجانی برونیسازی شده انجام شد. پژوهش حاضر کاربردی، از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان دارای مشکلات رفتاری- هیجانی برونیسازی شده بود که در دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 1402-1401 در شهرستان اسلام شهر مشغول به تحصیل بودند. در این پژوهش تعداد 35 دانشآموزان دارای مشکلات رفتاری- هیجانی برونیسازی شده با روش نمونهگیری هدفمند (با توجه به ملاکهای ورود به پژوهش) انتخاب و با شیوه تصادفی در گروههای آزمایش و گواه جایدهی شدند (18 دانشآموز در گروه آزمایش و 17 دانشآموز در گروه گواه). والدین دانشآموزان گروه آزمایش مداخله فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد را طی هشت هفته در هشت جلسه 90 دقیقهای دریافت نمودند. در این پژوهش از سیاهه رفتاری- هیجانی کودکان و نوجوانان (CABEI)، پرسشنامه شایستگی اجتماعی (SCQ) و پرسشنامه اضطراب (AQ) استفاده شد. نتایج نشان داد که فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شایستگی اجتماعی و اضطراب دانشآموزان با مشکلات رفتاری- هیجانی برونیسازی شده تأثیر معنادار دارد. بر اساس یافتههای حاصل از پژوهش حاضر، فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد با بهرهگیری از انعطافپذیری شناختی و آشنایی والدین با حریم روانشناختی و مرزبندی بین والد و فرزند، شیوههای کنترل نامناسب و باورها و اصول ناکارآمد و غیرمنطقی میتواند به عنوان روشی کارآمد در جهت بهبود شایستگی اجتماعی و کاهش اضطراب دانشآموزان با مشکلات رفتاری- هیجانی برونیسازی شده مورد استفاده قرار داد.
تاثیر بار هیجانی محرک و حافظه کاری فضایی در توانایی تشخیص تغییر
صفحه 780-790
نسیم کارگر، سید مهدی حسینی فرد، حسن محمد طهرانی
چکیده مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تعاملی بار هیجانی محرک و حافظه کاری فضایی بر توانایی تشخیص تغییر بود.
روش کار: روش پژوهش از نوع رابطه ای- اکتشافی بود. جامعه آماری این پژوهش، دانشجویان دانشگاه پیام نور و آزاد اسلامی واحد زرند بود که از میان آنها 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. . جهت جمع آوری داده ها از تصاویر واقعی با بار هیجانی مثبت، منفی و خنثی در قالب نرم افزار تهیه شده برای سنجش کوری تغییر، بار هیجانی محرک و پیچیدگی محرک استفاده شد. داده ها با استفاده از SPSS نسخه 21 و تحلیل واریانس یک راهه و تحلیل واریانس عاملی تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که هم اثر اصلی بار هیجانی محرک و حافظه کاری فضایی و هم اثر تعاملی این دو بر توانایی تشخیص تغییر معنی دار است (001/0>P). همچنین بین اثر سطوح حافظه کاری فضایی کم و متوسط نیز تفاوت معناداری وجود دارد. و هر دو متغیر بارهیجانی محرک و حافظه کاری فضایی بصورت تعاملی بر توانایی تشخیص تغییر اثرگذار هستند (001/0>P).