مقایسه سطح بیلی روبین توتال بند ناف با بیلی روبین روز سوم تولد در نوزادان ترم در بیمارستان کوثر قزوین
صفحه 166-177
منوچهر مهرام، محمدرضا ملکی، فاطمه سمیعی راد، معصومه اکبری، اصغر قربانی
چکیده مقدمه
زردی نوزادی از مشکلات شایع دوران نوزادی است که منجر به مشکلات عدیده ای از قبیل انسفالوپاتی ناشی ازهایپر بیلی روبینمی, کرن ایکتروس و مرگ میشود. با توجه به اهمیت تشخیص زودهنگام هیپر بیلی روبینمیمطالعه حاضر جهت تعیین سطح بیلی روبین توتال بند ناف در نوزاد و مقایسه با بیلی روبین 3 روز بعد از تولد در بیمارستان کوثر قزوین انجام شد.
روش کار
در این مطالعه مقطعی آینده نگر تعداد 100 نوزاد سالم و ترم متولد شده در زایشگاه بیمارستان کوثر مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها در چک لیست حاوی متغیرهای مورد بررسی در مادر (گروه خونی، سابقه مصرف دارو) و اطلاعات نوزاد (نام، جنس، وزن تولد، سن حاملگی، نوع تغذیه، آپگار، میزان بیلی روبین خون بندناف و میزان بیلی روبین سرم روز سوم پس از تولد) با اخذ رضایت آگاهانه، جمع آوری شده و نمونه خون بند ناف جهت اندازه گیری میزان بیلی روبین و تعیین گروه خونی نوزاد و نیز نمونه خون وریدی در روز سوم پس از تولد گرفته شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای توصیفی و تحلیلی استفاده شد (p<0.05).
نتایج
میانگین سطح بیلی روبین توتال و مستقیم در نوزادان به ترتیب در روز تولد 0.9±2.8 و 0.10±0.31 و در روز سوم 2.53±13.13 و 0.14±0.29 میلی گرم بر دسی لیتر بود. همچنین میزان آلبومین بند ناف ±0.643.2 گرم بر دسی لیتر گزارش گردید. میانگین سطح بیلی روبین توتال هنگام تولد و روز سوم بین دختر و پسر تفاوت معنی داری نداشت(p.value=0.92) . از میان متغیرهای کمیمورد مطالعه سن مادر با سطح بیلی روبین توتال بند ناف همبستگی معنی دار و مستقیم (p.value=0.04) و میزان سطح بیلی روبین توتال روز سوم تولد با تعداد سقط همبستگی معنی دار و مستقیم نشان داد(p.value=0.05). همچنین میزان سطح بیلی روبین توتال بند ناف و روز سوم تولد با میزان آلبومین همبستگی معکوس نشان داد. در این مطالعه سطح بیلی روبین توتال بند ناف با بیلی روبین توتال در روز سوم همبستگی معنی دار نشان داد (p.value=0.02).
نتیجه گیری
نوزادان در معرض خطر نیاز به پیگیری دقیق تر از نظر زردی دارند چراکه تشخیص به موقع و با درمان بسیار ساده میتوان موجب کاهش خطرات احتمالی زردی نوزادی شد. مطالعه حاضر نشان داد که سطح بیلی روبین توتال بند ناف در مقایسه با بیلی روبین 3 روز بعد از تولد میتواند به عنوان یک معیار تشخیصی مناسب جهت پیگیری دقیق نوزادان در معرض خطر زردی استفاده کرد.
تاثیرتمرین مقاومتی اینتروال شدید و مصرف مکمل ویتامینD بر سطوح سیرتوئین1 و اینترلوکین-10 در زنان دارای اضافه وزن با وضعیت پایین ویتامین D
صفحه 178-188
روح اله اکبری، عبدالرضا جعفری چاشمی، معصومه حبیبیان
چکیده مقدمه: بررسی مداخلههای اثرگذار بر مسیرهای سیگنالینگ کاهنده التهاب، یک هدف درمانی بالقوه در بیماریهای ناشی از کمبود ویتامینD می باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر تمرین مقاومتی اینتروال شدید (HIIRT) و مصرف ویتامینD بر سطوح سیرتوئین1 و اینترلوکین-10 زنان دارای اضافه وزن با کمبود ویتامین D بود.
روشکار: این مطالعه نیمه تجربی بر روی 52 زن دارای اضافه وزن و کمبود ویتامین D با میانگین سنی95/1±04/26 سال و شاخص توده بدنی 10/1±42/27 کیلوگرم/مترمربع انجام شد. آزمودنیها به صورت هدفمند انتخاب و سپس بطور تصادفی در گروههای تمرین، ویتامینD، تمرین + ویتامینD(ترکیبی) و کنترل قرار گرفتند. برنامه تمرینی در سه ست با شدت80 درصد 1RM، 150 ثانیه استراحت بین ستها و طی 8 هفته انجام شد. ویتامین Dبه صورت هفتگی با دوز 50000 واحد مصرف شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای t زوجی، آنوا یکطرفه و کروسکال والیس انجام شد(05/0>P).
نتایج: پس از 8 هفته مصرف ویتامینD، HIIRT و ترکیب این دو مداخله، سطح اینترلوکین10و سیرتوئین1افزایش معناداری یافت(001/0>P). بعلاوه بین میزان تغییرات اینترلوکین-10و سیرتوئین1 گروه ترکیبی با گروههای تمرین(به ترتیب004/0= p و 001/0>P) و ویتامینD (001/0>P)، و همچنین گروه تمرین با گروه ویتامین D(به ترتیب004/0= p و 008/0= p) ، اختلاف معناداری وجود داشت(05/0>P).
نتیجهگیری: به نظر میرسد انجام HIIRT در مقایسه با مصرف ویتامین D، اثربخشی بیشتری در افزایش سیرتوئین 1و اینترلوکین-10 و در نتیجه کاهش التهاب و عوارض ناشی از آن در شرایط اضافه وزنی همراه با کمبود ویتامین D دارد و همزمانی مداخلههای HIIRT و مصرف ویتامین D، با تقویت این اثرات همراه است.
بررسی تجارب هیجانی درمانگران بالینی و خانواده در جلسات درمان بالینی
صفحه 189-200
آناهید دلاور، فهیمه نامدارپور، مهدی تبریزی
چکیده هدف از پژوهش حاضر ارائه الگوی تجربیات هیجانی درمانگران بالینی و خانواده در جلسات درمان بالینی بود. روش پژوهش رویکرد پژوهش استقرائی بود که روششناسی آن کیفی و استراتژی پژوهش بر اساس نظریهپردازی داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل درمانگران بالینی و خانواده شهر اصفهان در شش ماهه اول 1400 بود. در پژوهش حاضر از روش نمونهگیری غیرتصادفی دردسترس استفاده شد. تعداد نمونه نیز بر اساس روند مصاحبه و اشباع نظری ادامه یافت که طی این روند تعداد نمونه حاضر در پژوهش 20 درمانگر بالینی و خانواده بود. جهت تجزیه و تحلیل مصاحبهها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافتهها حاکی از این بود که فرسودگی شغلی درمانگران، روابط خانوادگی و اجتماعی، متاثر شدن زندگی شخصی، احساسات ماندگار از جلسات و تغییرات و اثرات بلندمدت شغلی بود. نوع ارتباط با مراجعان در اتاق درمان نیز شامل موفقیت طی درمان، صادق بودن با مراجع، بهبود ارتباط با مراجع، حس دور شدن از مراجع، واکنش به شکستهای مراجع، تمجید شدن توسط مراجع، برخورد با مراجع منتقد و ارتباط با مراجع قوی بود. چالشهای شغلی نیز شامل مراجع با مشکلات مشابه درمانگر، راهکار کنار آمدن با احساسات اتاق درمان، هیجانات تجربه شده دشوار در اتاق درمان، تکنیک افشاسازی، اشتباه در درمان، کنترل هیجان، احساس شکست، مراجعان سخت و هزینه درمان بود. هیجانها نیز شامل: هیجان ثانویه و هیجان اولیه، هیجان تجربه شده معطوف به مراجع و هیجان تجربه شده معطوف به خود بود و هیجانهای ثانویه شامل: ترس، تعجب، غم، خشم و شرم و هیجان اولیه شامل ترس و شادی بود.
بررسی ارتباط شدت آکنه ولگاریس وآلوپسی آندروژنتیک (طاسی) در مردان
صفحه 201-208
نعیمه ابراهیم آبادی، وحید مشایخی قویونلو، حبیب ا... اسماعیلی، شیما ایمان نژاد، مسعود ملکی
چکیده مقدمه: با توجه به پاتوژنز مشترک آکنه وآلوپسی آندروژنتیک، مطالعات زیادی در زمینه همراهی آکنه با آلوپسی در خانمها انجام شده است اما این مطالعه سعی دارد ارتباط شدت آکنه و طاسی را در مردان مورد ارزیابی قرار دهد.
روشها: این مطالعه به صورت توصیفی-همبستگی بر روی 150 بیمار مرد مبتلا به آکنه مراجعه کننده به درمانگاه پوست بیمارستان امام رضا (ع) مشهد انجام شد. تشخیص آکنه بر اساس نمای بالینی انجام شد و با معاینه بیماران شدت آکنه، وجود آلوپسی در فرد و شدت آن ارزیابی شد. شدت آکنه بر اساس نوع، تعداد و محل ضایعات به پنج درجه خفیف، متوسط، نسبتا شدید، شدید و خیلی شدید تقسیم شد. شدت آلوپسی براساس سیستم کلاسیفیکاسیون هامیلتون- نوروود به هفت درجه تقسیم شد. در تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون کای دو و منویتنی استفاده گردید و ارتباط بین متغیرها به کمک ضریب همبستگی اسپیرمن مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: بین شدت آکنه و شدت آلوپسی همبستگی وجود داشته و با توجه به مثبت بودن ضریب همبستگی با افزایش شدت آکنه شدت آلوپسی نیز افزایش مییابد و این ارتباط معنیدار میباشد. (018/0P-value= و 218/0=rs)
بحث: در مطالعه ما بین شدت آکنه وشدت طاسی ارتباط معناداری وجود داشت به طوری که با افزایش شدت آکنه شدت آلوپسی افزایش مییابد.
نگرش دانشجویان نسبت به رشته تحصیلی، ادامه تحصیل و آینده شغلی خود در دانشگاه علوم پزشکی یاسوج
صفحه 209-218
سیدامیر مرادیان، سجاد برزویی سیله
چکیده مقدمه: مطالعات اخیر نشان میدهند که امکان دارد نگرشها در دوران دانشجویی، بیشترین تغییرات را دچار شوند. بنابراین کمبود دانشجویان باانگیزه، که با انتخاب آگاهانه وارد این رشتهها شده باشند، درنهایت سبب کاهش کیفیت آموزش بالینی در این رشتهها خواهند شد. این مطالعه با هدف بررسی نگرش دانشجویان دانشکده پیراپزشکی یاسوج نسبت به رشته تحصیلی، ادامه تحصیل و آینده شغلی آنها انجام شده است.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی است که در سال تحصیلی 97-96 با نمونهای از ۱۹۶ دانشجوی دانشکده پیراپزشکی انجام شد. روش گردآوری دادهها، پرسشنامهای با ۱۲ سؤال و همچنین اطلاعات دموگرافیک دانشجویان بود. پس از جمعآوری اطلاعات، دادهها در نرمافزار آماری SPSS22 و با آزمون-های ANOVA, T-test, Chi-square تحلیل شدند.
نتایج: در این پژوهش، ۷۸ نفر (۸/۳۹%) مرد و ۱۱۸ نفر (۲/۶۰%) زن شرکت نمودند. در نهایت تعداد ۱۳۰ نفر (۳/۶۶%) از دانشجویان دانشکده پیراپزشکی، به رشتهشان نگرشی منفی داشتند. ۱۲۷ نفر (۸/۶۴%) از دانشجویان نسبت به ادامه تحصیل، نگرشی منفی داشتند. ۱۱۴ نفر (۲/۵۸%) نیز از دانشجویان این دانشکده نسبت به آینده شغلی خود نگرش منفی داشتند. نگرش کل(نگرش به رشته، ادامه تحصیل و آینده شغلی) برای اکثریت ۱۳۵ نفری (۹/۶۸%) دانشجویان دانشکده منفی بود. میان نمره نگرش کل و ترم تحصیلی دانشجویان ارتباط معناداری وجود نداشت (۱۵۸/0p=).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه، اکثر دانشجویان پیراپزشکی نسبت به رشته تحصیلی، ادامه تحصیل و آینده شغلی خود نگرشی منفی داشتند که لزوم ایجاد تناسب میان پذیرش دانشجویان با استخدام آنان و حقوق عادلانه میتواند در بهبود نگرش دانشجویان کارساز باشد.
مقایسه اثربخشی زوجدرمانی پذیرش و تعهد با زوجدرمانی هیجانمدار بر پذیرش خود در زنان نابارور
شمیم شامل، زهرا باقرزادهگلمکانی، مصطفی بُلقانآبادی
چکیده مقدمه: ناباروری گاهی میتواند تواناییهای فردی و اجتماعی زنان را تحتتأثیر قرار دهد. از طرفی ایجاد تنشهای جسمی، عاطفی و روانی در مورد زنان نابارور، سبب نگرانیهایی در این افراد میشود. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی زوجدرمانی پذیرش و تعهد با زوجدرمانی هیجانمدار بر پذیرش خود در زنان نابارور بود.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام زنان نابارور 25 تا 45 سال شهر مشهد بود. از بین آنها با رعایت معیارهای ورود به پژوهش، 45 نفر از افرادی که حداقل نمره را از پرسشنامهها کسب نموده بودند را بصورت دردسترس و با رعایت همتاسازی از لحاظ تحصیلات، مدت زمان ناباروری انتخاب شدند و به نسبت مساوی بهصورت تصادفی در دو گروه (15 نفر گروه زوجدرمانی هیجانمدار و 15 نفر گروه زوجدرمانی پذیرش وتعهد) و یک گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. پس از اجرای پیشآزمون، آزمودنیهای گروه آزمایشی، پروتکل زوجدرمانی پذیرش و تعهد براساس برنامه درمانی هایز و استروشال (21) و پروتکل زوجدرمانی هیجانمدار بر اساس برنامه درمانی جانسون (15) به مدت 8 جلسه درمانی (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) توسط درمانگر را دریافت کردند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پذیرش بیقید و شرط خود چمبرلین و هاگا (2001) بود. دادههای حاصل از این پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS-27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: یافتهها نشان داد بین اثربخشی دو گروهدرمانی زوجی پذیرش و تعهد و زوجدرمانی هیجانمدار در افزایش میزان پذیرش بیقیدوشرط خود در زنان نابارور تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین دو گروه اثربخش بودهاند؛ اما در ثبات نتایج، گروهدرمانی زوجی پذیرش و تعهد در مرحله پیگیری نتایج پایداری را گزارش کرده؛ ولی گروه زوجدرمانی هیجانمدار علیرغم اثربخشی و بهبود نمرات میانگین پذیرش بیقیدوشرط خود نسبت به مرحله پیشآزمون، در مرحله پیگیری این نتایج پایدار نبوده است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که درمان پذیرش و تعهد نسبت به زوجدرمانی هیجانمدار در بهبود پذیرش بیقیدوشرط خود تأثیر بسزایی داشته است.
اثر یک دوره حرکات اصلاحی و ورزشی بر بهبود انحرافات صفحه فرونتال زانو در نوجوانان پسر فعال
صفحه 231-241
داود شعبانی، یحیی سخنگویی، حسن متین همایی
چکیده مقدمه
زانوی ضربدری و پرانتزی دو اختلال وضعیتی شایع در مفصل زانوست که با ایجاد تغییراتی در راستای طبیعی وضعیت اندام تحتانی، به نوبه خود باعث ایجاد تغییراتی در راستای مرکز ثقل بدن نسبت به سطح اتکا شده و کنترل تعادل و حرکت بدن را محدود میکند. هدف از این مطالعه، اثر یک دوره حرکات اصلاحی و ورزشی بر بهبود انحرافات صفحه فرونتال در نوجوانان پسر فعال مبتلا به زانوی ضربدری و پرانتزی بود.
روش کار
آزمودنیهای این مطالعه بر اساس مقادیر زاویه Q در سه گروه 12 نفره ( ضربدری، پرانتزی و سالم ) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی به مدت 8 هفته بهصورت روزانه هرجلسه 60 دقیقه شامل 10 دقیقه گرم کردن، 45 دقیقه برنامه تمرینی منتخب و 5 دقیقه سرد کردن انجام گرفت و در طول تمرین به زمان و تعداد تکرارهای آن افزوده شد.
نتایج
نتایج این مطالعه نشان داد 8 هفته تمرینات اصلاحی و ورزشی می تواند بهطور معنیداری زاویهیQ را در گروه زانوی پرانتزی افزایش و در گروه زانوی ضربدری کاهش دهد. بر اساس نتایج این پژوهش لزوم توجه بیش از پیش به حرکات اصلاحی و ورزشی در ورزشکاران دچار این اختلال احساس میشود.
نتیجه گیری
نوزادان در معرض خطر نیاز به پیگیری دقیق تر از نظر زردی دارند چراکه تشخیص به موقع و با درمان بسیار ساده میتوان موجب کاهش خطرات احتمالی زردی نوزادی شد. مطالعه حاضر نشان داد که سطح بیلی روبین توتال بند ناف در مقایسه با بیلی روبین 3 روز بعد از تولد میتواند به عنوان یک معیار تشخیصی مناسب جهت پیگیری دقیق نوزادان در معرض خطر زردی استفاده کرد.
اثرات درمانی احتمالی ترکیبات فیتوشیمیایی مشتق شده ازگیاهان دارویی برکرونا ویروس، یک مقاله مروری
صفحه 242-258
ملیکا شوقی، شیما جعفری، محمد رضا خزدیر
چکیده بیماری کرونا ویروس 2019 یا سندرم حاد تنفسی کرونا ویروس 2 (SARS-CoV-2) یک بیماری ویروسی جدید میباشد که در پایان سال 2019 شناسایی شد. در چندین مطالعهی اخیر، استفاده ازگیاهان و ترکیبات فیتوشیمیایی مشتق شده از آنها به منظور تقویت سیستم ایمنی گزارش شده است. مطالعهی کنونی به بررسی خواص درمانی احتمالی ترکیبات فیتوشیمیایی بر ویروس SARS-CoV-2 پرداخته است.
کلمات کلیدی؛ شامل کووید-19، سارس-کووید2، فیتوشیمیایی یا فلاونوئید یا ترکیب طبیعی در قسمت عنوان یا چکیده مقاله هستند که تا تاریخ فوریه 2021 در پایگاههای اطلاعاتی علمی، پایگاه علمی ISI، پاب مد، اسکوپوس و گوگل اسکالرجستجو شدند.
ترکیبات فیتوشیمیایی؛ شامل تیموکینون، کامفرول، هسپریدین و کوئرستین هستند که خواص ضد ویروسی از جمله مهار پروتئین کیناز B و فسفوریلاسیون پروتئین کیناز و همچنین اثرات مسدودکننده بر روی یک کانال انتخابی بیان شده در سلول آلوده به SARS-CoV-2 (کانال a3) را نشان دادند. مواد فیتوشیمیایی همچنین سطح سیتوکینهای پیش التهابی از جمله TNF-α، IL-6، IL-6، IL-1α، IL-1β و کموکاینها را کاهش دادند.
مواد فیتوشیمیایی به دلیل اثرات ضد ویروسی، ضد التهابی و تعدیل کننده سیستم ایمنی ممکن است، اثرات مفیدی در کنترل یا درمان بیماری های عفونی مانند SARS-CoV-2 داشته باشند.
اثربخشی یکپارچهسازی طرحواره درمانی با درمان پذیرش و تعهد بر ترس از عود سرطان زنان مبتلا به سرطان پستان
صفحه 260-270
زهرا کرمی مهاجری، فاطمه صغری کربلایی هرفته، جواد خلعتبری، محمدعلی فردین
چکیده مقدمه: یکی از بزرگترین نگرانیها در سرطان، ترس از عود است و ممکن است باعث اضطراب جدی در بیمار شود. ازاینرو، توجه به این مسئله حائز اهمیت است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی طراحواره درمانی یکپارچه با درمان پذیرش و تعهد بر ترس از عود سرطان زنان مبتلا به سرطان پستان بود.
روش کار: روش تحقیق حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری سه ماه با گروه کنترل بود. پژوهش جامعه آماری پژوهش را تمام زنان مبتلا به سرطان پستان شهرستان یزد را تشکیل دادند. از این میان تعداد 30 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. دو نفر از شرکتکنندگان گروه آزمایش در مرحله پسآزمون ریزش داشتند و دو نفر از اعضا گروه کنترل در مرحله پیگیری. ابزار جمعآوری دادهها عبارت بود از پرسشنامه ترس از عود سرطان سیماراد و ساوارد (2009) بود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 27 و آزمون تحلیل واریانس مختلط انجام شد.
نتایج: یافتههای بهدستآمده از تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در میزان ترس از عود سرطان پس از دریافت مداخله جلسات درمانی طراحواره درمانی یکپارچه با درمان پذیرش و تعهد تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین یافتههای مرحله پیگیری نشان داد که کاهش میزان ترس از عود سرطان در گروه آزمایش در مرحله پیگیری پایدار بوده است.
نتیجهگیری: همانطور که یافتهها نشان داد، میتوان گفت طراحواره درمانی یکپارچه با درمان پذیرش و تعهد بر کاهش ترس از عود سرطان زنان مبتلا به سرطان پستان تأثیر معناداری داشته است.
بررسی اگاهی، نگرش و عملکرد بیماران مبتلا به سنگ کلیه در پیشگیری از بروز مجدد سنگ کلیه
صفحه 157-165
نفیسه اسماعیل پور، راضیه موذنی، ساناز رضاییان، نوید کلانی
چکیده مقدمه: شیوع سنگ های کلیوی بسیار زیاد است و در جمعیت عمومی 2 تا 3 درصد تخمین زده می شود. این بیماری یکی از علل شایع بستری بیماران به صورت اورژانس در بیمارستان می باشد.
روش کار: در این مطالعه توصیفی تحلیلی 99 نفر از بیماران مبتلا به سنگ کلیه مراجعه کننده به بیمارستان پیمانیه شهرستان جهرم در سال 1401 مورد بررسی قرار گرفتند.. ابزار جمع اوری اطلاعات در این مطالعه شامل سه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه اگاهی و نگرش و عملکرد بیماران مبتلا به سنگ کلیه در پیشگیری از بروز مجدد سنگ کلیه بود.
نتایج: 57 نفر مرد (6/57%) و 42 نفر زن (4/42%) بودند. اغلب (7/66%) سابقه خانوادگی سنگ کلیه داشتند و بیشتر از طریق دوستان و اقوام خود در مورد سنگ کلیه اطلاعات بدست می آوردند. میانگین نمرات آگاهی برابر 29/14±45/24 بود و 53 نفر (35/53%) نمره آگاهی ضعیف داشتند. میانگین نمرات نگرش برابر 82/13±22/57 بود و 20نفر (4/20%) نمره نگرش متوسط و ضعیف داشتند. میانگین نمرات عملکرد برابر 95/13±5/47 بود و 50 نفر (5/50%) نمره عملکرد متوسط و ضعیف داشتند. نتایج رگرسیون نشان داد داشتن سطح آگاهی متوسط با 36/14 برابر (فاصله اطمینان 95 درصدی 29/1-58/159 برابر) شانس بیشتری از داشتن سابقه سنگ کلیه در ارتباط است.
نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر اکثر افراد شرکت کننده در مطالعه حاضر اگاهی ضعیفی در خصوص عود مجدد سنگ کلیه داشته اند. اما میزان نگرش و عملکرد انها در خصوص عود مجدد سنگ کلیه در سطح متوسط و خوب بوده است.
پیش بینی میزان استرس تحصیلی با استفاده از نگرشهای ناکارآمد با میانجی گری ذهن آگاهی در دانش آموزان
صفحه 271-285
منیره مرزه حاجی آقایی، آرمین محمودی، سید سلیمان حسینی نیک
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیشبینی میزان استرس تحصیلی با استفاده از نگرشهای ناکارآمد با میانجیگری ذهنآگاهی در دانشآموزان مدارس متوسطه دوم شهرستان تنکابن انجام شد.
روش کار: روش پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشآموزان مدارس متوسطه دوم شهرستان تنکابن در سال تحصیلی 1400-1399 بود. تعداد 361 نفر به عنوان نمونه آماری بر اساس جدول کرجسی مورگان با استفاده از روش نمونه گیری خوشهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه استرس تحصیلی گادزلا (1991)، پرسشنامه نگرشهای ناکارآمد وایزمن و بک (1978) و پرسشنامه پنج وجهی ذهنآگاهی بائر و همکاران (2006) بود. برای تحلیل دادههای گردآوری شده از تحلیل مسیر و رگرسیون ساده و چندگانه استفاده شد.
نتایج: نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که نگرشهای ناکارآمد و ذهن آگاهی میتوانند به ترتیب 23 % و 16% از تغییرات متغیر ملاک استرس تحصیلی را تبیین کند. همچنین نگرشهای ناکارآمد میتوانند 19 % از تغییرات متغیر ملاک ذهن آگاهی را تبیین کند. همچنین نتایج نشان داد که نگرشهای ناکارآمد بر استرس تحصیلی اثرمستقیم (42/0β=) و بر ذهنآگاهی اثرمعکوس (37/0β= -) دارد.
نتیجه گیری: نگرش های نارکارآمد می تواند هم به صورت مستقیم و هم با میانجی ذهن آگاهی، میزان استرس تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی نماید.
تاثیر تمرینات استقامتی، مقاومتی و ترکیبی بر بیان ژن HIF1، سطوح پلاسمایی PGC1a و ترکیب بدن مردان سالمند دارای اضافه وزن
صفحه 286-298
سید مهدی رضوی دهکردی، سعید کشاورز، جمشید بنایی، الهام افتخاری
چکیده مقدمه: امروزه چاقی و اضافه وزن به عنوان یکی از دلایل بروز خیلی بیماریها شناخته شده است. هدف از این پژوهش تاثیر تمرینات استقامتی، مقاومتی و ترکیبی بر بیان ژن HIF1، سطوح پلاسمایی PGC1a و ترکیب بدن مردان سالمند دارای اضافه وزن بود.
موادوروش ها: آزمودنیهای این پژوهش 40 مرد سالمند دارای اضفه وزن بودند که به صورت تصادفی به چهار گروه استقامتی (12 نفر)، گروه تمرین مقاومتی (12نفر)، گروه تمرین ترکیبی (12نفر) و کنترل (12 نفر) با دامنه سنی 42/3 ± 75/60 (سال)، وزن 84/2 ± 06/92 (کیلوگرم)، قد 25/3 ± 73/1 (متر)، شاخ توده بدن (کیلوگرم/متر2) 59/1 ± 51/30 ، درصد چربی 40/1 ± 38/28 تقسیم شدند. گروه تمرین مقاومتی (60تا80%1RM)، گروه تمرین استقامتی (60تا75%VO2max) و گروه تمرین ترکیبی، تمرینات مربوط به خود را به مدت هشت هفته و 3 جلسه در هفته انجام دادند. به منظور اندازهگیری بیان ژن HIF1 در گلبولهای سفید خون از روش PCR Real-time- و سطوح پلاسمایی PGC1a از روش الایزا استفاده شد. برای تحلیل دادهها از آزمون آماری تحلیل واریانس یکطرفه و تست تعقیبی بونفرونی در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که هر سه نوع تمرین افزایش معنیداری در بیان ژن HIF1(001/0=P)، افزایش PGC1a (001/0=P)، کاهش معنیدار توده چربی (001/0=P) و کاهش معنیدار شاخص توده بدن(001/0=P) در مقایسه با گروه کنترل شدند اما بین گروههای تجربی تفاوت معنیداری وجود نداشت.
نتیجه گیری: بر اساس یافتهها به نظر میرسد تمرینات استقامتی، مقاومتی و ترکیبی باعث افزایش فاکتورهای مرتبط با سلامتی افراد سالمند میگردد.
تشخیص زودرس زخم پای دیابتی از طریق تصاویر حرارتی کف پا با استفاده از الگوریتم نزدیکترین همسایگی
صفحه 150-156
پویا درخشان برجویی، مژده بهادرزاده، افسانه عرب زاده
چکیده دیابت بیماری است، که براثر قطع تولید انسولین و یا عدم کارکرد مناسب در بدن به وجود میآید. تشخیص زودرس زخم پای دیابتی از تصاویر حرارتی کف پا، از روشهای جدید تشخیص زخم پای دیابتی است. در این مقاله با بهینه سازی الگوریتم نزدیکترین همسایگی، تشخیص زودرس زخم پای دیابتی، با مقایسه تشابه تصویر حرارتی کف پای چپ و راست، انجام می گیرد. و وضعیت احتمال زخم کف پا تشخیص داده می شود. در راهکار پیشنهادی با حذف نواحی اضافه و ساخت تصویر دمایی از تصاویر کف پاها، با استفاده از تکنیکهای انطباق تصویر بر رویهم و سپس استخراج ویژگیهای آماری نظیر توزیع استاندارد، درصد پیکسلهای نامشابه و میانگین حرارتی کف پاها سعی در تشخیص زودرس وضعیت زخم فرد میشود. الگوریتم مورد نظر بر روی داده های انتخاب شده، بررسی و ارزیابی گردید و نتایج نشان ازدقت بالا و کارایی آن دارد. برای ارزیابی روش پیشنهادی از تصاویر حرارتی به روش اعتبارسنجی متقابل استفاده نمودهایم که در مجموع بهدقت 85.14% دستیافتهایم.
بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر اجتناب شناختی- رفتاری و فعالیتهای خودمراقبتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2
صفحه 278-290
فاطمه باقریفرد، کبری کاظمیان مقدم، سحر صفرزاده، فرشاد بهاری
چکیده مقدمه: با توجه به اینکه دیابت عوارض روانی، جسمانی، ارتباطات فردی، خانوادگی و اجتماعی و درک افراد از سلامت خود را به همراه دارد بنابراین هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر اجتناب شناختی-رفتاری و فعالیتهای خودمراقبتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 میباشد.
روش کار: روش پژوهش آزمایشی بوده و از طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان و مردان متأهل مبتلا به دیابت نوع 2 شهر اهواز میباشد که در سال 1400 عضو انجمن دیابت این شهر بودند. برای گردآوری اطلاعات از این جامعه آماری، 40 نفر از این بیماران با استفاده از مصاحبه تشخیصی، مصاحبه شفاهی و بر اساس ملاکهای ورود و خروج، غربالگری و به صورت هدفمند انتخاب شدند و بعد از همسانسازی به روش زوج و فرد، به صورت گمارش تصادفی در 2 گروه 20 نفره، (گروه آزمایش با روش درمان فراتشخیصی یکپارچه (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای تحقیق شامل مقیاس اجتناب شناختی- رفتاری (اتنبرگ و دابسون، 2004) و مقیاس فعالیتهای خودمراقبتی دیابت (توبرت و همکاران، 2000) بود. دادهها از طریق تحلیل کوواریانس چندمتغیری(MANCOVA) و تک متغیری (ANCOVA) مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی یکپارچه بر اجتناب شناختی-رفتاری و فعالیتهای خودمراقبتی مؤثر میباشد (05/0>p).
نتیجهگیری: به نظر می رسد که این مداخله میتواند باعث کاهش اجتناب شناختی-رفتاری و افزایش فعالیتهای خودمراقبتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 گردد.
اثربخشی معنا درمانی بر خودانتقادی دانشجویان دختر در معرض رفتارهای پرخطر
صفحه 299-312
ماهان مومنی مزده، غلامرضا منشئی، اصغر آقایی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی معنا درمانی بر تفکر انتقادی دانشجویان دختر در معرض رفتارهای پرخطر انجام شد. روش پژوهش، نیمهآزمایشی (با گروه آزمایش و گواه) با طرح سه مرحلهای (پیشآزمون- پسآزمون-پیگیری) و مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دختر در معرض رفتارهای پرخطر بود که در دانشگاه غیرانتفاعی هشت بهشت، دانشگاه آزاد اسلامی نجفآباد و اصفهان در سال تحصیلی 1401-1400 مشغول به تحصیل بودند. در این پژوهش تعداد 35 دانشجوی دختر در معرض رفتارهای پرخطر با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند (18 دانشجو در گروه آزمایش و 17 دانشجو در گروه گواه). دانشجویان حاضر در گروه آزمایش معنا درمانی را طی ده هفته در 10 جلسه 75 دقیقه ای دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه گرایش به رفتارهای پرخطر (محمدخانی، 1386) و پرسشنامه تفکر انتقادی (لویز، 1998) استفاده شد. نتایج نشان داد که معنا درمانی بر تفکر انتقادی (0001>P؛ 59/0=Eta؛ 16/49=F) دانشجویان دختر در معرض رفتارهای پرخطر تأثیر معنادار دارد. بر اساس یافتههای پژوهش میتوان چنین نتیجه گرفت که معنا درمانی با بهره گیری از فنونی همانند تغییر نگرش ها و گرفتن معنا از طریق راه های کشف معنا، مسئولیت پذیری، غلبه بر یاس و افزایش امید به زندگی و حمایت عاطفی اعضا از یکدیگر میتواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش تفکر انتقادی دانشجویان دختر در معرض رفتارهای پرخطر مورد استفاده قرار گیرد.
مقایسهای کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار و زنان عادی در شهرستان هرسین
صفحه 313-338
خدیجه بابایی، علی روشنایی، حسین جمالی آشتیانی
چکیده پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مطالعات مقایسهای با هدف کاربردی میباشد. هدف کلی پژوهش بررسی مطالعه مقایسهای کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار و زنان عادی در شهرستان هرسین و ارائه راهکارهایی اساسی متناسب با نتایج حاصل از تحقیق جهت کاربرد در بسیاری از ارگان های دست اندرکار، سیاست گذران و برنامه ریزان عرصه های حمایتی و اجتماعی که در حیطه ی وضعیت اقشار آسیب پذیر بویژه زنان سرپرست خانوار به مطالعه می پردازند میباشد. چهارچوب نظری تحقیق بر اساس دیدگاه صاحب نظرانی چون : پاتنام،بوردیو، هابرماس،فرانس، بوند و کورنر بصورت تلفیقی و استفاده تکمیلی از نظرات دیگراندیشمندان حوزه جامعهشناسی طراحی و تنظیم شده است. جامعه آماری شامل تمام زنان متاهل و همچنین زنان سرپرست خانوار شهر هرسین،در طول دورۀ تحقیق بوده که تعداد 380 نفر نمونه براساس نمونه گیری خوشه ای و تصادفی انتخاب شده است. روش تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه (کیفیت زندگی فرانس1996 و سوالات " محقق ساخت )میباشد. ت نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری بر روی ابعاد مربوط به کیفیت زندگی (بعد جسمانی، بعد روانی، بعد اجتماعی) در دو گروه زنان سرپرست خانوار و زنان عادی نشان می دهد که ازنظر بعد جسمانی(24/452F= ، Sig=0/000)، بعد روانی(31/530F= ، Sig=0/000)، بعد اجتماعی(05/513F= ، Sig=0/000) تفاوت معناداری بین کیفیت زندگی این دو گروه وجود دارد . هچنین یافته های پژوهش حاکی از تفاوت معنادار بین میزان حمایت اجتماعی،سرمایه اجتماعی،روابط اجتماعی ، موقعیت خانوادگی زنان سرپرست خانوار و زنان عادی می باشد.
توانمندسازی روانشناختی مبتنی بر تجارب زیسته پرستاران
صفحه 339-350
سهیلا تیموری درمیان، حسین سلیمی بجستانی، مهدی زارع بهرامآبادی
چکیده مقدمه: توانمندی نیروی انسانی مهمترین عامل بقا سازمانهایی مانند بیمارستانها است که در درمان و حفظ سلامت جسمانی و روانی بیماران نقش مهمی را ایفا میکند؛ بنابراین توجه ویژه به توانمندسازی افراد در بیمارستانها از هر سازمانی با اهمیتتر میباشد؛ لذا هدف پژوهش حاضر توانمندسازی روانشناختی مبتنی بر تجارب زیسته پرستاران است.
روش کار: پژوهش از نوع کیفی و به روش پدیدارشناسی تفسیری صورت گرفت که هدف آن کشف عوامل توانمندسازی روانشناختی بر اساس تجارب زیسته پرستاران بود. شرکتکنندگان در پژوهش 16 نفر از پرستاران بیمارستان مشهد بودند که به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها با مصاحبههای عمیق، فردی و نیمهساختاریافته جمعآوری شد و تا زمان اشباع دادهها، تداوم پیدا کرد. پس از پیادهسازی مصاحبهها، بر اساس رویکرد هرمنوتیک تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: بررسی دادهها، توانمندسازی روانشناختی پرستاران را نشان داد که در خصوص عوامل زمینهساز سازمانی و شغلی 439 کد و 4 مفهوم ثانویهی فرهنگ سازمانی، ویژگیهای شغل، ابهام نقش شغلی و عدم حمایت اجتماعی شغلی وجود دارد. از عوامل زمینهساز خانوادگی 279 کد و 5 مفهوم ثانویهی ویژگیهای خانواده، ابهام نقش خانوادگی، عدم حمایت خانواده، تقاضاهای همسری و ازدواج، تقاضاهای والدینی و تعلق خانوادگی بدست آمد و عوامل زمینهساز فردی/روانشناختی 357 کد و 5 مفهوم ثانویهی خودکارآمدی و مهارتها، حساسیت شخصی، خواسته-های شخصی، وجدان کاری، خودشناسی تابآوری بدست آمد.
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت توانمندسازی روانشناختی میتوان پیشنهادکردمدیران بیمارستانهاباشناسایی فرایندهای اجتماعی که در طرز نگرش افراد مؤثر است و ایجاد جوّی که زمینهساز توانمندسازی پرستاران باشد، به افزایش سطح شاخصهای توانمندی پرستاران توجه بیشتری نمایند.
همسنجی تاثیر برنامه غنی سازی روابط مبتنی بر رفتار درمانی شناختی و زوج درمانی هیجان مدار بر صمیمیت زناشویی و سازگاری در زوجین درگیر خشونت خانگی
فریبا محمدی، محمد رضا بیات، سیفالله غلامی کرهرودی
چکیده پژوهش برای همسنجی تاثیر برنامه غنی سازی روابط مبتنی بر cbt و زوج درمانی هیجان مدار بر صمیمیت و سازگاری در زوجین درگیر خشونت خانگی انجام شد. روش پژوهش، نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون چند گروهی با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری زنان درگیر خشونت خانگی 20 الی 40 سال منطقه 7 تهران در 1401 بود. نمونه گیری بصورت دردسترس و 60 نفر بعنوان نمونه انتخاب شدند و بصورت تصادفی به دو گروه 20 نفره آزمایش و 20 نفره کنترل تقسیم شدند. برای گروهای آزمایش آموزش مداخله غنی سازی روابط مبتنی بر cbt و آموزش eft برگزار و گروه کنترل برنامه عادی روزانه خود را داشتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه سازگاری و صمیمیت زناشویی جمع آوری شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر و با بهره گیری از spss تحلیل شدند. مشخص شد cbt و eft بر صمیمیت زناشویی و سازگاری در زوجین درگیر خشونت خانگی تاثیر معناداری دارد که نتایج آن پایدار می باشد (05/0>p)، اما نتایج برای تفاوت تاثیر روش درمانی معنادار نبود. بنابراین می توان نتیجه گرفت غنی سازی روابط مبتنی بر cbt وeft بر صمیمیت زناشویی و سازگاری در زوجین موثر است.
اولویت بندی عوامل سیستم های مانا برساختار سلامت سازمانی وزارت ورزش و جوانان
نوروز مرادی، عباس خدایاری، پریوش نوربخش، حسین عبدالملکی
چکیده مقدمه: هدف پژوهش حاضر اولویت بندی عوامل سیستم های مانا برساختار سلامت سازمانی وزارت ورزش و جوانان میباشد. روش کار: روش تحقیق آمیخته با رویکرد اکتشافی است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل خبرگانی می باشد که در زمینه پژوهش تخصص علمی، اجرایی و یا هر دو را دارند. با توجه به اطلاعات به دست آمده از وزارت ورزش و جوانان جامعه آماری در بخش کمی شامل اعضای شورای راهبردی وزارت ورزش و جوانان، مدیران میانی و عالی ستادی وزارت ورزش و جوانان و روسای فدراسیونهای ورزشی می باشند. نمونهآماری در بخش کیفی کلیه خبرگان در ورزش ایران را تشکیل می دهند که انتخاب آنها به روش گلوله برفی و به صورت هدفمند بود. در بخش کمی نیز برای هر گویه بین10 تا 15 نمونه آماری مورد نیاز می باشد. برای جمعآوری دادهها در بخش کیفی از روش مصاحبههای عمیق و نیمه ساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. در بخش کیفی برای تجزیه و تحلیل دادههای جمع آوری شده از روش داده بنیاد به شیوه گلیزر و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه2018 استفاده شد. در بخش کمی برای رواسنجی سازههای تحقیق از تحلیل عاملی اکتشافی و مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLS استفاده گردید و به منظور اولویت بندی و بررسی تفاوت بین عوامل سیستم های مانا وزارت ورزش و جوانان از نظر نمونه های تحقیق از آزمون رتبه بندی فریدمن استفاده شد. نتایج:. نتایج نشان داد که زیرسیستم هوشمندی، زیر سیستم انسـجام، زیرسیسـتم هماهنگی، زیرسیسـتم اجرایـی و زیرسیستم هویت به ترتیب اولویت در ساختارسازمانی وزارت ورزش شناسایی شدند. نتیجه گیری: براساس نتایج تحقیق می توان گفت که الگوی ارائه شده از برازش مطلوب برخوردار بود.
مقایسه اثربخشی درمان فعال سازی رفتاری و رفتار درمانی دیالکتیکی بر رفتارهای خودآسیبرسان و خودانتقادی نوجوانان مبتلا به اختلال دوقطبی
صفحه 394-408
فاطمه صمدی، سید عبدالمجید بحرینیان، کتایون رازجویان، فاطمه شهابی زاده
چکیده مقدمه: رفتارهای خودآسیب رسان و خودانتقادی به عنوان متغیرهای اساسی نقش مهمی در اختلال دوقطبی ایفا میکنند. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان فعال سازی رفتاری و رفتار درمانی دیالکتیکی بر خودانتقادی ورفتارهای خودآسیبرسان نوجوانان 12- 18 سال مبتلا به اختلال دوقطبی بود.
روش کار: این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. ا جامعه پژوهش شامل نوجوانان 12- 18 سال مبتلا به اختلال دوقطبی شهر تهران در سال 1400 بودند که از این جامعه به روش نمونهگیری هدفمند از بین بیمارستان امام حسین تهران، مطب سعادت آباد و مطب قایم شهر و بر اساس مصاحبه بالینی ساختار یافته، تعداد 60 نوجوان انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل هر گروه 20 نوجوان (آزمایش اول: رفتاردرمانی دیالکتیکی)، (آزمایش دوم: درمان فعالساز رفتاری) و گروه کنترل جایگرین شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه رفتارهای خودآسیبرسان کلونسکی و گلن (2009) و پرسشنامه خودانتقادی تامپسون و زوراف (2004) استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با روش آماری تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0 و با نرم افزار SPSS.21 انجام شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که درمان فعالساز رفتاری و رفتاردرمانی دیالکتیکی بر خودانتقادی و رفتارهای خودآسیب-رسان تأثیر دارد و باعث کاهش خودانتقادی و رفتارهای خودآسیبرسان شده است. نتایج آزمون بونفرونی نشان داد که رفتار درمانی دیالکتیکی تأثیر بیشتری نسبت به درمان فعالساز رفتاری بر خودانتقادی و رفتارهای خودآسیبرسان در نوجوانان دارای اختلال دوقطبی دارد (05/0>P).
نتیجهگیری: درمان فعال ساز رفتاری و رفتاردرمانی دیالکتیکی نقش مهمی در کاهش خودانتقادی
اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب مرگ و تحمل پریشانی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو
هنگامه ساقیها، الهام منطقیان، میرعلی نگارنده، مریم دیده ور، معصومه بیگتن
چکیده مقدمه بیماری دیابت نوع دو جزو بیماری های مزمن است. این نوع بیماریها به خاطر ماهیتی که دارند باعث اضطراب مرگ و پریشانی میشوند. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بر اضطراب مرگ و تحمل پریشانی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. روش کار روش پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. از جامعه آماری بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شهر تهران در سال 1401 بهصورت دردسترس 35 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. پرسشنامههای پژوهش شامل اضطراب مرگ (تمپلر، 1970) و تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) بود. کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی به مدت ده جلسه برای گروه آزمایش اعمال شد. نتایج یافتههای توصیفی نشان داد که نمرات گروه آزمایش نسبت به نمرات گروه کنترل کاهش محسوسی در اضطراب مرگ و افزایش محسوس در تحمل پریشانی دارد. نتیجه تحلیل کوواریانس نشان داد که پس از حذف اثر پیش آزمون، میانگین نمرات پس آزمون دو گروه اختلاف آماری معناداری داشتند (001/0p<). نتیجه گیری بر اساس نتایج، کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی در بهبود اضطراب مرگ و تحمل پریشانی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مؤثر بود، لذا میتوان از آن بهعنوان روش درمانی مکمل در کنار روشهای پزشکی در راستای ارتقای وضعیت روانشناختی (بهبود اضطراب مرگ و تحمل پریشانی) بیماران استفاده نمود.
اثربخشی آموزش مدیریت هیجانی بر طرحوارههای ناکارآمد و جراتمندی نوجوانان دوره دوم متوسطه
مریم سادات فاضل زاده دزفولی، محمود زارع جمال آبادی، محسن سعیدمنش
چکیده مقدمه: دوره تحولی نوجوانی به شکل معمول با تغییراتی در شرایط روانی و هیجانی همراه است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدیریت هیجانی بر طرحوارههای ناکارآمد و جراتمندی نوجوانان دوره دوم متوسطه انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر کاربردی از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را نوجوانان دوره متوسطه دوم مدرسه فاطمه الزهرا منطقه برخوار در شش ماه اول سال 1402 تشکیل دادند که تعداد آنان برابر با 325 نفر بود. جهت اجرای پژوهش حاضر تعداد 30 نوجوان با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروههای آزمایش و گواه قرار گرفتند (15 نوجوان در گروه آزمایش و 15 نوجوان در گروه گواه). نوجوانان حاضر در گروه آزمایش آموزش مدیریت هیجانی (8 جلسه) را طی 8 هفته دریافت نمودند. پرسشنامههای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه طرحوارههای ناکارآمد (ISQ) و پرسشنامه جراتمندی (AQ) بود. دادههای حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس چندمتغیری توسط نرمافزار آماری SPSS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد آموزش مدیریت هیجانی بر طرحوارههای ناکارآمد (0001/0>P) و جراتمندی (0001/0>P) نوجوانان دوره دوم متوسطه تاثیر داشته است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج حاضر، آموزش مدیریت هیجانی با بهرهگیری از فنونی همانند ارزیابی میزان آسیبپذیری هیجانی، آموزش مهارتهای بینفردی، تغییر ارزیابیهای شناختی و تغییر پیامدهای رفتاری و فیزیولوژیکی هیجان میتواند به عنوان روشی کارآمد در جهت کاهش طرحوارههای ناکارآمد و بهبود جراتمندی نوجوانان مورد استفاده قرار داد.
تاثیر تمرینات هوازی فزاینده تا بیشینه بر بیومارکر های آسیب قلبی ورزشکاران
صفحه 351-362
علیرضا خلیل ارجمندی، فرشاد غزالیان، حسن متین همایی، حسین عابد نطنزی
چکیده هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر تمرینات هوازی فزاینده تا بیشینه بر بیومارکرهای آسیب قلبی بازیکنان لیگ برتر فوتیال ایران بود.
مطالعه حاضر یک تحقیق نیمه تجربی بود. از بین این جامعه تعداد 20 فوتبالیست به صورت نمونه های دردسترس انتخاب شدند. ارزیابی فعالیت هوازی فزاینده تا بیشینه با اجرای پروتکل بروس بود. جهت آزمون فرضیه ها و مقایسه متغیرهای وابسته در گروه های مختلف از آزمون تحلیل واریانس در اندازه های تکراری استفاده شد و از آزمون بونفرونی برای مقایسه بین مراحل خونگیری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار 25SPSS انجام شد.
با توجه به نتایج تفاوت معناداری در میزان گالکتین-3 بین مرحله پیش آزمون و بلافاصله و 24 ساعت بعد آزمون مشاهده نشدهمچنین تفاوت معنی داری در CTnI و CTnT در پیش آزمون و بعد از آزمون وجود داشت سطوح CTnI و CTnT بلافاصله بعد از آزمون افزایش معنادار داشتند و سپس 24 ساعت بعد به حالت اولیه بازگشتند. همچنین تفاوت معنی داری در پپتید ناتریورتیک مغزی(BNP) در پیش آزمون، بلافاصله و 24 ساعت پس از تمرین مشاهده شدسطوح ناتریورتیک مغزی بلافاصله بعد از آزمون افزایش معنادار و بعد 24 ساعت کاهش معنادار داشت و 24 ساعت بعد به سطوح اولیه بازگشته است.می توان نتیجه گرفت که تمرینات هوازی فزاینده تا بیشینه ممکن است منجر به افزایش تروپونین اختصاصی قلبی I و T و پپتید ناتریورتیک مغزی شود. با این حال، به نظر می رسد افزایش موقتی است و باعث آسیب قلبی نمی شود.
پیشبینی اختلالات روانی کودکان بر اساس ویژگیهای شخصیتی و سبکهای دلبستگی مادران
پرنیا شفیعی، اکرم دهقانی
چکیده اختلالات روانی، رفتاری و هیجانی کودکان تحت تاثیر عوامل مختلفی شکل میگیرد. از عوامل اثرگذار بر این فرایند، میتوان به ویژگیهای روانشناختی مادران اشاره کرد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر، پیشبینی اختلالات روانی کودکان بر اساس ویژگیهای شخصیتی و سبکهای دلبستگی مادران بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل مادران کودکان پیش دبستانی و فرزندان آنان در فصل پاییز سال 1400 در شهر اصفهان بود. از بین جامعه آماری 50 نفر به شیوه نمونهگیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سبکهای دلبستگی (هازان و شاور، 1987)، پرسشنامه 5 عامل بزرگ شخصیت (کاستا و مک کرا، ١٩٩٥) و پرسشنامه توانایی و مشکلات کودکان (گودمن، 1997) بود. نتایج نشان داد که بین روانرنجوری مادران با تمام اختلالات روانی کودکان رابطه معناداری دارد. همچنین نتایج حاکی از این بود که دلبستگی ایمن مادران با همه اختلالات روانی کودکان به جزء مشکلات سلوک دارای رابطه معنادار است. علاوه بر این دلبستگی اجتنابی مادران با همه اختلالات روانی کودکان به جزء مشکل با همسالان رابطه معنادار دارد. دلبستگی دوسوگرا در مادران نیز فقط با مشکلات سلوک، مشکلات بیش فعالی و نمره کلی اختلالات روانی رابطه معناداری را نشان داد. در نهایت تحلیل رگرسیون در این پژوهش نشان داد روان رنجوری و توافق پذیری مادران توان پیشبینی اختلالات روانی کودکان را دارند.
مدلسازی معادلات ساختاری شادزیستی بر اساس سبکهای دلبستگی و مهارتهای ارتباطی با میانجیگری خودشفقتورزی در سالمندان
صفحه 363-377
یلدا فتاحی، حکیمه آقایی، محبوبه طاهر، سید موسی طباطبایی
چکیده زمینه و هدف: دوران ﺳﺎﻟﻤﻨﺪی از مهمترین و پرمخاطرهترین دورانﻫﺎی زﻧﺪﮔﯽ اﻧﺴﺎن و ﻣﺸﮑﻼت آن از اﺳﺎﺳﯽﺗﺮﯾﻦ ﻣﺸﮑﻼت ﺟﻬﺎن اﻣﺮوز اﺳﺖ؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر ارائه مدلسازی معادلات ساختاری شادزیستی بر اساس سبکهای دلبستگی و مهارتهای ارتباطی با میانجیگری خودشفقتورزی در سالمندان بود.
روش بررسی: روش پژوهش تحلیلی و مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی سالمندان ساکن آسایشگاه های سالمندان مستقر در شهرهای استان گیلان در سال 1399-1398 بود و روش نمونهگیری بهصورت در دسترس بود. نمونه آماری این پژوهش با توجه به تعداد متغیرهای پژوهش تعداد 210 نفر بود. جهت جمعآوری دادهها از مقیاسهای شادزیستی آکسفورد (2002)، مهارت های ارتباطی بین فردی کوئین دام (2004) و خودشفقت ورزی نف و همکاران (2003) و سبک دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور (1987) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 24 و Amos نسخه 24و ضریب همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که مهارت ارتباطی با خودشفقت ورزی (002/0=P، 1/3Beta=) و خودشفقت ورزی با شادزیستی (41/0=P، 8/2Beta=) به طور معناداری رابطه داشت. اما سبک دلبستگی با خودشفقت ورزی (21/0=P، 2/1Beta=) رابطه نداشت. همچنین اثر غیرمستقیم سبک دلبستگی بر شادزیستی برابر با 7/2 (013/0=P) و مهارتهای ارتباطی بر شادزیستی برابر با 052/0 (025/0=P) بود. شاخص های نیکویی برازش مدل مفهومی برازش داده شده برابر با (5/3=0CMIN/df، 94/0GFI=،93/0 NFI=،08/0 RMSEA=) به دست آمد.
نتیجهگیری: بنابراین، به نظر میرسد تقویت مهارتهای ارتباطی در سالمندان موجب افزایش میزان شادزیستی در آنها شود. همچنین سبک های دلبستگی نیز بر میزان شادزیستی سالمندان تاثیرگذار است.
اثر توانبخشی شناختی کنترل مهاری بر کنترل پاسخ و علائم رفتاری کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی
بتول نجاری الموتی، جاوید پیمانی، مریم بهرامی هیدجی، شیدا سوداگر، ناهید هواسی سومار
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر توانبخشی شناختی کنترل مهاری بر کنترل پاسخ و علائم رفتاری کودکان دارای اختلال نقص توجه /بیش فعالی انجام شد. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر و پسر ۷ تا ۱2 سال مقطع ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1401که مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی بودند. شرکت کنندگان 30 دانش آموز که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به روش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. از پرسشنامه اسنپ (SNAP-IV، سوانسون، نولان و پلهام،1980) و آزمون کنترل مهاری برو/نرو (وودکا و همکاران2007) برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS24 و روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد در عملکرد گروه آموزش نسبت به گروه کنترل در مؤلفههای کنترل پاسخ و کاهش شدت علائم اختلال نقص توجه/بیش فعالی تفاوت وجود دارد(P<0/05). بسته توانبخشی کنترل مهاری که شامل بازیهای ساختاریافته با هدف تقویت مهار تداخل و مهار پاسخ است منجر به بهبود عملکرد دانشآموزان با اختلال نارسایی توجه/بیشفعالی در زمینه کارکرد اجرایی کنترل پاسخ و کاهش شدت علائم شده است.
بررسی تأثیر روانشناسی رفتار بر ارزشیابی توصیفی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
صفحه 378-392
علی اصغر ماشینچی
چکیده مقدمه
از جمله وظایف و اهداف اصلی نظام آموزش وپرورش ،تربیت انسانهایی آزاد اندیش، مسئول، حقیقت طلب، شجاع، فعال و خلاق است این نظام زمانی میتواند به اهداف مورد نظر خود دست یابد که متناسب با تغییراتی در بخشهای گوناگون جامعه انسانی به ویژه در حوزههای نظریههای یادگیری به وجود میآید تحول بنیادین در همه بخشهای خود به وجود آورد.
مطالعه حاضر از نظر هدف از جمله تحقیقات کاربردی و از نظر چگونگی اجرای پژوهش توصیفی- پیمایشی است. از نظر این پژوهش ارزیابی و سنجش میزان تحقق یافتن این اهداف بر عهدهی نظام ارزشیابی است و ارزشیابی تحصیلی یکی از عوامل مهم در بهبود یادگیری و پیشرفت است. در این راستا نظام ارزشیابی توصیفی در دورهی ابتدایی با هدف ایجاد تغییرات بنیادی درنظام آموزش و پرورش ایران و با عنایت به رویکردهای نوین در فرایند یاددهی یادگیری و گذر از ارزشیابی دانش محور به ارزشیابی قابلیت محور به صورت به اجرا در آمده است. از مباحث ایراد شده نتیجه گرفته می شود که ارتباط ارزشیابی با پیشرفت تحصیلی مسألهای است که از جهات مختلف قابل بررسی میباشد و ارزشیابی باید در عین ایجاد مسأله به سیالی فکر و اندیشه نیز کمک کرده و رشد تحصیلی دانش آموزان را باعث گردد و زمینهی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را فراهم سازد. در پی تغییرات نظام آموزشی، روشهای ارزشیابی نیز دگرگون گردید و از ارزشیابی نتیجه مدار در دیدگاه رفتارگرایی به ارزشیابی فرایند مدار از دیدگاه سازگرایی تغییر رویه داده است.
تعیین اثربخشی روانشناسی اخلاقی بر استدلال اخلاقی، قضاوت اخلاقی و هیجانات اخلاقی در بین دانشآموزان قلدر
تورج سرابی اصل، معصومه آزموده، شهرام واحدی، شعله لیورجانی
چکیده مقدمه: مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی روانشناسی اخلاقی بر استدلال اخلاقی، قضاوت اخلاقی و هیجانات اخلاقی در بین دانشآموزان قلدر دوره دوم متوسطه شهر تبریز انجام شد.
روش کار: در پژوهش حاضر نیمه تجربی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه شهر تبریز و نمونه آماری با روش نمونه گیری خوشه ای و شامل دو مدرسه پسرانه دوره متوسطه بود. به منظور تشخیص دانش آموزان پرخاشگر ابتدا پرسشنامه پرخاشگری توسط کلیه دانش آموزان نمونه پر شد. سپس 100 نفر از دانش آموزان پرخاشگر انتخاب شدند و در دو گروه 50 نفری مداخله و کنترل قرار گرفتند. برای انجام مداخله ابتدا پیش آزمون انجام شد. سپس دانش آموزان گروه مداخله با هماهنگی با مدیران مدارس تحت درمان طراحی روانشناسی اخلاقی قرار گرفته و بعد از 8 جلسه دوره آموزشی برای گروه مداخله، پرسشنامهها مجدد توسط دو گروه پر شدند
نتایج: براساس یافته هایاین تحقیق ملاحظه شدکه روانشناسی اخلاقی سبب افزایش نمرات استدلال اخلاقی (001/0= Pو 969/38F=)، قضاوت اخلاقی (001/0= Pو 247/147F=) و هیجانات اخلاقی (001/0= Pو 934/172F=) در بین دانشآموزان قلدر در گروه مداخله شد.
نتیجهگیری: درنهایت نتجه این تحقیق میتواند در حوزه مشاوره وروانشناسی اخلاقی برای روانشناسان موثر باشد.
رابطه طرد اجتماعی و آسیب دیدگی های دوران کودکی با خطرپذیری نوجوانان دختر دوره دوم متوسطه
نرگس شاه عباس پور، محمدعلی رحمانی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه طرد اجتماعی و آسیب دیدگی های دوران کودکی با خطرپذیری نوجوانان دختر دوره دوم متوسطه انجام گرفت. روش تحقیق از نوع توصیفی با طرح همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ی دوم شهرستان تنکابن درسال تحصیلی ۱۴۰۱_ ۱۴۰۰ بود که از این تعداد 147 نفر به شیوه ی تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های خطرپذیری (ایرانی زاده محمدی و احمد آبادی ، 1387)، فرم کوتاه پرسشنامه ترومای دوران کودکی(2003) و پرسشنامه طرد اجتماعی( هـوف و ورومـن ،۲۰۰۱) پاسخ دادند. اطلاعات به دست آمده از پرسشنامهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS و رگرسیون چند گانه تجزیه و تحلیل شد. یافته های به دست آمده حاکی از آن بود که بین تمام مؤلفه های آسیب دیدگی دوران کودکی با خطرپذیری همبستگی مثبت و معنادار و از میان مؤلفه های طرد اجتماعی فقط همبستگی مشارکت اجتماعی و دسترسی به حقوق اجتماعی با خطرپذیری مثبت و معنادار بود. نتیجه پژوهش نشان داد متغیر آسیب دیدگی دوران کودکی و طرد اجتماعی قدرت پیش بینی خطر پذیری را دارند.